گفتوگو با عباس آرایش از لامرد:
از رتبهی 88هزار سال 94 تا رتبهی 558 سال 97
عباس آرایش در یک نگاه
شهر: لامرد (فارس)
مدرسه:
سالهای حضور در کانون: از سوم دبیرستان و سه سال فارغالتحصیلی به مدت 5 سال
رتبهی قبولی: 558 تجربی منطقهی 3
رشتهی قبولی: فیزیوتراپی دانشگاه علومبهزیستی
لطفاً خودت را معرفی کن.
من عباس آرایش از شهر لامرد استان فارس هستم. در سال 97 موفق شدم با رتبهی 558 تجربی منطقهی 3 در رشتهی فیزیوتراپی دانشگاه علومبهزیستی قبول شوم.
تو قبلاً هم در کنکور شرکت کردهای. از چه رتبهای به این جایگاه رسیدی؟
سال 94 برای اولین بار در کنکور شرکت کردم. به جلسه رفتم اما بهدلیل ترس از شکست تمام پاسخنامه را سفید گذاشتم. من اصلاً درس نخوانده بودم. میخواستم بهتر شود؛ اما بدتر شد. بعدها به خودم گفتم کاش به سؤالات جواب داده بودم و توان واقعیام را میفهمیدم.
یعنی دانشآموز درسخوانی نبودی؟
سال اول دبیرستان در شهر دیگری در مدرسهی نمونهدولتی درس میخواندم و در خوابگاه بودم. هرچند شاگرداول بودم، شهری که رفته بودم، شرایط خوبی نداشت و دوم دبیرستان به لامرد برگشتم. پایهی درسیام خوب بود اما شناختی از کنکور نداشتم.
مگر عضو کانون نبودی که میگویی شناختی از کنکور نداشتی؟
من از سوم دبیرستان به کانون آمدم و سه سال هم بهعنوان فارغالتحصیل در آزمونهای کانون شرکت کردم.
در آزمونهای کانون چه ترازهایی داشتی؟
وقتی برای اولین بار در آزمونهای کانون شرکت کردم اصلاً نمیدانستم تراز یعنی چه؛ فقط شنیده بودم تراز 6000 به بالا خوب است. در اولین آزمون ترازم 5900 شد و خیلی ناامید شدم و فکر کردم خیلی ضعیف هستم و تا بهمنماه افت داشتم. از بهمنماه که نیمسال دوم شروع شد دوباره درسخواندن را جدی گرفتم و به تراز 6700 هم رسیدم. درواقع باید بگویم آنطور که باید تلاش نمیکردم. من درسخواندن را دوست داشتم و نیازی نبود کسی یادآوری کند؛ اما سال چهارم هر روز باید خوب درس میخواندم و روزی اگر حوصلهی کمتری برای درسخواندن داشتم، اذیت میشدم و باعث میشد کمکاری کنم. سال چهارم هم در آزمونهای کانون شرکت کردم و اولین ترازم 6800 شد.
با تراز خوبی شروع کردی. چه شد که موفق نشدی؟
با تراز خوبی شروع کردم؛ اما چون به آزمونها پیوستگی نداشتم و غیبت میکردم، نتوانستم نتیجه بگیرم. خودم را باهوش میدانستم و کمترین ترازی که برای خودم انتظار داشتم 7000 بود. تلاشم خیلی کم بود و به ترازی هم که میخواستم نمیرسیدم و کمکم انگیزهام را برای درسخواندن هم از دست دادم. بهتدریج ترازم افت کرد و به زیر 5000 رسید. این روند ادامه داشت تا مجبور شدم از ترس شکست پاسخنامهی کنکور 94 را سفید بگذارم و از جلسه بیرون بیایم. رتبهام 88هزار شد و تصمیم گرفتم دوباره در کنکور شرکت کنم.
نظر خانوادهات چه بود؟
پدر و مادرم از اینکه پاسخنامه را سفید گذاشته بودم خیلی ناراحت شدند. من همیشه وضعیت خوبی در تحصیل داشتم؛ اما سال کنکور با فشاری که تحمل میکردم نمیتوانستم درس بخوانم. بههرحال با چنین رتبهای در هیچ رشتهای قبول نمیشدم و خانوادهام هم پذیرفتند دوباره برای کنکور درس بخوانم.
از این به بعد چه کار کردی؟
من همیشه دوست دارم در کمترین زمان بهترین نتیجه را به دست آورم. معتقدم اگر با فکر درست جلو بروم نیازی به تلاش بیش از حد ندارم. برای کنکور به دو کار نیاز داریم. اول اینکه مسیر درست را پیدا کنیم و سپس در آن مسیر تلاش کنیم. بیشتر وقت من در کتابخانه بود و بهجای اینکه درس بخوانم به این فکر میکردم که چه راهی وجود دارد که بهتر نتیجه بگیرم. روشهای رتبههای برتر را میخواندم و روشی که برایم مناسبتر بود به کار میبردم. در اولین آزمون 95 زیست را 25 درصد جواب دادم و نتیجهی خوبی نبود. همانطور که گفتم روشهای مختلف برای این درس را مطالعه کردم و با تغییر روش توانستم در آزمون بعدی به نمرهی 93 برسم. مسیر را برای زیست پیدا کردم و گام اول را برداشتم؛ اما گام دوم را برنداشتم؛ یعنی تلاش نکردم. در کنکور هم نمرهام 28 شد. وقتی روش زیست را پیدا کردم آن را رها کردم و این بار بهدنبال روش مطالعهی شیمی رفتم. بههمینترتیب در گام اول متوقف شدم. بعد از عید همهی روشها را یاد گرفته بودم اما بهدلیل ساعت مطالعهی کم نمیتوانستم هیچکدام از درسها را جمعبندی کنم. در کنکور 95 رتبهام 3800 شد.
از رتبهی 88هزار به 3800 رسیدی. خانوادهات اصرار نداشتند که بههرحال یک رشته را انتخاب کنی و به دانشگاه بروی؟
از اطرافیان برخی میگفتند انتخابرشته کنم و برخی هم میگفتند توان من رتبهی بهتری است. خودم رشتههای خاصی را در نظر داشتم و برایم سخت بود که در رشتهی دیگری درس بخوانم. ترجیح میدادم اصلاً به دانشگاه نروم. من خیلی خونسرد هستم و این ویژگی باعث شده با وجود داشتن استعداد، برای رسیدن به هدفم تلاش کنم. همان سال انتخابرشته را انجام دادم؛ اما این کار را بهنحوی انجام دادم که در هیچ رشتهای قبول نشوم. وقتی نتایج اعلام شد طبق انتظارم در هیچ رشتهای قبول نشده بودم. برای اینکه به خدمت سربازی نروم در دانشگاه پیام نور ثبتنام کردم. سال 96 را دوباره با تراز بالا شروع کردم؛ اما مثل سالهای قبل دوباره بهتدریج افت کردم تا اینکه در کنکور رتبهام 1302 شد. باید بگویم باز هم زیاد درس نمیخواندم.
عجیب است که سه سال یک تجربه را تکرار کردی. سه سال تلاش نکردی و نتیجهی خوبی نگرفتی. چه دلیلی داشت که باز هم در کنکور شرکت کردی؟
من نه درس میخواندم و نه به این رتبهها قانع بودم. الان میفهمم که اشتباه کردم و اگر همهی روشها را هم بلد باشیم، اگر تلاش نکنیم نتیجه نمیگیریم. هر کار بزرگی نیاز به تلاش دارد. قبل از اعلام نتایج به خودم گفتم حالا که حوصلهی درسخواندن ندارم هر رتبهای بیاورم باید به دانشگاه بروم. بعد از کنکور انتخابرشته کردم و وسایلم را هم آماده کرده بودم که اول مهر به دانشگاه بروم. چون برای انتخابرشته تحقیق نکرده بودم و بدون فکر انجام دادم، وقتی نتایج اعلام شد مردود شده بودم. کاملاً شوکه شده بودم. واقعاً برایم سخت بود که دوباره برای کنکور درس بخوانم. شهر ما کوچک است و دیگر خجالت میکشیدم که چند سال پشت کنکور ماندهام. بههرحال دوباره در آزمونهای کانون ثبتنام کردم. هفتهی اول هیچ درسی نخواندم. در سال 97 تغییراتی در مطالعهام دادم. به خودم قول دادم کارهای اشتباهی که این چند سال داشتم کنار بگذارم. لیست آنها را تهیه کردم. یکی از قولهایی که دادم این بود که حتی اگر برای آزمون درس نخواندم حتماً شرکت کنم. قبلاً برایم سؤال بود که چرا وقتی نخواندهایم باید در آزمون شرکت کنیم؛ اما وقتی در جلسهی آزمون قرار میگیریم و میبینیم که بقیه مشغول هستند، تلنگری است که به درسخواندن برگردم. وقت زیادی را صرف فضای مجازی میکردم و سال 97 گوشی هوشمند را کنار گذاشتم. این کار حتی روی تفکر و تمرکزم تأثیر مثبت گذاشت. روشهایی را که قبلاً پیدا کرده بودم برای هر درس استفاده کردم و باعث شد میانگین نمرهام در زیست 86 شود. تحلیل آزمون را جدی گرفتم. سالهای گذشته اصلاً برایم مهم نبود و فقط نتیجهی آزمون را نگاه میکردم. کار دیگری که خیلی به من کمک کرد آزمون غیرحضوری بود. پنجشنبهی قبل از هر آزمون آن را جواب میدادم. هرچند ساعت مطالعهام چندان زیاد نشد، در کارم پیوستگی داشتم و هر روز درس میخواندم. برای شیمی و عربی خلاصهنویسی کردم و خیلی به من کمک کرد.
دربارهی روش مطالعهی زیست بیشتر توضیح میدهی؟
اوایل به کتاب درسی زیست اهمیت نمیدادم و فقط از کتابهای کمکآموزشی استفاده میکردم. وقتی روش افراد موفق را مطالعه کردم متوجه شدم همهی آنها به کتاب درسی اولویت داده بودند. سال 97 کتاب درسی را منبع اصلی قرار دادم. مبحث هر فصل را به چند قسمت کردم و بعد درسنامهی زیرموضوعات را از کتاب کمکآموزشی میخواندم و تست تمرین میکردم. بعد نکات تستها را در کتاب درسی مینوشتم. درنهایت کتاب درسی را کامل میخواندم. نوشتن نکات در کتاب درسی برایم نوعی مرورکردن بود. بعد از آزمون هم سؤالات زیست را کامل تحلیل میکردم و نکات آن را دوباره در کتاب درسی مینوشتم. برای آزمونهای بعد فقط نیاز داشتم مرور کنم. آزمونها به من میگفت چه جایی از کتاب را باید بخوانم. در چند آزمون با اینکه نمرهام 100 شد، نکات آزمونها آنقدر زیاد بود که تحلیل آزمون 4 ساعت طول کشید. علاوه بر کتاب درسی سؤالات کنکورهای سالهای گذشته هم برای این درس خیلی مهم است. سبک سؤالات کنکورهای اخیر شناخت خوبی میدهد. با همهی اینها در کنکور آنطور که انتظار داشتم نتیجه نگرفتم و نمرهام 77 شد.
سال 97 بهطور میانگین روزانه چقدر درس میخواندی؟
5 ساعت
بقیهی روز را چه کار میکردی؟
باز هم بهدنبال روشهای بهتر برای مطالعه بودم. یکی از چالشهای من درس زبان انگلیسی بود. نمرهام 20 تا 30 بود. میخواستم در این درس بهتر شوم. میدانستم که باید چند ماه روزانه روی این درس کار کنم. این کار را کردم و نمرهام به حدود 80 رسید؛ اما این روند را قطع کردم و در کنکور نمرهام 30 شد.
باتوجهبه گفتههایت نیمسال دوم همیشه دچار افت میشدی. چه اتفاقی میافتاد؟
من سالهای قبل هم نیمسال اول خوب بودم؛ اما نیمسال دوم دیگر تلاش نمیکردم. در بهمن و اسفند همیشه احساس ناامیدی میکردم و این احساس باعث میشد تلاشم را کمتر کنم.
عید چه وضعیتی داشتی؟
چون در مباحث نیمسال اول قوی بودم نتایجم در آزمونهای جمعبندی عید خوب شد و دوباره انگیزهام زیاد شد.
بعد از عید این روند را حفظ کردی؟
چون دوباره به مباحث نیمسال دوم برمیگشت و نیاز به تلاش بیشتری داشت دوباره افت میکردم. در آزمونهای جامع خرداد ترازهایم در دو آزمون اول و دوم 6300 شد و دوباره به خودم آمدم و در آزمون آخر به 6900 رساندم و برای کنکور آمادهتر شدم.
در کنکور سال 97 نمرههایت چند شد؟
ادبیات 64، عربی 90، دینوزندگی 68، زبان 30، زمینشناسی 45، ریاضی 40، فیزیک 45، زیستشناسی 77، شیمی 72.
در عربی و شیمی نتیجهی خوبی گرفتی. از اول در این دو درس قوی بودی یا مانند زیست کار خاصی برایش کردی؟
برای این دو درس هم بهدنبال روش درست بودم. ساعتها وقت گذاشتم تا روشهایم را پیدا کنم. خصوصیت درسهای عمومی این است که روزانه با آن درگیر شویم. در عربی سرعت هم خیلی مهم است. مدتی روی این موضوع کار کردم. روزی ده تست ترجمه و یک درکمطلب تمرین میکردم و از قواعد هم خلاصهنویسی میکردم. اوایل خیلی ضعیف بودم و هیچچیز از درکمطلب نمیفهمیدم؛ اما کمکم وضعیتم بهتر شد. قبل از آزمونها خلاصهنویسیهایم را مرور میکردم و چند تست ترجمه و درکمطلب حل میکردم و به جلسهی آزمون میرفتم. سال قبل نمرهام 25 شد و با همین کار آن را به نمرهی 90 رساندم. من یک روش هم برای زیست کشف کردهام که بهنظرم هر کس آن را به کار ببرد موفق میشود. من ساعتها روی طرح این روش کار کردم. من برای سؤالات زیست 8 تیپ در نظر گرفتم و مشخص کردم چه سؤالی را اول و چه سؤالی را دوم جواب بدهم و چه سؤالاتی را جواب ندهم. کار دیگری که برای سؤالات زیست انجام دادم این بود که سؤال را ساده میکردم و نکات آن را برجسته میکردم. 12 تکنیک برای جلسهی آزمون داشتم که همهی اینها را در نوشتهام و در ذخیرهی زمان خیلی مؤثر است. من این روش را به برخی آموزش دادهام و استقبال خوبی از آن شده است. یکی از تکنیکها تستخوانی است که شامل سادهسازی و برجستهسازی نکات تست است. خیلی وقتها پاسخم اشتباه میشد، چون صورت سؤال را درست نمیخواندم. ایدهی این کار بعد از کنکور 96 به ذهنم خطور کرد. بعد از جلسهی کنکور خیلیها نتوانسته بودند به سؤال 165 جواب بدهند. سؤال این بود:
«چند مورد عبارت زیر را بهطور مناسب کامل میکند؟ در کشاورزی برای خارجکردن پوستهی دانهها از نوعی ترکیب آلی استفاده میشود. این ترکیب فقط:
1) میتواند توسط جاندارانی با هستهی مشخص و سازمانیافته تولید شود.
2) بر مولکولی رشتهای و بدون انشعاب تأثیر میگذارد.
3) نسبت به تغییرات شدید PH محیط حساس است و نوعی واکنش سنتز آبدهی را به انجام میرساند.»
من گزینهی 3 را انتخاب کرده بودم. وقتی میخواستم بهسراغ سؤال بعدی بروم، یک لحظه دوباره به سؤال نگاه کردم و این بار قید «فقط» را هم دیدم. جواب این سؤال 1 بود. وقتی قید را دیدم دوباره عبارتها را با قید «فقط» خواندم و جواب درست را انتخاب کردم. تجربهی خوبی بود که برای کنکور 97 از برجستهسازی نکات صورت سؤال استفاده کنم. من این تکنیکها را برای درسهای دیگر هم داشتم.
از پدر و مادرت بگو.
پدرم راننده و مادرم خانهدار است. برادرم کارشناسیارشد مهندسی پلیمر از دانشگاه تربیتمدرس دارد و او هم مثل من به روشهای پربازده معتقد است. بیش از اینکه درس بخوانم دنبال کشف بودم.
آیا به تدریس هم علاقه داشتی یا در دورهی دانشآموزی به کسی آموزش دادهای؟
در مقطع راهنمایی حتی یک بار 20 نفر را به خانه آوردم تا به آنها درس بدهم. در دبیرستان هم به دوستانم آموزش میدادم. تدریس را دوست داشتم؛ اما دستمزد نمیگرفتم. الان هم دانشآموز دارم و آموزش میدهم.
رشتهای را که انتخاب کردهای دوست داری؟
هرچند همه اصرار داشتند داروسازی را انتخاب کنم، فیزیوتراپی را از داروسازی بیشتر دوست داشتم. بهنظرم این رشته جای پیشرفت زیادی دارد. با فیزیوتراپهای مختلفی صحبت کردم و به مراکز مختلف رفتم تا دربارهی این رشته تحقیق کنم.
مسیر عجیبی را برای کنکور طی کردی. در پایان چه صحبتی داری؟
اگر به گذشته برگردم دیگر این مسیر را انتخاب نمیکنم. فقط این را فهمیدم که انسان میتواند در هر زمینهای خودش را تغییر دهد. میتواند در ضعیفترین کارها قوی شود، اگر بخواهد و پیوستگی داشته باشد. من از کارنامهی 5نوع درس برای شناسایی نقاط قوت و ضعفم خیلی استفاده کردم. روشی که پیشنهاد میکنم روش بازیابی است. باید فقط جاهایی که مشکل داریم به کتاب برگردیم و دوباره بخوانیم. در پایان هم باید بگویم بهترین سالی که میتوان بهترین رتبه را کسب کرد، همان سال اول کنکور است. اگر بهانهها را کنار بگذارند و با روش درست پیش بروند، زحمت آن فقط یک سال است.
