نام و نام خانوادگی: روهان کامکار
مقطع و رشته: دوازدهم_تجربی
نام شهر واستان: تهران
میانگین تراز: 6000
سال های حضور در کانون: 2
چند آزمون شرکت کرده اید؟ 73
شغل و تحصیلات مادر : لیسانس زبان و بازنشسته بانک
شغل و تحصیلات پدر: لیسانس اقتصاد و شغل آزاد
مصاحبه گر: محمدحسین آشتیانی

۱. از کی متوجه شدی که باید مسیر کنکور رو جدیتر از قبل بگیری و چه چیزی این تصمیم رو قطعی کرد؟
بعد از دیدن نتایج نهایی و مقایسهی عملکردم با بچههایی که از تابستون منظم کار کرده بودن. فهمیدم دیگه وقت شوخی نیست.
۲. بزرگترین ترسی که الان نسبت به مسیر کنکور داری چیه و چطور باهاش روبهرو میشی؟
ترس از اینکه تلاشم به نتیجهی دلخواه نرسه. سعی میکنم بهجای فرار از ترس، هر روز یه کار مشخص انجام بدم تا حس کنترل پیدا کنم.
۳. اگه مجبور باشی بین عمق یادگیری و پوشش دادن همهی مباحث یکی رو انتخاب کنی، کدوم رو اولویت میدی و چرا؟
عمق یادگیری. چون مباحث سطحی تو آزمونهای واقعی دوام نمیارن و زیست و شیمی دقیقاً جایی هستن که عمق حرف اول رو میزنه.
۴. چطور تشخیص میدی که داری پیشرفت واقعی میکنی، نه فقط خودت رو گول میزنی؟
وقتی بتونم تستهای نشاندار قبلی رو با درصد بالاتر و زمان کمتر بزنم و دلیل اشتباهات قبلیم رو کامل توضیح بدم.
۵. سختترین بخشی از شروع جدی مطالعه تو دوازدهم برات چی بوده تا الان؟
ترک عادتهای مطالعهی پراکندهی سالهای قبل و نشستن پای برنامهی منظم روزانه، حتی روزهایی که حالش رو ندارم.
۶. فرض کن یه هفتهی کامل بازدهیات نزدیک صفر باشه. اولین اقدامت برای برگشتن به مسیر چیه؟
اول علتش رو پیدا میکنم (خستگی، استرس یا بیهدفی)، بعد با یه مطالعهی سبک و کوتاه دوباره شروع میکنم تا چرخ دوباره بچرخه.
۷. چقدر حاضری از تفریحات و روابط اجتماعیت کم کنی و این حد رو چطور تعیین میکنی؟
تا جایی که احساس نکنم دارم زندگی رو کامل قربانی میکنم. حداقل یه ارتباط سالم و یه تفریح کوتاه هفتگی رو حفظ میکنم تا نسوزم.
۸. اگه رتبه و نتیجهی نهایی دقیقاً همون چیزی نشه که الان تصور میکنی، چه چیزی از این مسیر برات باقی میمونه؟
مهارت برنامهریزی، مقاومت در برابر سختی و شناخت بهتر از خودم. اینا حتی اگه رتبه هم نیاد، باهام میمونن.
۹. کدوم درس الان بیشتر از بقیه ذهنت رو درگیر کرده و چرا؟
زیست. چون حجمش بالاست و هر چقدر هم بخونم حس میکنم هنوز نکتهای هست که از قلم افتاده.
۱۰. چطور با مقایسهی خودت با رتبه برترهای سالهای قبل یا همکلاسیهای قویتر کنار میای؟
سعی میکنم بهجای مقایسه با نتیجهی نهایی اونا، روند روزانهی خودم رو ببینم. مقایسهی ناسالم فقط انرژیم رو میگیره.
۱۱. اگه فقط بتونی روی سه مهارت کلیدی تا کنکور کار کنی، کدومها رو انتخاب میکنی؟
مدیریت زمان در آزمون، تحلیل دقیق اشتباهات و حفظ آرامش در شرایط فشار.
۱۲. چه باوری نسبت به خودت هنوز داری که حس میکنی باید تغییرش بدی تا بتونی بهتر نتیجه بگیری؟
این باور که «اگه یه روز کامل نخونم، همهچیز خراب میشه». دارم یاد میگیرم که یه روز ضعیف، کل مسیر رو خراب نمیکنه.
۱۳. برنامت برای روزهایی که انرژی و حوصلهی درس خوندن نداری چیه؟
حداقل کار ممکن رو انجام میدم؛ مثلاً فقط مرور خلاصهها یا حل ۱۰ تا تست. مهم اینه که رشتهی اتصال قطع نشه.
۱۴. چقدر به حرف مشاور، معلم یا منابع مختلف گوش میدی و کجا خط قرمز خودت رو میکشی؟
تا جایی که با شرایط و شخصیت من سازگار باشه. اگه پیشنهادی با واقعیت در تضاد باشه، تعدیلش میکنم.
۱۵. بزرگترین اشتباهی که تا الان تو مسیر درس خوندن مرتکب شدی و ازش درس گرفتی چی بوده؟
جمع کردن منابع زیاد و شروع همزمان چند تا کتاب. فهمیدم تمرکز روی یه منبع اصلی و تسلط کامل، خیلی مؤثرتره.
۱۶. اگه بخوای صادقانه بگی، چقدر از تلاشت واقعی و چقدرش از روی ترس یا فشار اطرافه؟
حدود ۷۰ درصد از علاقه و هدف شخصی و ۳۰ درصد از ترس و انتظار خانواده. دارم سعی میکنم سهم هدف شخصی رو بیشتر کنم.
۱۷. تصور کن کنکور تموم شده و نتیجهت اومده.از عدد رتبه، دوست داری چه حسی نسبت به خودت داشته باشی؟
حس اینکه تمام تلاشم رو کرده بودم و چیزی برای پشیمونی باقی نذاشته بودم.
۱۸. چه کاری رو الان میدونی که باید انجام بدی، اما هنوز شروعش نکردی یا به تعویق میندازی؟
تحلیل دقیق و هفتگی آزمونهای آزمایشی بهجای فقط زدن تست و رد شدن.
۱۹. اگه فقط یه جمله بتونی به خودتِ سه ماه بعد بگی، چی میگی؟
هنوز دیر نشده؛ فقط از امروز منظمتر و عمیقتر ادامه بده و خوابت رو هرچه سریعتر منظم کن.
۲۰. اگه مسیر کنکور قرار باشه فقط یه چیز مهم در مورد شخصیتت بهت نشون بده، دوست داری اون چیز چی باشه؟
اینکه وقتی شرایط سخت میشه، بهجای فرار کردن، میمونم و راهی برای ادامه پیدا میکنم.
