نام و نام خانوادگی:مبینا امیرخانی
نام شهر و استان : شهرقدس تهران
پایه:دوازدهم انسانی
معدل نهایی پایه دوازدهم : 19/66
میانگین تراز: 6933
سالهای حضور در کانون : 1 سال
تعداد آزمون : 17 آزمون اصلی
در چند آزمون پیشرفت داشته اید : 10 آزمون
تعداد پاسخ صحیح: 2679پاسخ
مصاحبه گر : معصومه اسمعیل بیگی

نام مبینا امیرخانی، دانشآموز دوازدهم رشته انسانی، با «تلاش» گره خورده است؛ تلاشی در شرایطی که شاید هیچکس دوست نداشت آن را تجربه کند.
همه چیز از روزهایی آغاز شد که جنگ، آرامش را از خانهها گرفته بود و اخبار، اضطراب را به زندگی مردم تزریق میکرد. اما او تصمیم گرفت به جای غرق شدن در ترس، در کتابهایش پناه بگیرد. در آن روزهای دشوار، آزمونهای کانون برای او تنها یک امتحان ساده نبودند؛ بلکه دریچهای بودند که نشان میدادند با برنامهریزی و پشتکار، همچنان میتوان بر سرنوشت خود اثر گذاشت.
او برای رسیدن به ترازهای بالا تلاش فراوانی کرد. با شرکت در ۱۷ آزمون اصلی، موفق شد میانگین تراز ۶۹۳۳ را کسب کند. همچنین در طول سال، ۱۰ بار پیشرفت چشمگیر را در آزمونها تجربه کرد؛ پیشرفتهایی که هر بار، او را از ابهام و نگرانیهای آن روزها دورتر میکرد. حتی در تابستان، زمانی که بسیاری در حال استراحت بودند، او با حضور در ۱۴ آزمون حضوری تا بهمنماه، اجازه نداد روند تمرین و آمادگیاش متوقف شود.
یکی از مهمترین ویژگیهای او، نظم و تعهد در انجام برنامهها بود. او در ۸۴ درصد آزمونها، پیش از ساعت ۱۲ ظهر با آمادگی کامل در جلسه حاضر میشد. همین نظم باعث شد در نیمسال اول، در درسهایی مانند جامعهشناسی، عربی و زبان قرآن عملکردی درخشان داشته باشد و در نیمسال دوم نیز این مسیر را با موفقیت در علوم و فنون ادبی و سایر دروس ادامه دهد.
او علاوه بر دشواریهای درسهای رشته انسانی، با شرایط سخت و پراضطراب آن روزها نیز روبهرو بود؛ اما هرگز از تلاش دست نکشید. امروز کارنامه او، که با ۳۰ امتیاز افتخار همراه است، گواهی بر این حقیقت است که دانش، نظم و پشتکار میتوانند حتی در سختترین شرایط نیز مسیر آینده را روشن کنند.

در امتحانات نهایی موفق به کسب معدل 19/66 شدی ، علت اصلی موفقیت خود در کسب این معدل را چه میدانید؟
در تمام طول سال کتاب درسی را مطالعه کردم و رها نکردم و نمونه سوالات آزمون های نهایی را حل می کردم.
در کدام درس ها بهترین نمره را در امتحانات نهایی داشتید و مهم ترین علت کسب نمره خوب خود را در این درس چه میدانید؟
در درس عربی که نمره ی 20 کسب کردم ، علتش هم این بود که در طول سال کتاب را تقسین بندی کردم و به صورت بخش بخش مطالعه کردم به طوری که در فورجه امتحان مطالعه اش ذیتم نکرد و بیشتر نمونه سوال حل کردم.
چه منابع کانونی در موفقیت شما در امتحانات نهایی تاثیر گذار بود؟
چون اکثر دروس حفظی بود و نیاز به تکرار و تمرین داشت نمونه سوالات موجود در سایت کانون را حل میکردم.
چه توصیه ای به دانش آموزان برای موفقیت درامتحانات نهایی دارید؟
اولین توصیه ام این است که کل کتاب را از قبل مطالعه کرده باشد به طوری که در فورجه امتحان چیز جدیدی برای یادگیری نداشته باشند، توصیه ی بعدی ام این است که فقط به حل تمرین اکتفا نکنند و کتاب درسی را نیز به خوبی مطالعه کنند و خوب یاد بگیرند چون وقتی کتاب را به خوبی مطالعه کرده باشی ایرادات خود را بهتر تشخیص میدهی و همچنین در طول سال برا یدروس حفظی خلاصه نویسی که کمک کننده است .
با ادامه دادن، میتوانی ثابت کنی لایق چیزی که میخواهی هستی!
شرایط جنگی که در کشور به وجود آمد، مطمئناً همهی ما را درگیر کرد. در چند روز اولِ شروع جنگ، راستش را بخواهید، با خودم میگفتم چون شرایط عادی نیست، پس این فرصتی است که میتوانم کمی استراحت کنم و چند روزی را بیدغدغه درس خواندن گذراندم؛ چون هنوز هیچچیز معلوم نبود. اما برخلاف انتظار خودم، از همان ابتدای کار، مشاورم به من گفت: مبینا! در ۸ سال جنگ تحمیلی، کنکور هر سال برگزار شد؛ در دوران کرونا هم همینطور بود. پس قطعاً کنکور برگزار میشود، شاید با کمی تأخیر، اما برگزار میشود و ما نباید مسیرمان را عوض کنیم .
بنابراین فکر کردی باید تصمیم تازهای بگیری؟
با توجه به این صحبتها، من مطالعهام را حفظ کردم، هرچند که شرایطِ حاکم، روی آن تأثیر میگذاشت. من به این باور رسیده بودم که در آن دوران، و حتی همین حالا، «ادامه دادن» خیلی خیلی مهمتر از «ایدهآل بودن» است. وقتی انتظاراتمان را با شرایط وفق دهیم و واقعبینانه با خودمان برخورد کنیم، "مثلاً زمانی که حالِ روحیمان به تبعِ شرایطِ موجود خوب نیست، اصراری بر رکورد زدن در ساعت مطالعه یا رسیدن به بهترینِ تاریخِ خودمان نداشته باشیم"، خیلی راحتتر میتوانیم مسیر را ادامه دهیم.
معتقد هستی واقعبینی در این شرایط به تو آرامش میداد؟
گاهی اینکه باید همیشه ساعت مطالعهام بالا باشد، تعداد تستها کم نشود و هیچچیز نباید سرعتم را کُند، کند نه تنها باعث تلاش بیشتر نمیشود، بلکه چون ناشی از درک نکردنِ روحِ خستهی خودمان است، دقیقاً برعکس عمل میکند و باعثِ انفعال میشود. من روی این مسئله تمرکز کردم که قدمبهقدم و پیوسته رفتن، خیلی عادلانهتر از سرعت گرفتن در سربالایی است؛ چرا که سرعتِ بدونِ فکر در چنین مسیری، نه تنها باعث صعود نمیشود، بلکه باعث میشود به عقب سُر بخوریم. به این ترتیب، من در آن دوران هر روز ۸ تا ۱۰ ساعت مطالعه داشتم. سعی میکردم چشمم را روی اتفاقات نبندم، اما به خودم اجازه میدادم که با انعطافِ بیشتری پیش بروم.
یعنی "پیوستگی" برای تو عین اعتدال بود که باعث شد هم منفعل نباشی هم فشار روانی شرایط جدید رو کم اثر کنی؟
در واقع ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، متأثر از اجتماع و اتفاقات هستیم. من خودم به شخصه درگیرِ اینکه “هر چی هم بشه مهم نیست و تو باید بیخیال، همچنان ادامه بدی” نمیشوم. ما انسانیم و نمیتونیم خودمون رو غل و زنجیر کنیم و بگیم که در هر شرایطی محکوم به بهترین بودن هستیم؛ بلکه فقط باید با خودمون همراه باشیم و بدونیم که با همهی اتفاقات، میتونیم بهترینِ خودمون تو “اون شرایط” باشیم. این، من رو از کمالگرایی نجات میدهد و خیلی کمکم میکند. من به خودم میگویم که تو قطعاً لایق چیزی که میخواهی هستی و با ادامه دادنت داری این رو ثابت میکنی. من خودم رو با هیچ کسی مقایسه نمیکنم؛ اینکه فلان دانشآموز سال گذشته با مطالعهی ۱۲ ساعته تو عید به نتیجه رسیده، من رو درگیر نمیکند و باعث نمیشود حس کنم کافی نیستم؛ چون مسیر ما منحصر به ساعت مطالعهمون توی ماه اسفند، دوران عید یا هر کدوم از این موارد جزئی نمیشه. این مسیر، یه مسیر ممتد و طولانیه که مطمئناً هر جا احساس کنیم داریم آنچه رو که لیاقتش رو داریم به مناقصه میذاریم و کم میفروشیمش، میتونیم جبران کنیم. حقیقتِ تلخ و در عین حال شیرین اینه که همهی ما لیاقت داشتنِ بزرگترین چیزها رو داریم، اما وقتی عرصهی اثبات این موضوع میرسه، همهمون جرئت اثبات لیاقتمون رو نداریم.
آن زمان یعنی خرداد باید در بحبوحه امتحاناتت بودی ولی حالا نیستی!
من در هر مسیری که وارد میشوم، بهشدت نیاز دارم احساس کنم تلاشم نتیجهبخش است و با کارهایی که انجام میدهم، دیر یا زود به نتیجه میرسم؛ اما طولانی شدنِ زیادِ پروسه امتحانات نهایی و کنکور، تا حدودی برایم اذیتکننده شد، چون من به حال خوب و هیجان نیاز دارم و برای همین است که همیشه از استراحتها چشمپوشی نمیکنم. گاهی حس میکردم مسیر تحصیلی ام مثل فنر داشت بلند و بلندتر میشد و از حالت عادیِ هر ساله خارج شده بود؛ سردرگمی عجیبی حاکم بود. بعضی وقتها فکرِ اینکه "دارم برای چیزی مطالعه میکنم که هنوز حتی ثبتنامش هم شروع نشده، در حالی که سال گذشته همین موقع آزمونهای جمعبندی شروع شده بود، اذیتم میکرد. اما دیدگاه دیگری که من را از آن حالِ بد نجات میداد، این بود:
اول: این وضعیت، یک وضعیت همگانی است و اگر از یک سری چیزها فاکتور بگیریم، همچنان شرایط رقابت برای همه کموبیش یکسان است. اگر فردی میتواند در این موقعیت کارآمد باشد، پس چرا من نتوانم؟
و دوم: میگفتم درسته که امتحانات و کنکور عقب افتاده و این مسیر طاقتفرسا شده، اما راستش ما یک تا دو ماه زمان بیشتری داریم تا اگر مشکلی هست رفع شود؛ یعنی من الان فرصت بیشتری برای قوی شدن دارم و باید قدرش را بدانم. این دو طرز فکر، باعث میشد راحتتر ادامه دهم.

با این گونه مثبت اندیشیدن حتما در این سربالایی، سر فراز بیرون خواهی آمد.
من به این “زمان ناشی از تعویق امتحانات نهایی و کنکور” به عنوان یک فرصت نگاه میکنم؛ اما منظورم بههیچوجه نگاهی کلیشهای نیست. از این جهت برایم فرصت است که:
یک: میتوانم به خودم ثابت کنم که توانِ دوام آوردن در شرایط سخت و بیثبات را دارم و میتوانم خودم را با شرایط وفق بدهم؛ این مهارتی است که میتوانم در این دوران کسب کنم.
دو: همیشه در هر مسیری حسی هست که میگوید “نکند عقب افتاده باشم؟”، “نکند اشتباه رفته باشم؟” یا “نکند دیر شده باشد؟”. راستش الان این تایم اضافه، میتواند برایمان مرهمی باشد تا اگر نقص، کوتاهی یا اشکالی وجود دارد، برطرف شود؛ به این شرط که به این افکار پر و بال ندهیم و آنها را در جهت درست هدایت کنیم. باید آگاهی لازم را از این افکار بگیریم و رهایشان کنیم تا مانع راهمان نشوند. دست از ترسیدن برداریم؛ چیزی برای از دست دادن وجود ندارد و هرچه هست، برای به دست آوردن است. پس چرا دست روی دست بگذاریم؟»
ظاهرا خبرهای محدودکننده و منفی، حریف ارادهات نمیشود! درسته؟
من با شناختی که از خودم و روحیه ام دارم، معمولاً سراغ اخبار نمیروم؛ چون میدانم که روح و روانم را بر هم میزند. بسیاری از اخباری که منتشر میشوند، حتی برای یک عضو بزرگسال جامعه هم سودمند و حیاتی نیستند، چه برسد به من که یک دانشآموز کنکوری هستم. اما اگر به دنبال آگاهیِ سودمند باشم، ترجیح میدهم اخباری را دنبال کنم که خلاصه باشند و از یک "فیلتر" رد شده باشند. منظورم این است که مثلاً از فرد آگاه دیگری بپرسم تا بهجای چک کردنِ صدها پیام در کانالهای مختلف، فقط از "اصل مطلب" باخبر شوم.
و تا پایان راه با برنامه کانون همراه خواهی بود؟
برنامه فعلی من، آمادگی برای کنکور با استفاده از آزمونهای جامع و تستهای سالهای گذشته است. در حال حاضر، تمرکز اصلی من روی "جمعبندی" است تا مطالبی را که فراموش کردهام، دوباره بازیابی کنم. برای امتحانات نهایی هم، حدود یک تا دو هفته پیش از زمانی که بهصورت رسمی اعلام میشود، مطالعهی تشریحی را شروع میکنم. علاوه بر این، ساعت خواب و بیداری من بهصورت روتین و منظم است و سعی میکنم میانگین ساعت مطالعهام را نیز هر هفته افزایش دهم.
