بهشت الموت

بیایید این بار جایی متفاوت را برای سفر انتخاب کنیم جایی نزدیک قزوین که در اردیبهشت، بهشت کوهستان‌های ایران می‌شود.

بهشت الموت

نام الموت را بارها شنيده‌ايم، اما شايد اطلاعات کمي درباره آن داشته باشيم. الموت، منطقه‌اي کوهستاني در شمال قزوين است که شامل دره‌ها و قله‌هاي بلند و روستاهاي زيادي است که مرز بين استان قزوين و شمال ايران به شمار مي‌رود. الموت ويژگي‌هاي منحصر به فردي دارد که مي‌تواند هر کسي را با هر سليقه‌اي در سفر راضي کند.

اين منطقه سرسبز و خرم از روزگاران کهن محل سکونت اقوام مختلفي بوده و سابقه‌اي طولاني در تمدن و تاريخ ايران دارد.

الموت

از الموت دست‌خالي بازنگرديد

به لطف پوشش گياهي مناسب، پرورش زنبور عسل هم از رونق خوبي برخوردار است و عسل اين منطقه کيفيت مطلوبي را دارد، پس در سفر به الموت خريد محصولات لبني و عسل را از ياد نبرده و دست خالي برنگرديد. ارتفاع زياد و بارش‌هاي مناسب باعث شده تا اين منطقه کوهستاني رويشگاه انواع گياهان دارويي و درختان ميوه باشد ازجمله آويشن، کتيرا، گون، سورينه و درختاني مانند ارس يا سرو کوهي، تبريزي، چنار و گردو که فراوان در الموت يافت مي‌شود. سرو کوهي، درختي مقاوم است که در ارتفاع صخره‌ها و در شرايط سخت آب و هوايي، جايي که کمتر درختي توان ادامه حيات را دارد، رشد مي‌کند و عمر برخي از آنها به هزار سال هم مي‌رسد، اما در کنار اين تنوع گياهي، جانوران زيادي هم زندگي مي‌کنند؛ مانند گرگ، خرس، روباه و گراز.

اين ناحيه جزو معدود مکان‌هايي است که هنوز هم مي‌توان در مناطق بکر آن پلنگ ايراني را مشاهده کرد.

راه‌هاي ميانبري که مردم قزوين و الموت در گذشته براي داد و ستد با شمال ايران استفاده مي‌کردند، اکنون مورد توجه کوهنوردان و طبيعت‌گردان بسياري است

اطراق در پيچ‌بن

يکي از اين مسيرها که طبيعت‌گردان علاقه بسياري به آن دارند و معروف‌تر است، از روستاهاي گرمارود آغاز و به روستاي قاضي محله شهسوار مي‌رسد. گرمارود در انتهاي شرقي دره الموت قرار دارد و تا نزديکي آن جاده آسفالت کشيده شده، اما بعد از آن جاده خاکي مي‌شود و بايد دل به کوهستان زد.

الموت

از جاذبه‌هاي اين راه قديمي، روستاي کم‌جمعيت و ييلاقي پيچ‌بن و کاروانسراي آن است که در گردنه الموت و مازندران، در ارتفاع 3180 متري واقع شده است. در گذشته مسافران از شدت برف و سرما گاهي تا چند روز يا هفته در اين کاروانسرا پناه مي‌گرفتند تا راه باز شود. متاسفانه زمزمه‌هايي از گوشه و کنار براي آسفالت‌کردن جاده الموت به شهسوار شنيده مي‌شود که تهديدي جدي براي طبيعت بکر آن به شمار مي‌رود. با توجه به ارتفاع زياد، برف‌گير بودن و نداشتن صرفه اقتصادي، اين جاده در صورت احداث فقط تابستان‌ها قابل استفاده خواهد بود.

 

تماشاي جاده‌هاي پاکوب

الموت به لطف قرار گرفتن در ميان رشته‌کوه‌هاي رفيع پوشيده از برف البرز، داراي آب و هوايي سرد در زمستان و تابستان‌هايي معتدل است. يکي از جاذبه‌هاي الموت مسيرهاي کوهنوردي آن است. راه‌هاي ميانبري که مردم قزوين و الموت در گذشته براي داد و ستد با شمال ايران استفاده مي‌کردند، اکنون مورد توجه کوهنوردان و طبيعت‌گردان بسياري است.

الموت

اين مسيرهاي مالرو و پاکوب از روستاهايي مانند گرمارود، هنيز، معلم کلايه و هير شروع شده و به دره دوهزار و سه‌هزار شهرستان شهسوار و اشکورات مازندران مي‌رسد. اگر در نيمه خرداد با يک کوهپيمايي دو روزه از اين مسيرها عبور کنيد، هر آنچه از طراوت و جلوه‌گري طبيعت بخواهيد در طول راه خواهيد ديد. مناظري بديع و دلنواز که سر هر انساني را در برابر خالق يکتاي هستي به‌تعظيم وامي‌دارد.

 

راندن در جاده، مسحور درياچه

اگر در جاده الموت رانندگي کنيد، حتما در جاي‌جاي مسير تابلوهايي را مي‌بينيد که شما را به طرف درياچه اوان راهنمايي مي‌کند. اين درياچه که در دامنه جنوبي کوه خشکچال و در 75 کيلومتري قزوين قرار دارد، يکي از جاذبه‌هاي طبيعي الموت است.‌ درياچه در ارتفاع 1800 متري و در نزديکي روستاهاي وربن و زواردشت واقع شده است.‌ درياچه تقريبا به شکل دايره‌اي با قطر 330 متر است و آب آن از چشمه‌هايي که در اعماق آن مي‌جوشد، تامين مي‌شود.

الموت

مناظر اطراف درياچه در ارديبهشت به اوج زيبايي خود مي‌رسد و پر از شکوفه‌هاي سفيد و صورتي درختان است. انعکاس عکس آسمان در آب درياچه، تابلوي زيبايي از نقاشي طبيعت را به نمايش مي‌گذارد و هر بيننده‌اي را مدهوش زيبايي خود مي‌کند. در اطراف اين درياچه، امکاناتي نظير قايق‌هاي تفريحي، سرويس‌هاي بهداشتي و مکان‌‌هاي اقامتي وجود دارد که تا اندازه‌‌اي نياز مسافران برطرف شود.

 

همه قلعه‌هاي الموت

اما از هر چه بگذريم، حيف است از الموت بگوييم و سخني از قلعه‌هاي تاريخي آن به زبان نياوريم. کوهستاني و صعب‌العبور بودن اين منطقه باعث شده از ديرباز مردمي که عليه حکومت‌هاي ظالم زمان خود مي‌شوريدند، الموت را به عنوان پناهگاه خود انتخاب کنند. قلعه‌هاي حسن صباح، لمبسر، گرمارود و چند قلعه ديگر که اکنون فقط ويرانه‌هاي آنها باقي‌مانده، يادگار دلير مرداني است که در سخت‌ترين شرايط، از هدف والاي خود دست برنداشتند و کوشيدند ريشه‌هاي ستم را بخشکانند.

شايد مشهورترين اين قلعه‌ها، قلعه حسن صباح نزديک روستاي گاز رخان باشد که بر فراز صخره‌اي بلند بنا شده است. اين قلعه از سه طرف غيرقابل نفوذ است و تنها راه دسترسي آن مسيري باريک است که اگر لشکري هم قصد نفوذ به داخل دژ را داشت، مجبور بود يکي‌يکي از آن عبور کند و همين مساله ، دشمن را زمينگير و مغلوب مي‌کرد.

منبع :

Menu