انیمیشن اگزوسیتوز و اندوسیتوز

در سلول، مواد مختلف به دو روش منتقل می شوند: انتقال فعال و انتقال غیر فعال.

انیمیشن اگزوسیتوز و اندوسیتوز

در سلول، مواد مختلف به دو روش منتقل مي شوند: انتقال فعال و انتقال غير فعال. مولکولهاي کوچک مانند اکسيژن، اتانول و دي اکسيد کربن مي توانند به آساني از غشاي سلول عبور کنند. اگر غلظت اين مولکولها در فضاي درون سلول تفاوت زيادي با بيرون داشته باشد، مولکولها از غشاء عبور مي کنند و به طرف مقابل مي روند تا تفاوت غلظت ها کاهش پيدا کند. اين فرآيند، همان انتقال غير فعال است. دليل اين نام گذاري آنست که براي انجام آن انرژي صرف نمي شود. اما براي انتقال مولکولهاي بزرگ مانند پروتئين ها، پلي نوکلئوتيدها و پلي ساکاريدها بايد از روش ديگري استفاده شود. انتقال اين مولکولها نياز به انرژي دارد و انتقال فعال ناميده مي شود. اگر انتقال فعال مواد، آنها را به درون سلول بياوريد، به آن "اندوسيتوز" مي گوييم و اگر مواد را از سلول خارج کند، "اگزوسيتوز".

اگزوسيتوز

وقتي قرار است مولکولهاي بزرگ از سلول خارج شوند، اول در يک آبدانه بسته بندي مي شوند. آبدانه به سمت غشاء حرکت مي کند و با بخشهاي خاصي از غشاء که مي توانند با آن جفت شوند، ترکيب مي شوند. آبدانه جزيي از غشا مي شود و مواد درون آن در فضاي خارج رها مي شوند. فرض کنيد يک پروتئين در سلول ساخته شده و بايد به خارج سلول منتقل شود. اين پروتئين به دستگاه گلژي مي رود. دستگاه گلژي پروتئين هاي توليده شده را در چند آبدانه بسته بندي مي کند. اين بسته ها به طرف غشاي سلول مي رود. بسته جذب غشا مي شود و مواد درون آن به بيرون مي ريزند.

بعضي از مواد به طور مداوم توسط سلول ترشخ مي شوند، اما بعضي ديگر فقط گاهي ساخته مي شوند. براي کنترل ترشح اين مواد، آبدانه هاي خاصي وجود دارند که با يک سيگنال خارجي تحريک مي شوند و مواد درون خود را رها مي کنند. اين سيگنال، که مثلاً مي تواند يک هورمون باشد، روي گيرنده هاي خاصي در جداره خارجي سلول مي نشيند. اين کار باعث مي شود غلظت يونهاي آزاد کلسيم در سلول زياد شود . افزايش غلظت يون کلسيم، سرعت ترکيب آبدانه ها با غشاي سلول را بيشتر مي کند. به اين ترتيب اگزوسيتوز در تسريع مي شود و ماده مورد نظر به طور مداوم ترشح خواهد شد.

اندوسيتوز

به طور کلي دو نوع اندوسيتوز وجود دارد، پينوسيتوز و فاگوسيتوز. پينوسيتوز به معني قورت دادن مولکولهاي کوچک يا مايعاتي است که اطراف سلول وجود دارد. فاگوسيتوز يعني خوردن مولکولها و ذرات بزرگ مثل ميکروارگانيسم ها، اجزاي سلولهاي مرده و ... .

يوکاريوتها در بيشتر مواقع مشغول خوردن مايعات و مولکولهاي اطراف خود هستند. آنها در هنگام اين کار بخشي از غشاي سلول خود را هم بين مي برند. مثلا سلولهاي ماکروفاژ (سلولهاي ايمني بدن که ميکروبها را مي خورند.) در هر دقيقه %3 از غشاي خود را هضم مي کنند، يعني بايد بعد از گذشت يک و نيم ساعت، کل غشاي آنها از بين برود! واضح است که اين اتفاق نمي افتد. سلول اگزوسيتوز انجام مي دهد تا جداره اش تقريبا با همان سرعت بزرگ شود و از بين نرود.

اگر لازم باشد تا سلول، مولکول خاصي را به طور انتخابي جذب کند، اندوسيتوز با روش ديگري انجام مي شود. معمولا گيرنده هاي خاصي روي غشا وجود دارند که جذب اين مواد از طريق آنها صورت مي گيرد.

مولکول مورد نظر به سطح اين گيرنده ها مي آيد و به سادگي وارد سلول مي شود. سرعت جذب در اين روش بسيار بيشتر از اندوسيتوز معمولي است. ليپوپروتئين هاي سبک (LDL) از همين طريق جذب مي شوند.

 وقتي سلول بخواهد غشاي خود را بيشتر کند به کلسترول احتياج دارد. کلسترول هم يکي از LDL ها است. سلول تعدادي گيرنده LDL مي سازد و آنها را روي غشاي خود قرار مي دهد. LDL با سرعت زياد وارد سلول مي شود و سلول مي تواند غشاي جديد بسازد. بعضي از مردم داراي ژني هستند که نمي گذارند گيرنده هاي LDL توليد شوند. آنها نمي توانند LDL موجود در خون را جذب کنند و در نتيجه ميزان کلسترول خون آنها بالا مي رود. همين باعث مي شود. همين باعث مي شود که عده زيادي از اين افراد، حتي در جواني به بيماري قلبي مبتلا شوند و جان خود را از دست بدهند.

فاگوسيتوز

گلبولهاي سفيد خون معمولا با فاگوسيتوز، ذرات بيگانه موجود در جريان خون را از بين مي‌برند. آنها حتي مي‌توانند سلولهاي هم اندازه خود را به راحتي ببلعند. ذره يا سلول بيگانه به گيرنده هاي سطح اين سلولها مي‌چسبد و سپس گلبول سفيد آن را به درون خود مي‌کشد و جذب مي‌کند.