روایت یک مسیر؛ از تابستان داغ تا روزهای سرنوشتساز
پایه دوازدهم انسانی
جغرافیا: نمره ۲۰
فلسفه: نمره ۲۰

در کوچهپسکوچههای شهر «خواف»، جایی که بادهای ۱۲۰ روزه میوزد، پسری به نام رضا ایل مهدی تصمیم گرفت نه فقط یک دانشآموز معمولی، بلکه یک «قهرمان پیوستگی» باشد. رضا میدانست که سال دوازدهم، سالِ جنگیدن با خستگی و ناامیدی است.
او مسیرش را از همان تابستان شروع کرد. وقتی بقیه در استراحت بودند، رضا در ۶ آزمون تابستانی شرکت کرد و ۱۵ بار بهصورت حضوری در جلسات آزمون نشست تا ترسش از کنکور بریزد. او از آن دسته دانشآموزانی بود که «نظم» را یاد گرفته بود؛ آنقدر که در طول سال، ۹۵ درصد آزمونهایش را قبل از ساعت ۱۲ ظهر تمام میکرد تا نشان دهد برای وقتش ارزش قائل است.
نقطه قوت رضا، ذهن تحلیلگر اوست.
او در نیمسال اول نشان داد که با «ریاضی و آمار» و «تاریخ» رفیق است. اما در نیمسال دوم، ورق را برگرداند و ثابت کرد که میتواند در «جامعهشناسی» هم حرفی برای گفتن داشته باشد. میانگین تراز او که بالای ۶۵۰۰ (دقیقاً ۶۹۵۶) است، نشاندهنده این است که او در میان رقبای کشوری، یک مدعی جدی است.
رضا در این سالها یاد گرفت که غیبت نکردن، خودش یک هنر است. او با کمترین غیبت و بیشترین پیشرفت (۷ بار پیشرفت در آزمونها)، نشان داد که اگر هم زمین بخورد، دوباره بلند میشود. او در «باشگاه ۲۰۰۰ تاییها» ایستاده است؛ یعنی با بیش از ۲۴۵۱ پاسخ صحیح در طول سال، ثابت کرده که برای رسیدن به صندلیهای برتر دانشگاه، هزاران بار با سوالات دستوپنج نرم کرده است.
حالا رضا با افتخار در کارنامهاش، به افقهای دورتر نگاه میکند. او فقط یک دانشآموز دوازدهم انسانی نیست؛ او نمادِ ارادهی جوانی است که از دلِ مدرسهی نمونه دولتی خواف، میخواهد ثابت کند که فاصله تا موفقیت، فقط به اندازه «یک قدم بیشتر تلاش کردن» است.
این روایتِ پسری است که کارنامهاش بوی تلاش میدهد و چشمانش، خبر از آیندهای روشن در دنیای علوم انسانی.

