گفتوگو با علی مولایی، رتبهی 5 تجربی کشور در سال 99 از ارومیه
موفقیت برای کسی است که تا آخرین لحظه تلاش کند.
علی مولایی در یک نگاه
شهر: ارومیه (استان آذربایجان غربی)
مدرسه: شهیدبهشتی
سالهای حضور در کانون: چهارم تا ششم دبستان و از هشتم تا دوازدهم بهمدت 8 سال
رتبهی کنکور: 3 تجربی منطقهی 2 و 5 کشور
شغل پدر: پزشک
شغل مادر:پزشک
اگر به عقب برگردی، کدام اشتباهات خود را برطرف میکنی؟
1- من از چهارم دبستان در آزمونهای کانون شرکت کردم.وقتی به گذشته نگاه میکنم، باید بگویم گاهی که از برنامهی آزمونها بهدلایلی جدا شدم،نتیجهی منطقی نگرفتم.پیشنهاد میکنم که حتماًدانشآموزان از برنامه جدا نشوند.
2-در سال یازدهم متوجه شدم که در سال قبل به قدر کافی تست کار نکردهام. اگر به سال دهم بازگردم، سعی میکنم تعداد تست بیشتری کار کنم.
این تصور وجود دارد که دانشآموزانی که رتبهی یکرقمی میشوند، استراحت و تفریح نداشتهاند. آیا این تصور درست است؟
درسخواندن و نتیجهگیری خطی صاف نیست.من هم مثل بقیه استراحت میکردم؛ ولی استراحت و تفریح تداخلی با برنامهی درسیمن نداشت. در سال دوازدهم استراحتم کمتر شد.گاهی پینگپونگ بازی میکردم و گاهی هم برنامههای تلوزیونی میدیدم.غیر از اینهاوقتی خسته میشدم، به سایت کانون سر میزدم و با خواندن مصاحبه با دانشآموزان برتر،خستگیام برطرف میشد و انگیزه میگرفتم.خستگیام بیشتربه پایان نیمسال اول مربوط بود که این اتفاق برای خیلیها میافتد.به خستگی مجال ندادم که حتی به یک روز برسد.
آیا در درسی متوجه شدی که روش مطالعهات اشتباه است و آن را تغییر بدهی؟
بهنظرم ادبیات در عمومیهادرسی است که بیشترِبچهها در آن مشکل دارند و از نتایج خودشان راضی نیستند.نباید انتظار داشته باشیم که اگر دو هفته مطلبی را خواندیم، سریع نتیجه بگیریم. روند نتیجهگیری ممکن است چند ماه طول بکشد. من به ادبیات اهمیت نمیدادم و نمرههایم در آزمونها بیشتر زیر ۶۰ بود. وقتی روشم را به موضوعیخواندن تغییر دادم،نمرهام در آزمونهای آخر به ۹۰ هم رسید. بعد از این تغییر، علاوه بر موضوعیخواندن،هر روز زمانی را برای تمرین قرابتمعنایی و آرایهها در نظر گرفتم. مطالعهام پیوسته بود و بعد از چندماه نتایجم به ثبات رسید. بعد از مطالعهی قرابتمعنایی و آرایهها، روزانه حدود 10 تست برای هرکدام کارمیکردم.
در خانوادهای بزرگ شدهای که همه پزشک هستند. این محیط چه تأثیر آموزشی رویت گذاشت؟
ما خانوادهای چهارنفره هستیم. علاوه بر والدینم که هر دو پزشک هستند، خواهری دارم که الان دانشجوی پزشکی است و رتبهی 53 کنکور سال 94 را کسب کرده بود خواهرم مثل من دانشآموز کانون بود و با آموزههای کانون آشناست.من از ابتدا خودکار بودم و این باعث میشد خیال خانواده از بابت درسهای من راحت باشد. به یاد دارم پدرم قبل از ورودم به دبستان، با من ریاضی کار میکردند. مهمترین تأثیری که خانواده داشتند این بود که محیطی فراهم کرده بودند که بدون دغدغه درس بخوانم.فضای منزل ما کاملاً علمی بود و ازطرفی از همان ابتدا هدفم مشخص بود. میدانستم میخواهم چه رشتهای را انتخاب کنم و در آینده چه شغلی داشته باشم.
چه شد که از چهارم دبستان در آزمونهای کانون شرکت کردی؟
متوجه شدم که دوستانم در آزمونهای کانون شرکت میکنند و رقابتی خوبی ایجاد شده است. برای آمادگی بیشتر برای تیزهوشان هم تصمیم گرفتم در آزمونهای کانون شرکت کنم.بعد از چند آزمون متوجه شدم اصلیترین و مهمترین ویژگی کانون برنامهی راهبردی آن است. من نمیتوانستم برنامهی بلندمدت داشته باشم و آن را اجرا کنم.این برنامه کمک کرد که بعد از مدتها بتوانم برای دو هفته برنامهریزی کنم ومهمتر از آن، برنامهام را اجرا کنم.البته به جامعهی آماری و جنبهی سنجشی آزمونها هم اهمیت میدادم.
در کنکور در درس ریاضی نمرهی100 را کسب کردی. روش مطالعهات در این درس چگونه بود؟
برای اینکه با درسهای مفهومی مثل ریاضی مشکلی نداشته باشیم،باید روشی را به کار بگیریم که باعث یادگیریماشود.من مراحل یادگیری را برای این درس کامل طی میکردم.ابتدا معلم درس میداد. سپس درسنامه را میخواندم و بعد به سراغ مسئلههای درسنامه و تعدادی تست میرفتم. بعد از آن با یادگیری مفهوم مطلب به سراغ تست زماندار میرفتم. بار اول تست زماندار کار نمیکردم.در برنامهریزی و در فاصلهی هر آزمون، اگر مبحثی از درسهای پایه بود یا دورهی مباحث قبل بود، این مسیر را یک بار طی میکردم؛ولی اگر متوجه میشدم که مبحث جدید است،این مرحله ازیادگیری را دو بار انجام میدادم.
در 131 آزمون کانون شرکت کردی.از اینهمه آزموندادن خسته نشدی؟فکر میکردی این رتبه رادر کنکور کسب کنی؟
آزموندادن سبک زندگیام شده بود و عادت کرده بودم که هر دوهفتهیکباردر آزمون شرکت کنم و به تعدادی سؤال پاسخ دهم تا بتوانم از خودم شناخت پیدا کنم. ترسی از افت نداشتم. اگر افت میکردم، خانوادهام به من روحیه میدادند و آرامم میکردندو انگیزهام را بیشتر میکردند. رتبههایم در آزمونها خوب میشد؛ ولی در تمام آزمونها تا قبل از کنکور قصد داشتم تا حد ممکن نمرههایم را بیشتر کنم. بعد از کنکور با ارزیابی سؤالات احتمال دادم که رتبهی یکرقمی منطقه رابیاورم؛ ولی فکر نمیکردم در کشور رتبهی یکرقمی شوم.
در ارزیابی آزمون به چه نکاتی توجه میکردی؟
تحلیل آزمون از خود آزمون مهمتر است. ازیابی آزمون را بلافاصله بعد از آمدن نتایج آغاز میکردم.دفترچهی آزمون را از ابتدا تا انتها دوباره مرور میکردم.اول غلطهاو نزدههارا کار میکردم و بعد به سراغ سؤالاتی میرفتم که مهم بودند یا ایدهی جدیدی داشتند.بیشترِغلطهایم بهدلیل بیدقتی بود. البته نزدههای کمی داشتم.
برنامه ریزی درسی را چگونه انجام می دادی ؟
جمعه بعد از ارزیابی آزمون، شخصیسازی برنامهی راهبردی و برنامهریزی را برای آزمون بعد انجام میدادم. طبق برنامهی راهبردی، حجم هر مبحث یا درس را برای آزمون بعد بررسی میکردم.با توجه به حجم هر درس،تعدادی تست مشخص میکردم و آنها را بین روزهای هفته با توجه به زمان تقسیم میکردم.شنبه و یکشنبه را برای خواندن مباحث و یادگیری مطالب جدید قرار میدادم و بقیهی روزها مباحث را دوره میکردم و تست میزدم.این رویه تا سهشنبه هفتهی دوم ادامه داشت.سهشنبهی هفتهی دوم را برای جمعبندی مباحث میگذاشتم. چهارشنبه و پنجشنبه هم با آزموندادن، ارزیابی و جمعبندی میکردم.دفترچهی آزمون غیرحضوری را پنجشنبه کار میکردم.
کتابهای کانون چه ویژگیهایی داشت که آنها را انتخاب کردی؟
کتابهای سهسطحی اختصاصی کانون را داشتم. در طول سال،از کتابهایی استفاده میکردم،که جنبهی یادگیری داشت؛ ولی دوران جمعبندی کتابهای سهسطحی کمکم کرد تا بتوانم درسها را بهتر جمعبندی کنم وجنبهی سنجشی این کتابها نسبت به کتابهای دیگر بیشتر بود.
کدام مطالب سایت کانون و مجلهی آزمون برایت جالب بود؟
از سایت کانون برای دریافت کارنامه استفاده میکردم. هم در سایت و هم در مجله مصاحبه با دانشآموزان برتر را میخواندم.
پیشنهادی برای دانشآموزان داری؟
حتماً با برنامهریزی درس بخوانید.مطالب را مفهومی یاد بگیرید. دنبال این نباشید که چند ساعت مطالعه کنید. باید طوری مطالعه کنید که به برنامهتان برسید. مهمترین عامل نتیجهگیری، پیوستگی در طول سال است. پیوستگی در ساعت مطالعه و به برنامهی راهبردی عامل موفقیت شما خواهد بود.در طول مسیر خسته و ناامید نشوید و تا روز آخر تلاش کنید. موفقیت برای کسی است که تا آخرین لحظه تلاش کند.
