شيراني که امروز تنها سنگوارههايشان و خاطرههايشان در تاريخ مانده و در گوشه کنار ايران ميتوان نشاني از آنها يافت همچون شيرهايي که نگهبان عقاب آجري پير زايندهرودند و زماني پيشتر بر بالاي گوري نگهبان ياد دلاوري از اين خطه و اکنون شاد از نگهباني خواجوي پير، چرا که نسل شيرهاي سنگي اصفهان نيز چونان نماد قدرت ايرانيان رو به انقراض برده است. شايد در دل شير مسجد طيب نيز خاطراتي از گذشته هاي دور و مردان دلاور باشد اما نميدانم آيا شير عظيم جثه و جوان اتوبان ذوب آهن نيز چنين خاطرهاي دارد شايد اگر زباني داشت ميگفت چرا آنجاست ! رو به روي زندان مرکزي اصفهان، شايد ياد يلان را زنده ميکند؟ يا شايد از آنسوي خيابان از زندانيان نگهباني ميکند؟ کسي درست نميداند با شک و گمان ميگويند آنها که مسوولند و آنها که اين شير را هميشه ميبينند شايد نشان قوم بختياري در اتوباني است که به چهار محال و بختياري منتهي ميشود! يا به قول محمد عقيلي کارشناس، زيباسازي شهرداري اصفهان پس از همايش تنديسهاي برفي در چلگرد در سال81 ايده آن از تنديسهاي کوچک اين همايش تبديل به شيرهاي جوان شده است تا در مقابل زندان اصفهان بايستند. به هر صورت شيرها هميشه در ايران نماد قدرت و دلاوري بودهاند و در سازههاي ايراني جايي ويژه داشتهاند. از جام و ديواره گرفته تا مجسمههاي سنگي.

وي افزود: شير سنگي همدان، يکي از قديميترين شيرهاي ايران است که بسياري معتقدند وظيفه او حفظ ساکنان هگمتانه از برودت و سرما و نيروهاي شر بوده است. وجود نقش شير و گاو در تخت جمشيد نيز نمادي است از غلبه بهار بر زمستان، شير، گاو را به عقب ميراند تا بهار و اعتدال جايگزين سرماي زمستان شود.
موزهاي براي شيرهاي سنگي
گل سفيدي در رابطه با وجود تعدادي از اين شيرهاي سنگي در استان اصفهان گفت: تنديس شيرهاي سنگي در فرهنگ بختياري جايگاهي خاص دارد و ايل بختياري نزديک اصفهان زندگي ميکنند و هميشه بين عشاير، روستاييان و شهر رابطه متقابلي بود و نيازهاي يکديگر را تامين ميکردند به همين خاطر هميشه رفت و آمد بود و از دوره صفويه گروهي از بختياريها در اصفهان ساکن و از دوره قاجار نيز اين تعداد اضافه ميشوند.
وي اضافه کرد: در شاهين شهر، فلاورجان و فولادشهر نيز قبرستانهايي مختص بختياريها وجود دارد که البته ظاهر اين تنديسها گاهي با هم متفاوت است.

وي افزود: وجود دو شير بتني در اتوبان ذوب آهن اصفهان نيز شايد به اين دليل است که ساکنان چهارمحال و بختياري از اين دروازه عبور ميکنند.
اين محقق و پژوهشگر درخصوص دليل حضور بختياريها در اصفهان ادامه داد: در زمان ظلالسلطان وقتي که خوانين مجبور بودند بعضي از افراد خانواده خود را به عنوان گرو نگه دارند تا تضميني باشد براي اين که مطيع دولت باشند، بختياريها و به خصوص خوانين به اصفهان رفت و آمد زيادي داشتند و براي اين که يک پايگاهي در اصفهان داشته باشند، بخشي از بختياريها را به اصفهان کوچاندند و در اصفهان ساکن شدند.
وي با اشاره به اينکه بسياري از شيرهاي سنگي تخت فولاد اصفهان را افرادي که دنبال اشيا عتيقه و تاريخي هستند، بردند و مشخص نيست چه بلايي سر آنها آمده است، پيشنهاد کرد: اگر تنديسهاي شيرهاي سنگي تخت فولاد اصفهان جمع آوري و در يک موزه نگهداري شود، بهتر است.
شيرهاي 4هزار ساله بختياري
نويسنده «شير در باور و فرهنگ بختياري» در مورد دليل وفور شيرهاي سنگي در فرهنگ بختياري با بيان اينکه نمادهاي طبيعي در زندگي انسان، مفهومي آرماني و آييني پيدا کرده است، افزود: انسان امروز با تمامي پيشرفت هايي که داشته، هنوز مقهور طبيعت است و به او نياز دارد. اين نياز انسان به طبيعت و ارتباط تنگاتنگ او با محيط طبيعي بر آداب و رسوم و اعتقاداتش تاثير گذاشته است و شايد انسان به خاطر تشکر از طبيعت، او را در قالب راز و رمزهاي فراواني به ميدان نمادسازي کشانده است.
وي با اشاره به تمايل و کشش نفس انساني به سوي هويت جويي اشاره کرد و ادامه داد: انسان هميشه به دنبال اتصال خود به يکي از نيروهاي قدرتمند و باشکوه بوده است. او هميشه براي تمايز خود از ديگران به طبقه بندي نياز داشت در اين راستا از طبقه بندي موجود در طبيعت استفاده کرد و شير را که نماد غلبه، شجاعت و جسارت بود را به عنوان نماد افراد شجاع و بزرگمرد برگزيد.

وي ادامه داد: تا حدود 60 و يا 70 سال پيش نيز شيرها در اين مناطق ديده ميشدند، تا جايي که يک نقشه بردار هندي وابسته به ارتش انگليس در سال 1942 ميلادي در گزارشي عنوان ميکند که در 60 کيلومتري شمال غربي دزفول يک رأس شير پيدا کرده است.
وي به حماسه گاو و شير در فرهنگ ايران باستان اشاره کرد و ادامه داد: در نبرد شير و گاو به طور قطع، يکي مغلوب و ديگري پيروز مي شود. شير و گاو هر دوقدرتمند هستند و جدال اين دو حيوان قدرتمند را ميتوان نماد جدال عشاير کوچنده با طبيعت سخت توصيف کرد.
شيرهاي بر سر گور
اولين چيزي که پس از شنيدن نام شير سنگي در ذهن نقش مي گيرد گوري است که شير سنگي بر بالاي ان ايستاده، صحنهاي که در گورستانهاي چهار محال و برخي از قسمتهاي تخت فولاد اصفهان ديده ميشود.
گل سفيدي درخصوص چگونگي ظهور شير در فرهنگ سوگواري بختياريها گفت: شايد معروفترين نماد شير در بختياري، شير سنگي يا برد شير است. اين رسم تا 40 سال پيش در بين اين قوم، مرسوم بوده است، به نحوي که وقتي جوانمردان فوت ميکردند، تنديس شير سنگي بر بالاي قبر آنها نصب ميشد.

اين محقق و پژوهشگر با اشاره به نقش هاي مختلفي که بر روي بدنه تنديس شيرهاي سنگي حک مي شد، تشريح کرد: بر روي بدنه تنديس شيرهاي سنگي اشيا مختلفي مانند اسب، قمه، تفنگ و... متناسب با حال متوفي نقش ميشد که همين اشياء ميتوانست اطلاعات دقيقي در رابطه با زمان فوت شخص بدهد. به عنوان مثال تفنگها به مرور پيشرفت ميکردند. البته ظرافت در طراحي، جنس سنگ و بزرگي تنديس نيز ميتوانست نشانگر نوع شخصيت متوفي باشد.
افتخار شير کشي و انقراض نسل شيرها در ايران
شير افکني و شيرکشي مايه افتخار و سربلندي بختياريها بوده تا جايي که آرزوي يک جوان بختياري معروف شدن به لقب شيرکشي بوده است.

وي افزود: متاسفانه همين افتخار شيرافکني در بين بختياري ها به مرور زمان باعث انقراض نسل شيرها در ايران شد، به خصوص زماني که سلاح گرم در دست مردم قرار گرفت.
