از کنکور سال 1393 تا رتبهی 2105 کنکور 1402
میثم عباسپور در یک نگاه
رتبهی 2105 تجربی منطقهی 3 و 9079 تجربی کشور
نام شهر: پاکدشت (تهران)
سن: 27 سال
شغل پدر: کارگر
مادر: خانهدار
در سال 1393 و در سن 18 سالگی برای اولین بار در کنکور شرکت کردم و رتبه 4260 منطقه 3 را کسب کردم و در رشتهی هوشبری دانشگاه تهران مشغول به تحصیل شدم. در سال 1397 با اتمام دانشگاه به خدمت سربازی رفتم و تا سال 1399 که پایان خدمت را دریافت کردم. در سال 1399 تا 1400 سر کار نرفتم و با وجود مخالفت خانواده و بالاخص پدرم دوباره مطالعه برای کنکور را آغاز کردم. ولی متاسفانه دوباره نتوانستم به هدفم برسم و رتبه 4205 منطقه 3 را در کنکور 1400 کسب کردم. بعد کسب این رتبه احساس شکست کردم و از فکر کنکور بیرون آمدم و به سرکار رفتم. در سال 1401 برادرم که دوازدهم تجربی بود موفق شد که پزشکی شهریه پرداز سمنان قبول شود و این برای من انگیزه ای ایجاد کرد که دوباره برای خودم شانس دوباره قائل بشوم و برای کنکور 1402 بخوانم. از شهریور 1401 با این که سرکار می رفتم دوباره مطالعه برای کنکور 1402 را شروع کردم. یک روز در میان سرکار میرفتم ولی بعد از عید دیگر سرکار نرفتم تا تمام روزها را برای مطالعه داشته باشم.
میثم در سال 1393 رتبه 4260 را کسب کردی. برای چه برای سال بعدش برای کنکور تلاش نکردی؟
شرایط خاصی در زندگی من پیش آمده بود که اگر می ماندم قطعا رتبه بدتری کسب می کردم و نمی توانستم پشت کنکور بمانم.
پس وارد دانشگاه شدی. با این آرزوی رشتهی پزشکی چه کار کردی؟
مادرم از 7 سالگی که وارد دبستان شدم به من می گفت که باید پزشک شوی و این همیشه در ذهن من بود. وقتی سال 1393 به این هدفم نرسیدم احساس شکست بزرگی داشتم. و از همان سال 1393 این ذهنیت را داشتم که باید یک روزی به هدفم برسم. دوست نداشتم که از رشتهی هوشبری انصراف بدهم اما یک برنامهی بلندمدت در ذهنم داشتم که بعد از اتمام دانشگاه و خدمت نظام وظیفه دوباره تلاشم را برای کنکور مجدد آغاز کنم.
در دوران خدمت درس هم میخواندی؟
اتفاقا در همان زمان هم در آزمونهای کانون شرکت می کردم ولی به خاطر تنبلی خودم و بی برنامگی هایم درست کار نکردم. الان که فکر می کنم اگر همان موقع جدی بودم امکان موفقیت داشتم.
گفتید که بعد پایان دوران خدمت سر کار نرفتید و جدی خواندید. چرا دوباره به هدفتان نرسیدید؟
تنها ایراد من در این کنکور دست کم گرفتن درس شیمی و کسب درصد پایین آن در کنکور 1400 بود. شبانه روز درس میخواندم تا به دیگران ثابت کنم که من می توانم. شیمی کنکور من 4درصد شد. نمی دانم چرا از درس شیمی خوشم نمی آمد و بالطبع به این درس بی توجهی کرده و برای آن وقت نمی گذاشتم. من در این سال برای هیچ درسی کلاس نرفتم ولی ای کاش برای شیمی کلاس می رفتم. بقیه درصدهایم خوب بود.

و بعد کسب این نتیجه کنکور را رها کردی
اصلا فکر نمی کردم دوباره به سمت کنکور بروم و کامل کنکور را کنار گذاشتم تا این که برادرم در کنکور 1401 پزشکی شهریه پرداز سمنان قبول شد. با این اتفاق به خودم گفتم من هم میتوانم دوباره یک شانس به خودم بدهم و برای کنکور تلاش کنم و به هدفم برسم.
غیر از هیجان ایجادشده بعد از قبولی برادرتان در رشتهی پزشکی، آیا عملکرد ایشان برای شما الگویی ایجاد کرد؟
رتبه برادرم 2800 منطقه 3 بود. 2 تا مطلب را از برادرم یاد گرفتم: این که وقتی ایراد یا ضعفی که داریم، در کنار تلاش، کلاس رفتن تاثیرگذار است و مورد دوم این که متوجه شدم که ایشان علاوه بر آزمونهای جاری کانون که می دادند، آزمونهای سالهای قبل کانون را هم کار می کنند. یعنی زیاد آزمون زدن می تواند بسیار مفید باشد. همین کارها را من برای کنکور 1402 انجام دادم. برای 3 تا درس کلاس رفتم و تا جایی که توانستم آزمون کار کردم. فکر کنم بعد عید و در کنار ادامه آزمونهای کانون، حدود 70 آزمون تا کنکور کار کردم.
تا اسفند سال 1401 شاغل بودید. توضیح می دهید؟
من در بیمارستانی در شهرری کار می کردم. این بیمارستان نزدیک منزل ما تا پاکدشت بود. من روزهای فرد سرکار بودم و در روزهای زوج وقتم در اختیار خودم بود. من حتی روزهایی که شب از سرکار برمیگشتم هم درس می خواندم، یعنی سعی میکردم از تمام لحظاتی که وقت داشتم استفاده کنم، کاری که قبلا انجام نمی دادم.
اولین و آخرین ترازتان در سال آخر چند بود؟
اولین ترازم 6500 و آخرین ترازم در آخرین آزمون جامع کانون، 5800 شد!
با گرفتن تراز 5800 ، آن هم یک هفته قبل کنکور چه حالی داشتید؟
دو آزمون جامع قبل کانون ترازم تا 6700 بالا رفته بود. آزمون را خوب داده بودم و با دیدن تراز 5800 شوکه شدم. به خودم اطمینان داشتم و می دانستم که درسم را خوانده ام. ایراد را به خودم نگرفتم و برای همین خودم را نباختم.
در سایت کانون کامنتهای را می بینیم که یک سری از دانش آموزان بیان می کنند که سن ما بالاست و عیب دارد که دوباره کنکور بدهیم؟ یا این که زشت نیست در کلاسی حاضر بشویم که مثلا بچه های 18 ساله در آن جا درس می خوانند. نظر شما چیست؟
اتفاقا قضیه سن یک زمانی برای من هم مهم بود. فکر می کردم که اگر زمانی به این سن برسم، نمی توانم در کنکور شرکت کنم. اما من مطالعه آزاد هم داشتم و کتاب هایی از افراد موفق می خواندم که در سنهای بالاتر از من هم به هدف خودشان رسیدهاند. به خودم می گفتم وقتی فردی در 40 یا 50 سالگی به هدف خودش رسیده چرا من با سن کم تر نتوانم. یک مصاحبه هم از خانم و آقایی در سایت کانون خواندم که در سن 35 سالگی موفق به قبولی پزشکی شده بودند.
اگر امسال به هدف خودتان نمی رسیدی دوباره برای کنکور مجدد تلاش می کردید؟
بله، باز هم شرکت می کردم. من یک هدفی در زندگی داشتم و باید به آن می رسیدم. می خواست در 27 سالگی برسم یا 30 سالگی.
چگونه هم سرکار می رفتید و هم درس می خواندید؟
به نظر من کنکور به قدر کافی سنگین است و اگر فردی برای کنکور تلاش می کند بهتر است سرکار نرود. موضوع من متفاوت بود، من پایه درسی بدی نداشتم و کار من راحت تر از شاغلین دیگر بود. اگر می خواستم با پایه صفر شروع کنم و سرکار هم بروم، نمی توانستم موفق شوم. روزهایی که سرکار می رفتم و شب به خانه می آمدم حداقل دو ساعت می خواندم و همان روزها اگر سرکار عمل نداشتیم، در همان سرکار هم حدود 4 ساعت درس می خواندم. برای روزهایی هم که در خانه بودم حداقل 10 ساعت مطالعه را داشتم.
رتبه و درصدهای کنکورتان را ذکر کنید
رتبه 2105 تجربی منطقه 3 و 9079 تجربی کشور. تراز آزمون من 9686 و تراز سوابق من 8328 شد. دیپلم و معدل من برای سال 93 بود و نگفته بودند که ترازها متفاوت خواهد شد. من هم با معدل 19.23 و داشتن 4 تا 20 در نهایی ها اصلا به فکر ترمیم هم نیفتادم.
زیست 57 درصد، فیزیک 45 درصد، شیمی 44 درصد، ریاضی 17 درصد و زمین 20 درصد
چگونه انتخاب رشته کردید؟ اولویت هایتان به چه ترتیبی بود؟
دوست من با 2400 منطقه 3 در سال قبل دندان آزاد بروجرد قبول شده بودند. اولویت من شهریه پردازها و آزاد های دندان و بعد پزشکی های روزانه و شهریه پرداز و آزاد بود.

به نظرتان چه ایراداتی داشتید که مانع موفقیت شما می شد؟
اولین ایراد مفهومی نخواندن درسها بود، سطحی و سرسری خواندن مطالب بود و از آن مهم تر بی توجهی به خود کتاب درسی. طراح کنکور از جایی غیر کتاب سوال نمی دهد، شاید یکی دو تست خارج کتاب باشد اما غالب تست ها از خود کتاب درسی طراحی می شود. به نظر من دانش آموزان نباید به کتاب درسی و مفاهیم آن بی توجه باشند. ایراد دوم عدم دوره در مباحث و درس ها می باشد. شما حتی اگر بار اول درس را بخوانید و مفهوم را هم یاد بگیرید اما دوره نداشته باشید دچار مشکل خواهید شد. و ایراد آخر عدم تست زنی و آزمون دادن میباشد. باید برای کنکور زیاد تست بزنیم، مکمل همه این کارها این است که حتما در آزمون شرکت کنید. من 40 روز قبل کنکور تمام کنکورهای رشته تجربی و ریاضی نظام جدید را از خودم تا کنکور آزمون می گرفتم، آزمونهای سالهای قبل کانون و موسسات دیگر، و تمام این آزمون ها را در شرایط مختلف و روی صندلی شبیه سازی می کردم. آزمون زدن باعث تسلط شما خواهد شد. در کنکور امسال در دفترچه دوم دو درس شیمی و فیزیک با هم بودند و یکی از مهارت های دانش آموزان باید تسلط می بود، زمان کم بود، 2 درس سخت،...اگر فردی آزمون زیادی کار کرده باشد می توانست از پس این دو درس بر بیایید.
شما فیزیک و شیمی را حدود 45 در کنکور زدید. هدف گذاری شما برای این دو درس چند درصد بود؟
اگر دانش آموزی زیاد آزمون کار کند و خودش را بشناسد متوجه می شود که مثلا نباید انتظار داشته باشد که در کنکور 1402 و در این دو درس درصد بالای 80درصد کسب کند. اگر یک هدف گذاری معقول و منطقی داشته باشیم شما به آن هدف خواهید رسید. اگر کسی آزمون کار نکرده باشد، خودش را نشناسد و با این جو که می روم و 70، 80درصد درس ها را می زنم، سر آزمون قطعا وقت کم خواهد آورد، با دیدن سوالات سخت خودش را خواهد باخت،...با آزمون دادن به خودشناسی واقعی از توانمان خواهیم رسید. جالب این است درصدهای من به جز درس ریاضی که سخت بود، در آزمون ها همین حدود می شد. به نظرم درصد 17 ریاضی هم برای کنکور 1402 درصد قابل قبولی بود و من با دیدن سختی سوالات، بر خلاف کنکور 1400، خودم را نباختم.
در مطالعه درسها تعادل را رعایت می کردی؟
من متناسب با ضریب هر درس به آن درس توجه می کردم. در کنکور 1400 شیمی را پایین و زیست را بالا زده بودم و به دلیل همین عدم تعادل در درصدها نتوانستم موفق شوم. دانشآموزان باید سعی کنند اول این که به همهی درس ها توجه کنند و حتما تعادل زمان مطالعه را با توجه به اولویت ها رعایت کنند. این نباشد که اصلا به درسی کم توجهی کنند و زمان آن را برای درس دیگری بگذارند. هر درسی به اندازه خودش اهمیت دارد.
تجربه ای در این همه سال درگیر کنکور بودن دارید؟
دانش آموزان از دی تا اسفند و بعد از عید بازه سنگینی را دارند و متاسفانه احتمال باختن و ناامیدی هست، درست مثل اتفاقی که در کنکور 93 و 1400 برای من رخ داد. در کنکور 1402 به خودم گفتم که این اتفاق ممکن است برای همه بیفتد سعی کردم که در این بازه ها نوسان نداشته باشم و تا روز کنکور به تلاشم ادامه می دادم
پس شما هم در بازه های مختلف ناامید می شدید؟
ناامیدی به سراغ همه می آید ولی این که افراد مختلف چگونه با این پدیده رو به رو می شوند باعث تفاوت ها می شود. در این زمان ها درس را حدود نیم تا یک ساعت کنار می گذاشتم. به خودم می گفتم این اتفاقات برای خودم و دیگران هم می افتد ولی دلیل نمی شود که درس را کنار بگذاری، این همه زحمت کشیدی و درس را کنار بگذاری...برای خودم انگیزه و امید میدادم، به هدفم فکر می کردم، به زحمات پدر و مادرم فکر می کردم،... به خودم گفته بودم که حق نداری به کنکور سال بعد فکر کنی و امسال آخرین سال کنکورت است. فکر کردن به کنکور سال بعد باعث کاهش انگیزه خواهد شد. برای همین همه تلاشم را گذاشتم و اعتقاد دارم بیشترین تلاشم را کردم و از این نظر پیش خودم مقروض نیستم.
چه مشکلات پیش بینی نشده ای در امسال برای شما رخ داد؟
20 روز قبل کنکور مادربزرگم فوت کرد. به هم ریختم و به شدت ناراحت شدم. متاسفانه این اتفاق افتاد و پدر و مادرم به شهرستان رفتند و در خانه تنها ماندم. همه می گفتند که چرا میثم نیامده اما مجبور شدم که بگویم سرکار می روم و مرخصی نداشتم. هیچ فردی جز خانواده و چند تا از دوستان صمیمی ام خبر نداشتند که دوباره کنکور می دهم. در کنکور 1400 و بعد عدم نتیجه گیری خیلی ها من را مسخره می کردند، همه می گفتند این همه خواندی ولی نتیجه نگرفتی...در روی خودم هم این حرفها را می گفتند... برای همین شرکت در کنکور 1402 را به کسی نگفتیم.
بعد از برگشت پدرو مادرم از شهرستان و مراسم ختم، تمام دوستان و اقوام برای عرض تسلیت به منزل ما می آمدند، تمرکزم به هم ریخته بود. شب قبل کنکور مهمان داشتیم...خواهش کردم که همین امشب را زودتر بخوابیم، مجبور بودم که بگویم، حتی به یکی از اقوام هم گفتم که به خانه ما نیایید...
میثم اگر دوست داری به این سوال هم پاسخ بده. پدر بزگوار شما کارگر کارخانه بودند که امسال بازنشسته شدهاند. در پرداخت شهریه برادرتان دچار مشکل نشدید؟
بله بسیار مشکل است ولی از روز اول آرزوی پدر و مادر ما این بود که بتوانیم در رشته پزشکی قبول شویم و با هر وضعیتی که باشد پول شهریه را تامین می کنند.
در صورت قبولی شما در شهریه پرداز یا آزاد، شهریه شما چطور؟
من خودم به صورت پاره وقت سرکار می روم و میتوانم در صورت قبولی در رشتههای شهریه پرداز و یا آزاد، شهریه را فراهم کنم.
بالاترین درصد شما در درس زیست و 57 درصد بود. این درس را چگونه می خواندید؟
در کنکور 1400، درصد من در این درس 68درصد بود. اولین شرط یادگیری زیست به نظر من تسلط بر کتاب درسی می باشد. وقتی می گوییم تسلط منظورم صرفا خواندن و حفط کتاب درسی نیست بلکه به قولی خوردن کتاب است!. ابتدا باید مفهوم را بفهمیم، بین اجزا ارتباط برقرار کنیم، بین پایه ها،...بعد باید مرور زیادی داشته باشیم. تواضع و فروتنی نیست من یک آدم کاملا معمولی با درجه هوش معمولی هستم پس با دانستن این موضوع و شناخت خودم، مرورهایم باید زیاد باشد. ممکن است فردی باهوش باشد و مرورهایش از من کم تر باشد، اما همه باید مرور داشته باشند. در نهایت باید برای این درس تست های زیاد، با درجه سختی های مختلف و آزمون های زیاد...کار کنیم.
دفتر برنامه ریزی داشتید؟
خیلی واجب است که این دفتر را داشته باشیم. من از همان روز اول در شهریور 1401 تا روز قبل کنکور در تیر 1402 دفتر را تکمیل می کردم. حتی صفحات 182 را هم تکمیل کرده و آن ها را بررسی و تحلیل می کردم، هفته ها را هم قیاس می کردم. من تعداد تست هایی که در هر هفته برای هر درس که کار کرده بودم را هم در دفتر برنامه ریزی نوشته بودم.
به نظرت کدام ویژگی باعث موفقیت تحصیلیات شد؟
به نظر خودم اراده. البته این را بگویم که از ابتدا این گونه نبودم و اراده ضعیفی داشتم. این نیست که هر کسی از اول ویژگی خاصی داشته باشد بلکه می توانیم به مرور آن را کسب کنیم. اما اراده یک چیز مادرزادی نیست و هر فردی یا دانش آموزی میتواند آن را تقویت کند و آن را به دست بیاورد.
چگونه اراده خودتان را تقویت کردید؟
به نظرم فکر کردن به هدف و درس گرفتن از شکست ها می تواند باعث تقویت اراده شود. من تا به اینجای زندگی شکست های زیادی خورده ام. شکست قابل استفاده است، اشکالی ندارد ولی باید یاد بگیریم. ممکن بود در آزمونها ترازم افت کند، درصد درسی کم شود،...یک سری از عواملی که باعث شکست من شده بود را یادداشت کرده بودم، مثلا روش مطالعه ام اشتباه بوده یا افتی داشتم، و به دنبال راهکار گشتم و دیگر آن اشتباه را تکرار نکردم. این درس گرفتنها باعث افزایش اراده خواهد شد.

حتما تحلیل آزمون هم داشتی
100درصد. غیرممکن بود که هر آزمونی را که می دادم، تحلیل نکنم. به نظر من آزمون بدون تحلیل یک کار نیمه تمام است. مثل این که شما به پزشک مراجعه کنید ولی داروهای تجویزی را نخورید؛ به پزشک مراجعه کردن که به تنهایی فایده ندارد، آن چیزی که باعث بهبودی شما می شود داروهای تجویزی است. وقتی در آزمون کانون درصد من در درسی مثل زیست 20درصد می شود، یک آلارم به من می داد که مشکلی وجود دارد؛ این درس را بد خوانده اید، ایراد داشتید...حالا اگر من تحلیل آزمون را انجام ندهم انگاری فقط وقتم را هدر دادهام. آزمون دادن وقتی کامل خواهد شد که من بعد آزمون تمام تست ها را، چه درست زده، چه نزده و چه غلط را دوباره تحلیل کنم.
به نکته جالبی اشاره کردید. در گفت و گوهای آقای قلم چی، تک رقمی ها هم به این موضوع اشاره داشتند که در تحلیل آزمون تست هایی را که درست زده اند را هم بررسی می کنند. دلیل تو از این کار چه بود؟
اولا وقتی تست درست را دوباره بررسی کنم یعنی دوباره در حال تکرار و مرور هستم و این بررسی باعث می شود قالب این تست در ذهنم ماندگارتر شود و دوم این که ممکن است ما این تست را شانسی زده باشیم و بررسی مجدد باعث می شود که نسبت به این موضوع واقف شویم.
در سایت کانون بالاخص در این اواخر فعال بودی
بعد کنکور زیاد در سایت کانون حضور داشتم و دارم اما قبل کنکور به این اندازه نبود و کمابیش در سایت حضور داشتم. در صفحه شخصی برای چک کردن کارنامه ها حضور داشتم، به صفحه مقطع تجربی و بخش کامنت ها می آمدم، روش های مطالعه و کلکسیون روش ها را چک می کردم و تمام مصاحبه با قهرمانان پیشرفت و پیوستگی را می خواندم. آرزو داشتم که روزی یکی از این مصاحبه ها، مصاحبهی من باشد.
پدرت از ابتدا مخالف دادن کنکور مجدد توسط شما بود. زمانی که رتبه امسال شما را دیدند چه حالی داشتند؟
پدرم گریه کردند.
چگونه از رتبه خودت اطلاع پیدا کردی؟
صبح زود رتبه ها اعلام شد. 7 صبح از خواب بیدار شدم و دیدم نتایج آمده است. باورم نمی شد. 2105 شده بودم و فکر میکردم خواب می بینم. از خانه بیرون زدم و پیاده روی کردم و بعد یکی دو ساعت به خانه آمدم. خانواده اصلا باور نمی کردند و کلی خوشحال شده بودند. آرزو داشتم یک روزی اشک شوق پدر و مادرم را در لحظه دیدن رتبه ام ببینم.
و کلام آخر...
مهمترین نکتهای که می خواهم دانشآموزان بدانند این است که من همیشه درگیر حاشیه بودم و شما حتما باید از حاشیهها دوری کنید و درگیر آنها نشوید. با کوچکترین حرف یا اتفاقی به هم می ریختنم، با کوچکترین مسئله ای ناامید می شدم،...با خودم گفتم تا الان ناامید بودی، بیا این یک سال را با امید ادامه بده اگر نتیجه نگرفتی می توانی به ناامیدی خودت ادامه بدهی! می دانم حاشیه همیشه هست و خواهد بود ولی باید این قدر قوی باشید که این حاشیه ها نتواند ذهن و فکر شما را از مسیر درستتان دور کند. مورد دوم حتما تا جایی که در توان دارید باید در آزمون ها حاضر باشید و غیر از آن آزمون زیادی کار کنید.
