به نام آن که روی دشمن و دوست به هر جانب که باشد، جانب اوست
گفتم: «بالاخره باید برای اشتباهاتت چارهای پیدا کنی. حیف است که کلیات را بدانی و به خاطر جزئیات، تست را غلط جواب بدهی.»
آهی کشید و با حسرت گفت: «این اشتباهات من سابقه دارد و انگار درستشدنی نیست.» گفتم: «چه سابقهای؟»
در حالی که دفترچهی سؤالات و تحلیلهایی را که انجام داده بود، جمعوجور میکرد، گفت: «من همیشه بجنورد را با بیرجند اشتباه میگیرم و این دو تا را با بروجرد. همان طور که تفاوت طالبی و گرمک را نمیدانم، در مورد افلاطون و سقراط هم همین حس را دارم.»
خندیدم و گفتم: «من دربارهی اینها نمیدانم باید چه کنی ولی خوب است اشتباهاتت را در آزمون با هم مرور کنیم؛ چون هر کاری یک فوت کوزهگری دارد که کم و کاستی آن را برطرف میکند.»
پذیرفت و گفت: «همیشه فکر میکنم تضاد همان تناقض است؛ یعنی میدانم متفاوتاند، اما در آزمون تشخیص این دو برایم دشوار است. تفاوت فرایند واجی ادغام با کاهش را درک نمیکنم. نمیتوانم مجاز را از استعاره تمیز دهم. «ی» نکره از «ی» نسبی، مصدری و لیاقت برایم قابل تشخیص نیست. تفاوتها مویرگی و ظریف است.»
باز هم از تعبیر مویرگی خندهام گرفت و گفتم: «چارهی این اشتباهات، نگاه مویرگی و ظریف داشتن به هر یک از موضوعات است.»
در چهرهام دقیق شد؛ من هم ادامه دادم:
«1- در مورد تضاد و تناقض باید بدانیم تضاد یعنی وقتی این هست، آن نیست. مثلاً اگر صفت پیدا و پنهان را به چیزی نسبت دهیم، وقتی پیداست، پنهان نیست و وقتی پنهان است پیدا نیست؛ اما هنگامی که این ترکیب را به صورت پارادوکسی به کار میبریم، یعنی چیزی در آنِ واحد، هم پیداست و هم پنهان است؛ مثل اینکه بگوییم خداوند پنهانِ پیداست. در مثال دیگر سلطان و فقیر با هم تضاد دارند ولی سلطنتِ فقر یک تناقض (متناقضنما) است.
2- مجاز کاربرد کلمه در غیر معنای اصلی است و استعاره ذکر مشبهٌبه از میان ارکان تشبیه است. باید بدانیم که اگر رابطهی مجاز و حقیقت به دلیل شباهت باشد، حتماً استعاره هم داریم. مثل اینکه مادری به فرزندش بگوید: گل من.
3- در فرایند واجی کاهش، یک واج برای آسانی تلفظ حذف میشود؛ مثل دستیار که دسیار تلفظ میکنیم ولی در ادغام، دو واج داریم که واجگاه مشترک دارند و هنگام تلفظ در هم ادغام میشوند؛ مثل بدتر که بتّر تلفظ میشود.
4- «ی» نکره مفهوم یک یا یکی دارد: گلی (یک گل)/ «ی» نسبی، منسوب بودن به شئ یا شخص یا مکانی را میرساند: گلی ( به رنگ گل یا منسوب به گل)/ «ی» مصدری، کلمه را قابل تبدیل به حالت مصدری میکند: سختی (سخت بودن)/ «ی» لیاقت، همیشه به مصدر میپیوندد و مفهوم قابلیت را میرساند: دیدنی (قابل و لایق دیدن).»
با دقت به توضیحات من گوش کرد و تصمیم گرفت که روی تمام تفاوتهای مویرگی کار کند.
