نام و نام خانوادگی : آرمیتا کاشی
پایه : دهم ریاضی
نام شهر : تهران
تعداد سال حضور در کانون : 4 سال
شغل و تحصیلات مادر: عضو هیئت علمی سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران - دکتری شیمی
شغل و تحصیلات پدر: عضو هیئت علمی سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران - دکتری مهندسی شیمی
مصاحبهگر : پرنیا مکاری
دستاورد شما از شرکت در آزمون های کانون چه بود؟
ازمون های کانون باعث شدند که در تمام این سه سال همیشه سطح خودم رو بدونم و بتونم برای پیشرفتش درست برنامه بچینم
مطابق برنامهی راهبردی درس می خواندید؟ چگونه برنامهریزی می کردید؟
هفتم و هشتم با مدرسه پیش میرفتم
ولی در پایه نهم بخاطر اهمیت بیشتر آزمون ها و اینکه رتبه ام در آزمون ها برام مهم تر بود ، کاملا با برنامه راهبردی پیش رفتم
روزی چند ساعت درس می خواندید؟ چند درصد زمان خودتان را به تست زدن اختصاص می دادید؟
بستگی به درس و سطحم توش داشت که چقدر میخوندم ولی روزایی که خونه بودم ۴-۹ ساعت میخوندم
تست زدن و مدیریت زمان در تست واقعا مسئله سختی برام نبود
برای همین تمرکزم بیشتر روی بالا بردن سوادم و تسلط ۱۰۰ درصدی بر مطالب بود
روش شما برای تحلیل آزمون چگونه بود؟
بعد از هر آزمون اولویت اولم تحلیل آن بود ابتدا سوالاتی را که اشتباه زدم را با دقت بررسی میکنم و سپس به سراغ سوالات نزده میروم و در نهایت سراغ سوالاتی که درست زدم میروم تا با روش حل طراح نیز اشنا شوم.
کدام درس ها نقطه قوت شماست؟ روش مطالعه این درس ها چگونه بود؟
دروس ریاضی ،فیزیک ، شیمی
دلیلشان قابلیت مفهومی خواندنشان است برعکس دروسی مثل پیام های آسمان و زیست شناسی
البته عربی هم همیشه برام درسی بوده که روی درصد بالاش حساب میکردم و بخاطر نظم قواعد در آن است
برنامه شما برای دوره امتحانات چیست؟ برای کسب نمره بالا چه راهکاری بکار می برید؟
دوره امتحان زمان مهمی است ، اما اکتفا به آن برای نمره کامل غیر ممکن است
برای من مطالعه دروس ، شب قبل امتحان نیست و فرایندی در کل سال است
با چه روشی کتابهای خود مطالعه میکردید؟ اول درسنامه میخواندید یا اول تست میزدید؟ روش استفاده شما از پاسخنامه کتابها به چه صورت بود؟
اول درسنامه را دقیق و کامل و عمقی مطالعه میکردم
بعد هدفم تسلط کامل بر تست ها بود
اگر به مشکل بر میخوردم ، پاسخنامه را مطالعه میکردم
در کل پاسخنامه کتاب های کانون بنظرم توضیحات خوبی دارند و حتی شب قبل امتحان ها پاسخنامه کتاب های آبی و سه سطحی را نگاه می انداختم
