روستاي «شادگان» از جمله روستاهاي شهرستان باشت است که در 45 کيلومتري اين شهرستان و 83 کيلومتري گچساران در حد فاصل جاده کهگيلويه- شيراز قرار گرفته است.
اين روستا در منطقه کوهپايهاي، ميان کوههاي خامين و لار قرار گرفته و در فصل بهار از آب و هوايي بسيار مطبوع و دلپذير برخوردار است.

«شادگان» با نام محلي «گورو» در حصار تابلوي فريبنده کوههاي زيباي «کل کارد، بردگاه و تاويل» و مناظر وحشي و بينظير «ده بالايي، دشت راک، کوشک، براچنگ، جوبال و بيرمين» با پوشش متراکم و فشرده درختان بلوط و فرش علفزارهايي همراه با گلهاي سرخفام لاله وحشي انسان را به شگفتي وا ميدارد.
رودخانه فصلي رود باشتي در ضلع شرقي اين روستا به همراه آبشارهايي زيبا و منحصر به فرد از جمله آبشار «گله جني» با جغرافيايي خاص، پوشيده از درختان بلوط و علفزارهايي پر از سبزه و گلهاي بهاري و لالههاي وحشي قطعهاي از بهشت را به تصوير کشانده است.

فصل بهار که ميرسد «شادگان» به بهشتي زميني تبديل ميشود و اهالي اين روستا که امروز در سراسر ايران اسلامي و خارج از کشور زندگي ميکنند به زادگاه خود برگشته و دل به دامان طبيعت بکر و رويايي آن ميبندند.
براساس تحقيقات تاريخي صورت گرفته مردمان اين روستا در زمانهاي دور به دلايل امنيتي و رفاهي در مکانهاي مختلفي از جمله «دهبالايي» و «گورو کهنه» زندگي ميکردند که در سال 42 به مکان زيباي امروزي نقل مکان کرده و نام روستا را از «گورو» به معناي دشتي که در کنار رودخانه است به «شادگان» تغيير دادند که با توجه به شواهد موجود به نظر ميرسد اين نام به دليل شاد زندگي کردن ساکنان اين روستا انتخاب شده است.

آنها در طول تاريخ مردماني هميشه آرام، به دور از جنجال و حاشيه، آزاده، بسيار باهوش و زيرک بودهاند که داستانهاي زيادي از زيرکي و سياستمداري آنها در ميان مردم به يادگار مانده است.
«شادگان» در سالهاي نه چندان دور به دليل شرايط آب و هوايي منحصر به فرد، قطب بزرگ صادرات ليموشيرين و انگور به استانهاي همجوار محسوب ميشد، وجود باغهاي بزرگ و زيباي مرکبات، همچنين شاليزارهاي برنج، اين روستا را به منطقهاي استثنائي در زمينه توليد مرکبات و برنج تبديل کرده بود.
روند رو به رشد پيشرفت کشور بعد از انقلاب اسلامي ايران و نياز فرزندان اين روستا به تحصيل علم و دانش به يکباره سبب موج گسترده مهاجرت اهالي اين روستا به شهرستان گچساران شد و همراه با اين وضعيت، کمبود آب نيز سبب خشک شدن و از بين رفتن باغات مرکبات «شادگان» شد به گونهاي که امروز از آن باغات مرکبات و شاليزارهاي برنج، زمينهاي خالي و تنها به يادگار مانده است.

اگر چه «شادگانيها» به دلايلي ناگزير به مهاجرت شدند اما هيچگاه وطن و زادگاه خود را فراموش نکردند، آنها هيچگاه نتوانستند دل از اقتدار و زيبايي دلرباي کوههاي «خامين و لار، مناظر رويايي و بکر «ده بالايي، دشت راک، کوشک، براچنگ، جوبال و بيرمين»، تابلوهاي نقاشي «کل کارد، بردگاه و تاويل» و آبشار نقاشي شده و ساحر «گله جني» بکنند و بار ديگر به آغوش ديار سابق خود بازگشتند تا بار ديگر زندگي و آباداني را در زيباي ناشناخته ايران نفس بکشند.




