نام و نام خانوادگی : رضا پورولی نوری
رشته و دانشگاه قبولی : پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
رتبه کنکور 1400 : 6500
رتبه کنکور 1401: 553
میانگین تراز : 6302
نام شهر و استان : نوشهر ، مازندران
شغل و تحصیلات مادر : خانهدار ، لیسانس
شغل و تحصیلات پدر : کارمند ، لیسانس
مصاحبهگر : غزال بدری
شما چگونه با کانون آشنا شدید؟ فرد خاصی توصیه کرد؟
من به توصیه اقوام که در گذشته رتبه برتر شده بودند و عضو کانون بودند در آزمونهای کانون ثبت نام کردم.
دستاورد شما از شرکت در آزمونهای کانون چه بود؟
اصلیترین دستاوردی که برای من داشت باعث انگیزه برای مطالعه مستمر میشد و هر ۲ هفته آزمون دادن اشتباهات نحوه مطالعه را آشکار میکرد.
آیا در آزمون هدفگذاری و مشابه پارسال هم شرکت میکردید؟
تقریبا همه هدفگذاریها را سعی میکردم شرکت کنم تا به من کمک کند از اشتباهات مطالعه هفته اولم مطلع بشوم و برای هفته دوم برنامه ریزی کنم، چون برنامهام طوری بود که هفته اول پیشروی تمام می شد این آزمون خیلی کارآمد بود، آزمون مشابه پارسال را در دوران جمع بندی هم شرکت میکردم،
از کدام یک از کارنامههای جعبه ابزار کارنامه استفاده میکردید؟ دلیل استفاده از هر کارنامه را ذکر کنید.
مهمترین کارنامه ای که استفاده میکردم کارنامه اصلی بود که با داده های خود کیفیت مطالعه را مشخص میکرد، از کارنامه ۵ نوع درس هم استفاده میکردم که برای بلند مدت به ضعف هایم و قوت هایم پی ببرم.
مطابق برنامهی راهبردی درس میخواندید؟ چگونه برنامهریزی میکردید؟
بله، برنامه ریزی طوری بود که هفته اول و یا حداکثر تا شنبه بعدی برنامه را تمام میکردم و سایر روزها را همه تستهای زده را دوباره میزدم و مطالب را مرور میکردم.
کدام درسها نقطه قوت شما بود؟ روش مطالعه این درسها چگونه بود؟
درس فیزیک را با وجود داشتن پایه ضعیف تبدیل به نقطه قوت کردم، روند مطالعه ام اینطور بود که بعد مطالعه درسنامه کمک درسی، بلافاصله تست میزدم و هر تست را چندین بار تکرار میکردم، چون فیزیک درس مفهومی بود تلاش میکردم که مفهوم و باطن فرمول را بفهمم و از کاربردش پی ببرم تا سوال های متنوع جواب بدهم و برای تسلط از کتابهای مختلفی استفاده کردم.
در طول این سالها درسی بوده که ضعیف باشید اما با تغییر روش، آن را به نقطه قوت تبدیل کرده باشید؟ کدام درس؟ چه کاری کردید؟
من در طول سال درس زیستم بخاطر اعتماد به نفس کاذب سال قبلم ضعیف شدم و کتاب را سرسری میخواندم و تمرکزم بیشتر روی تست بود، ولی یک نکته مثبتی که داشتم این بود که هر آزمون که درسی را کم میزدم به فکر تغییر روش بودم و زیاد برای زیست تغییر روش انجام دادم و نزدیک کنکور پی بردم باید کتاب را جوری بخوانم که انگار اولین بار است دارم میخوانم و با اینکه دیر پی بردم ولی درصد ۶۴ کسب کردم.
روزی چند ساعت درس میخواندید؟ چند درصد زمان خودتان را به تست زدن اختصاص میدادید؟
من طی سال تقریبا ساعت مطالعه ام ثابت بود و سعی کردم همان ۱۰ ساعت را تا آخر حفظ کنم و نوسان نداشتم، این قضیه به نظمم کمک کرد، صبح از حدود ۸ صبح شروع میکردم و تا غروب پیوسته با استراحت کوتاه میخواندم، چون فارغالتحصیل بودم وقت بیشتری را برای تست میگذاشتم و کمتر درسنامه میخواندم که همین در درس زیست باعث ضرر شد ولی برای سایر دروس به مشکل نخوردم.
کدام یک از کتابهای کانون را استفاده میکردید؟ این کتابها چه ویژگیهایی دارند؟
از کتابهای سه سطحی در سال آخر استفاده کردم که از درس فیزیک خیلی راضی بودم و اگر برگردم عقب قطعا دوباره کار میکنم و ویژگیهای مهمی که دوست داشتم این بود که مشخص میکرد چند درصد افراد درست زدهاند و اینکه طبقه بندی سختی سوال داشت.
آیا در دوران عید تفریح هم کردید؟
فقط یک روز استراحت کردم و چون روی صفر شدن ساعت مطالعه حساس بودم ۱۰ تست شیمی حل کردم تا یک روزم هم صفر نباشد.
مهمترین عامل افزایش شما بعد از عید چه بود؟
بعد از عید وقت بیشتر را صرف کتابهای آزمونی مبحثی و جامع کردم و در کلاسهای نکته و تست شرکت کردم و باعث شدند یک جمعبندی مناسب انجام بدهم، در کل آزمون دادن بخصوص جامع خیلی به من برای تثبیت و تسلط کمک کرد.
برای دانشآموزانی که مانند شما در نیمسال اول تراز خوبی نداشتند و اکنون فرصت تغییر دارند چه توصیهای دارید؟
تابستان سعی کنند که اشکالات و ضعفهای خودشان را تا جایی که توان دارند رفع کنند تا موقع آزمونها سرعتشان کم نشود و بتوانند تراز خوبی کسب کنند، و به مرور توجه زیادی کنند، از عوامل مهمی که باعث افزایش ترازم نسبت به سال اولم شد این بود که چون زودتر بودجه بندی را تمام کردم فرصت کافی برای مرور داشتم، و اشتباه دیگری که داشتم این بود که خواب را فدای درس میکردم و باعث خستگی طول روز میشد و خیلی باعث افتم میشد، ولی سال بعد به خواب توجه زیادی کردم و ساعت مورد نیاز خواب در طول شب پیدا کردم طوری که دیگر خسته نمیشدم و خواب ظهر هم نداشتم، من چون دوبار کنکور دادم بهتر میتوانم کارهای اشتباه و درست را بگویم، یکی از اشتباهات کنکور اولم عدم پیوستگی در طول روز بود، و فاصله میانداختم بین مطالعهام، چون وقتی مغز فعال میشود برای درس نباید با گوشی و ... جهش زد پیوستگی روزانه هم مثل پیوستگی طول سال دارای اهمیت است و بهتر است که وقتی مثلا ۱۰ ساعت درس میخوانید از ۸ صبح تا ۱۲ شب طول نکشد و تا غروب جمع بشود.
چگونه بعد از هر آزمون رفع اشکال و تحلیل آزمون را انجام میدادید؟
سال اول خیلی طول میکشید و شنبه را هم اختصاص میدادم. ولی امسال همینکه پاسخ میآمد شروع میکردم و تا قبل 12 سعی میکردم کامل تمام کنم. یک دفتر داشتم که آنجا نکات راجع به غلط زدن را مینوشتم نکته سوال آزمون. مثلا مینوشتم سوال 7 این نکته را داشت و علت غلط زدن هم مینوشتم که علت را در دفتر جدا مینوشتم. مثلا از سر بیدقتی، یا اینکه استراحت نکردن موقع آزمون و یا مثلا مرور نکردن کتاب درسی فیزیک و... .
چه توصیهای برای کنکوریها دارید؟
من نقطه عطفم اراده قوی بود که داشتم و همیشه به خودم باور داشتم و باورم این بود این درسهایی که میخوانم خودش را اواخر نشان میدهد و از این ناراحت نمیشدم که ترازم نسبت به بقیه کمتر است و میگفتم کنکورم بهترین آزمونم میشود، یک توصیه ای که دارم این هست که ساعت مطالعهتان را خیلی بالا نبرید که بی انگیزه و خسته شوید. یک تفریح مشخصی را من روزانه داشتم که به روز بعد آسیبی نزند.
