نخستین جانور روی خشکی ۶۳۵میلیون سال پیش پدیدار شد

یک پژوهشگر ادعا می‌کند که فسیل‌های بسیار قدیمی که تاکنون تصور می‌شد مربوط به جانوران دریایی بسیار بسیار ابتدایی ‌هستند، مربوط به موجودات دریایی نبودند بلکه متعلق به گلسنگ‌های خشکی‌زی بودند.

نخستین جانور روی خشکی ۶۳۵میلیون سال پیش پدیدار شد

يک پژوهشگر ادعا مي‌کند که فسيل‌هاي بسيار قديمي که تاکنون تصور مي‌شد مربوط به جانوران دريايي بسيار بسيار ابتدايي ‌هستند، مربوط به موجودات دريايي نبودند بلکه متعلق به گلسنگ‌هاي خشکي‌زي بودند.

در مقاله‌اي که در اين هفته در نيچر منتشر شده است، ادعا شده که برخي از فسيل‌هاي ناشناخته که تصور مي‌شد مربوط به مخلوقات دريايي بسيار باستاني باشند، در حقيقت گلسنگ‌هاي خشکي‌زي بودند. اما ديگر ديرين شناسان، به کلي اين نظريه را که توسط گرگوري رتالاک؛ زمين شناسي از دانشگاه ايوجين اورگان؛ ارائه شده، رد مي‌کنند. مقاله او نه تنها يک بازتعريف کامل از اين فسيل‌ها به دست مي‌دهد، بلکه ادعا مي‌کند که حيات 65 ميليون سال پيش از زماني که تاکنون پژوهشگران تصور مي‌کردند به خشکي راه‌يافته است.

به گزارش نيچر، طبيعت فسيل‌هاي ادياکارا (با سن تقريبي 635 تا 542 ميليون سال پيش) موجب بحث‌هاي زيادي در بين ديرينه‌شناسان شده است. بسياري بر اين گمانند که اين فسيل‌ها نشان دهنده نخستين جانوران پرسلولي هستند که در اقيانوس‌ها پيدا شدند؛ 10 ميليون سال بعد از اين موجودات گروه‌هاي پيچيده‌تري از جانوران پيدا شدند که نسل آن‌ها به گروه‌هاي اصلي جانوران امروز مثل بندپايان، نرم‌تنان و مهره‌داران مي‌رسيد.

ولي رتالاک رسوبات ادياکارا در جنوب استراليا را نه به عنوان رسوبات اقيانوسي بلکه به عنوان رسوبات خشکي تصور مي‌کند و از اين رو ادعا مي‌کند اين سنگواره‌هاي بسيار قديمي نه تنها نخستين جانوران پرسلولي نيستند، بلکه اصلا مربوط به جانوران دريايي نمي‌شوند و در حقيقت سنگواره گلسنگ يا چيزي مشابه آن هستند و نشان‌دهنده نخستين موجودات زنده خشکي‌زي هستند.
رتالاک از دهه 1990/1370 در حال بسط اين نظريه بوده است؛ نظريه‌اي که به موجب آن فسيل‌هايي همچون ديکينسونياي چند تکه‌اي پنکيک مانند و اسپريگيناي کرم مانند جانور نبودند، بلکه گلسنگ يا کپک‌هاي مخاطي بودند.

تازه‌ترين ادعاي رتالاک از اين موضوع حکايت دارد که رسوبات ناحيه ادياکارا از خاک‌هاي روي خشکي به وجود آمده نه رسوبات قعر اقيانوس. رتالاک در کنار ارائه شواهد ديگري براي فرضيه خود، چنين استدلال مي‌کند که رنگ قرمز سنگ و الگوي آب و هوا نشان دهنده اين است که اين رسوبات در محيط‌هاي خشک تشکيل شده بودند نه در درياها.

رتالاک در اين فرضيه ديکينسونيا و اسپرينگينا را به عنوان گلسنگ درنظر مي‌گيرد و بيان مي‌کند که آثار مرتبط با کرم‌هاي ادياکارا در حقيقت نشان دهنده رشد کپک مخاطي مي‌باشند. کپک‌هاي مخاطي جانداراني با ظاهر کپک مانند هستند که به صورت توده‌اي سلولي و به آهستگي حرکت مي‌کنند و امروزه مي‌توان آن‌ها را روي چوب‌هاي جنگلي در حال پوسيدن پيدا کرد. به گفته رتالاک، او به جاي بستر دريا يک محيط خشک شبيه به دشت‌هاي قطبي پوشيده از گلسنگ را مي‌بيند که؛ با جانداران بزرگ خود نشان دهنده «تنوع زيستي بيشتري به نسبت اقيانوس‌ها» در آن زمان بودند.

ديدگاه‌هاي پيشين

ديگر متخصصان ادياکارا، استقبال گرمي از مقاله رتالاک نکرده‌اند. جيمز گهلينگ (يک ديرينه شناس در موزه استرالياي جنوبي در آدلايد است) مي‌گويد: «من و همکارانم از اين که در تمام ده سال گذشته از ما خواسته شده که کارهاي او را بررسي کنيم کاملا خسته شده‌ايم».

گاي ناربون که ديرينه‌شناسي در دانشگاه کوينز کينگستون انتراريو است مي‌گويد که اين مقاله جديد، چيزي بيشتر از خلاصه‌اي از «ديدگاه‌هاي قديمي» رتالاک در برندارد.

او مي‌افزايد: «اکثر ما پديرفته‌ايم که فرضيه گلسنگ رتالاک يک فکر ابتکاري بوده و ايده‌هايش را با ديد منتقدانه آزمايش کرديم، اما به سرعت آشکار شد که توضيحات ساده‌تري براي شاخصه‌هايي که رتالاک آن‌ها را معتبر مي‌دانست، وجود دارد و اغلب ما به سراغ تفسيرهاي محتمل‌تر رفتيم».

مقاله جديد گهلينگ را هم متقاعد نکرده و مي‌گويد: «رتالاک حتي يک مدرک هم ارائه نداده که در تضاد با تفسير سنتي لايه‌هاي رسوبي باشد و باعث شود منشا اين سنگ‌ها را به هر چيزي جز دريا مرتبط کنيم».

او و ناربون در پاسخ به استدلال رتالاک اين توجيه را مطرح کردند که رنگ قرمز سنگ و الگوي آب و هوا که رتالاک به عنوان مدرک جديد ارائه مي‌کند، مي‌تواند به آساني و تنها مربوط به خاستگاه دريايي آن دانسته شود.

 آثار و خراش‌ها

ناربون مي‌گويد: «رويکردهاي چندگانه ته نشتي و زمين شناسي به وسيله چندين آزمايشگاه مستقل در سراسر جهان، تقريبا به طور متفق القول، يک خاستگاه دريايي براي سنگواره‌هاي ادياکارا را تاييد مي‌کنند».

از نظر گهلينگ تعداد بسيار کم آثار جانوران در ته نشست‌هاي موج دار ادياکارا نيز فرضيه خشکي را رد مي‌کند. او مي‌گويد که ديکينسونيا جانوري بوده که احتمالا با پلاکوزوئن‌هاي امروزي (ساده‌ترين جانوران چند سلولي امروزي که در دريا زندگي مي‌کنند) هم‌خانواده بوده است.

پلاکوزوئن‌هاي امروزي هر جايي که هستند مواد آلي زير خود را مصرف مي‌کند و سپس تا مکان بعدي روي بستر دريا مي‌خزد، اين حرکت شيارهايي را به جاي مي‌گذارد.

ولي اين اظهار نظرها تاثيري بر رتالاک ندارد و مي‌گويد: «من انتظار اين جنجال را داشتم»، و مي‌افزايد که انتظار دارد که «همان روند معمول احساسات انسان در سوگواري‌ها که با انکار آغاز مي‌شود و سپس به گريه و بعد پذيرش واقعيت مي‌انجامد» در مورد اين تغيير در اين ايده قديمي هم صادق باشد.

 

منبع :

Menu