مصاحبه با اولیا امیر رضا نشائی مقدم-رتبه 3 منطقه 2 ریاضی از ساری
پدر امیر رضا ارشد مدیریت کشاورزی دارد و در جهاد کشاورزی مشغول به کار است. مادرش کارشناس مهندسی نرافزار و کارمند اداره ی برق است.
پیش از دبستان
1)قبل از ورود دانش آموزتان به دورهی دبستان برای او چه کارهایی می کردید ؟
برای امیر رضا کتاب های داستان مختلفی تهیه میکردم و میخواندم. جمع و ضرب را بلد بود و حفظ کرده بود. خواندن را بلد نبود ولی میتوانست اسم خود را بنویسد و متن کتاب های داستان را حفظ میکرد و میخواند.قبل از مئرسه به مهد کودک می¬رفت و در کلاس های مختلف نقاشی،سفالگری،زبان و... شرکت می¬کرد. پدرش بیشتر برایش قصه می¬گفت و مادر برایش کتاب می¬خواند ولی خود امیر رضا به ریاضی علاقه¬ی ویژه ای داشت
2)مهمترین تصمیم آموزشیای که پیش از دبستان برای فرزندتان گرفتید چه بود؟
امیر رضا کلاس سوم دبستان را به صورت جهشی خوانده است و این پیشنهاد اولیا مدرسه بود که با توجه به هوش و توان مندی او پیشنهاد دادند سوم را جهشی بخواند.
اولیا - کانون
3)چه عاملی ( چه کسی) باعث شد فرزندتان را در کانون ثبت نام کنید ؟
امیر رضا در مدرسه میدید که بچه ها در آزمون های کانون شرکت میکنند و به پدر و مادر خود نیز پیشنهاد داد که او را نیز در این آزمون ها ثبت نام کنند،البته دختر و پسر عموی امیر رضا نیز کانونی بودند. در حال حاضر دختر عموی او پزشک است و به مجارستان رقته و پسر عمویش نکه هم سن امیر رضاست،سال آینده کنکور خواهد داد.
4)بهترین خاطرهای که از آزمون دادن فرزندتان در دوره ی دبستان را دارید بیان کنید.
در سال چهارم دبستان توانست رتبه ی اول مسابقه ی آینده سازان را کسب کند که این از جمله خاطرات شیرین اوست. از پنجم دبستان در آزمون های کانون شرکت می کرد ولی در دوم راهنمایی برای اولین بار رتبه ی تک رقمی کشوری یعنی رتبه ی 7کشوری را کسب کرد و از این امر بسیار خوشحال شد و این خبر را پشتیبان به او داد.
5)مهمترین تاثیر کانون روی موفقیت امروز فرزند شما چه بوده است ؟( با توجه به اینکه از دبستان آمده است.)
پشتیبان کانون بسیار در موفقیت او نقش دادشت.آقای خضری پشتیبان او در دبستان بود که انگیزه ی خوبی را برای ایجاد کرد.از نظر پدر امیر رضا برنامه راهبردی کانون،مهمترین و اصلی ترین عامل تاثیر گذار کانون در موفقیت او بود چرا که باعث نظم شده و او را آماده ی کنکور میکرد و به نوعی یک گونه اجبار برای خواندن درس ها بود. این برنامه باعث جمع بندی مطالب نیز میشد.
اولیا - مدرسه
6)ارتباط پدر و مادربا مدرسه چگونه بوده است ؟ چند بار در سال به مدرسه می رفتید ؟ ایا عضو انجمن اولیا و مربیان بودهاید ؟
پدر امیر رضا سالی 2 بار به می رفت ولی با مدیر ومعاون مدرسه رابطه ی خوبی داشت مادر نیز می گوید همیشه از او راضی بودند و ما نیز از وضع درسی او مدرسه مطلع بودیم.
فراشناخت اولیا
7)چه نوع تشویقی برای فرزندتان داشتید؟( خریدن کتاب، لباس،بردن به یک جای خاص و...)
برای تشویق پدر و مادر کتاب می خریدند و امیر رضا آن ها را می خواند و برایشان تعریف می کرد.
از ابتدا به درس اهمیّت می داد ودرس می خواند ولی به بازی و تفریح اهمیّت می داد.
امیر رضا از دوم دبیرستان به طور جدی و با هدف موفقیت در کنکور درس می خواند.
پدر می گوید:هم او را تشویق کلامی می کردم و هم با پول تشویقش می کردم،به محض اینکه پول می گرفت چون به کتاب خیلی علاقه داشت،کتاب می خرید،کتاب هایی مانند کللیه و دمنه و دایره المعارف...
مادر می گوید:برای تشویق اسباب بازی های خاص می خواست و ما می خریم چون برنامه ریزی خوبی داشت نگران بازی نبودیم.برای تیزهوشان و قبول شدنش یک کنسول(x-box)جایزه گرفت که بعدا در دبیرستان یک ps4 به عنوان جایزه برایش خریدیم.
اولیا – دانشآموز
8)بافرزندتان در چه مواردی و چگونه گفت وگو میکردید؟
ما در مورد همه چیز با هم صحبت می کردیم حتی فیلم.زمان زیادی برای او می گذاریم،خودش اهل برنامه ریزی و اولویت بندی در کار است ولی من به خاطر امیر رضا از مهمانی ها ،باشگاه و ... صرف نظر می کردیم و تمام وقت را به او اختصاص می دادم. امیر رضا خودش برنامه ریزی داشت و حتی در زمانی که ساختمان سازی داشتیم و او در پایه دوم و سوم دبیرستان بود ،او تنها بود ولی وقتی به خانه می آمدم می دیدم همه کارها را به درستی انجام داده است. و پدرش در مورد آینده ،شغل و مسائل تربیتی با او صحبت می کنیم.
9)مهمترین کمکی که به دانش آموز میدادید چه بود؟(مدل کمک)
ما برای امیر رضا برنامه ریزی نمی کردیم،او برنامه می ریخت و ما با او هماهنگ بودیم. البته در دوره دبستان امیر رضا می خواست درس ها را از او بپرسم و پدرش از او درس می پرسید و در دوره راهنمایی و دبیرستان این روال را برای درس ها عمومی داشتیم.
