امیرحسین عبرت بین: گفت‌وگو با رتبه 5 منطقه 3 کنکور تجربی 99

گفت‌وگو با آناهیت شورمیج رتبه 5 منطقه 3 کنکور تجربی 99 با میانگین تراز 7719 از شهر تنکابن

امیرحسین عبرت بین: گفت‌وگو با رتبه 5 منطقه 3 کنکور تجربی 99

گفت‌وگو با آناهیت شورمیج رتبه 5 منطقه 3 کنکور تجربی 99 با میانگین تراز 7719 از شهر تنکابن


پدرم دکترای تاریخ دارد و هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه است.

مادرم نیز  لیسانس ریاضی دارد و دبیر ریاضی است .

من یک برادر دارم که امسال سال چهارم ابتدایی است .

من در مقطع ابتدایی در دبستان شاهد و در دوره راهنمایی و دبیرستان در مدرسه فرزانگان درس میخواندم. در مدرسه ی ما اکثر دانش آموزان در آزمون های کانون شرکت می کردند و طبق برنامه ی آزمون ها درس می خواندند.


اهمیت کانون و برنامه راهبردی

باتوجه به اینکه  در شهر ما تقریبا همه افراد رتبه برتر کنکور ، عضوکانون بودند.

 پدر و مادرم با پرس و جو ازآن ها کانون  را انتخاب کردند  و  از سال دهم برای امادگی کنکور من را در آزمون های کانون ثبت نام کردند . قبل از من پسر عمویم کانونی بود که الان داروساز است و همراه من پسر دایی ام نیز در آزمون های کانون شرکت می کرد

من در سال ششم بدلیل قبولی در مدرسه تیز هوشان و در سال دهم تا دوازدهم برای قبولی در آزمون سراسری در آزمون های کانون شرکت کردم.

از سال دهم تا دوازدهم تقریبا یک میانگین تراز ثابت و کمی صعودی داشتم وقتی در اولین آزمون تراز بالای 7000 کسب کردم این برایم انگیزه قوی بود که آزمون های بعدی هم بتوانم آن را حفظ کنم .

در رابطه با مهم ترین ویژگی آزمون های کانون باید بگویم که هیچ کس نمی تواند یک کار بسیار سخت را یک دفعه انجام دهد بلکه در این شرایط یک وظیفه و هدف بزرگ باید به قطعات کوچک تر تقسیم شود و سپس برای رسیدن به هر بخش آن برنامه ریزی کرد . آزمون های کانون به خوبی از عهده ی این کار برآمد به طوری که هر آزمون مباحث خاص را پوشش می داد و زمان کافی برای یادگیری هر مبحث وجود داشت ولی اگر جایی هم وقت کم می آوردیم ایستگاه جبرانی برای پوشاندن نواقص وجود داشت و این به نظرم یکی از مهم ترین ویژگی های آزمون کانون بود . نکتة مهم تر بازه ی زمانی مناسب دو هفته ای آزمون ها بود که نه کم بود و نه زیاد.

من در سال دوازدهم در همه ی آزمون های اصلی شرکت کردم . به نظر من هیچ توجیهی برای غیبت در آزمون وجود ندارد . اگر می دانیم که مباحث را درست مطالعه کرده ایم با آزمون دادن این موضوع را به خود ثابت می کنیم و اگر فکر می کنیم که نواقصی وجود دارد با ازمون به آن نواقص پی می بریم و اصلاحشان می کنیم

چون همیشه سعی می کردم از برنامه راهبردی جلوتر باشم مشکلی در هماهنگ کردن برنامه راهبردی و برنامه مدرسه نداشتم و مدرسه در سال دهم و یازدهم با برنامه راهبردی هماهنگ بود . فقط در سال دوازدهم بین این دو تداخل بوجود آمد که با پیش خوانی در درس برطرف می شد . من هر جمعه بعد از امتحان ، پس از تحلیل برنامه ی مربوط به دو هفته تا آزمون بعدی را درون دفتر مخصوص خودم می نوشتم و تعداد تست ها و میزان مطالعة هر درس را مشخص می کردم سپس آن را در طول هفته پخش می کردم تا هرروز تنوع درسی خوبی داشته باشم .

                                                           

کلکسیون  روش مطالعه دروس

فیزیک یکی از نقاط قوتم بود.  من کلا به درس های محاسباتی علاقة زیادی دارم و همیشه در درس فیزیک دنبال سوالات سخت و چالشی بودم و از حل کردن آن ها لذت می بردم حتی اگر زمان زیادی از من می گرفت .

در درس فیزیک اول سعی می کردم بر مفاهیم پایه به تسلط کافی برسم . درک مفهوم درس خیلی مهم بود . با یادگیری عمیق فیزیک و توجه به کتاب درسی و درسنامه ها سعی می کردم  راه حل های کوتاه و ابداعی برای مسائل پیدا کنم . بعد نوبت به حل تست های بسیار می رسید . من  آن قدر تست حل  میکردم که خودمراه حل های مخصوص و ذهنی خودم را شکل  می دادم . و در آخرین مرحله طرح مسئله است . تلاش می کردم  به جایی برسم که بتوانم ذهن طراح را بخوانم و این کار تنها در صورتی مسیر می شود که خودمان مسائل چالشی بسازیم .

ریاضی نیز از دیگر نقاط قوتم بود. به نظرم این درس  زیاد نیاز به مفهومی خواندن ندارد  کاری که من در ریاضی انجام می دادم ، سرعت عمل در حل مسائل و کاهش بی دقتی بود  من فکر می کنم  که بعضی  از دانش آموزان تراز برتر بدلیل دقت پایین در درس ریاضی  یک یا دو سوال را گاهی از دست می دهند .

اما در درس عربی دچار مشکل بودم و تقریبا 6 از 10 پاسخ می دادم  . اول بلد نبودم چگونه باید عربی بخوانم و بدلیل درصد پایین از این درس متنفر شده بودم . ولی به کمک معلمان خوب مدرسه و آقای ایمان پرور که مسئول قلم چی تنکابن هست ،  شروع به موضوعی خواندن عربی کردم و گرامر و ترجمه و درک متن را جدا کارکردم . هر شب یک  متن عربی کار می کردم تا اینکه توانستم چندتا از 10 تایم را به 8 از 10  و 9 از 10   ارتقاء بدم.


منابع مطالعاتی  کانونی

به نظرم اینکه از قبل برای خودمان وظایفی تعیین کنیم مانع پریشانی ذهن می شود و انگیزه دهنده می باشد . و این امر با داشتن  یک دفتر برنامه ریزی محقق میشود.

من از کتاب پیمانه ای شیمی و زیست استفاده کردم ؛کتاب پیمانه ای شیمی برای تمرین کتاب مناسبی بود.

بین کتاب های سه سطحی نیز کتاب ریاضی ، فیزیک و زیست سه سطحی را داشتم. سه سطحی فیزیک را خیلی دوست داشتم و همیشه برای تثبیت درس ها و حل تست های چالشی از کتاب سه سطحی استفاده می کردم.


ابزار های کانونی

بین ابزار های اطلاع رسانی مختلف کانون، بیشتر به سایت کانون و  کانال اصلی کانون سر میزدم. بعد از هر آزمون به سایت مراجعه میکردم.

به نظرم مفید ترین بخش سایت صحبت با نفرات برتر بود چون باعث افزایش انگیزه می شد و مسیر را روشن تر می کرد.

من از کارنامه‌ی اصلی آزمون ،  کارنامه‌ی اشتباهات و کارنامه‌ی هدف‌گذاری استفاده میکردم اما از کارنامه ی اشتباهات بیشتر بهره میبردم چون اصلاح اشتباهاتی که ممکن است  دوباره تکرار شود ، برایم خیلی مهم بود.

در مجله هم  گفت و گو با نفرات برتر اساسا برایم جذاب ترین بخش مجله بود . سعی می کردم برای اصلاح نقاط ضعفم از این بخش کمک بگیرم ولی هیچ وقت تقلید افراطی نمی کردم یعنی مهارت های رتبه های برتر را برای خودم شخصی سازی می کردم و این موضوع در بهبود دروس عمومی و حفظ انگیزه ی مطالعه بسیار اثربخش بود . در این میان مصاحبه با آقای چیت ساز برایم بسیار اثر گذار و جالب بود و نکات مهمی را در این مصاحبه یاد گرفتم.


نقش اولیا

من از کودکی در محیطی کاملا علمی بزرگ شدم  و والدینم به خصوص پدرم را همواره در حال مطالعه دیدم به همین دلیل من هم همین راه را انتخاب کردم و در درس خواندن و آزمون دادن هیچ وقت از طرف آن ها تحت فشار قرار نگرفتم . هر بار هم که نتایج آزمون ها خوب نبود سعی می کردند به من انگیزه بدهند و به من اعتقاد داشتند تا کاری را که فکر می کنم درست است انجام می دادم و هیچ گاه نظر خود را به من تلقین نمی کردند.


سماجت در رسیدن به هدف

شاید یکی از ویزگی های شخصیتی من سماجت در رسیدن در هدفم می باشد . مهم نیست که چقدر مهم یا کم اهمیت باشد وقتی تصمیم به انجام آن می گیرم دوست دارم آن کار را تمام کنم در مدرسه و در بین دوستانم سعی می کنم همیشه لبخند بزنم تا آن ها هم انرژی بگیرند .

در یکی از آزمون ها که در تابستان و در مرداد ماه برگزار شده بود تقریبا اواسط آزمون برق رفت و سیستم سرمایش کار نمی کرد . هوا به شدت گرم بود و حتی به سختی می شد تمرکز کرد . در حال حل مسائل فیزیک بودم و به دلیل گرمای زیاد دچار سردرد شده بودم ولی یک لحظه با خودم فکر کردم که شاید سر جلسه کنکور نیز همین اتفاق تکرار شود . دیگر از آن لحظه تا پایان آزمون فقط روی سوالات تمرکز کردم و برای خنک تر شدن کمی آب خوردم . شاید نتیجه نسبت به آزمون های عادی کمی افت کرده بود ولی اگر خودم را مدیریت نمی کردم شاید خیلی بد تر می شد.


 روز کنکور سراسری

روز کنکور شرایط و استرس خودش را دارد . من هم چون شب نتوانسته بودم خوب بخوابم کلی مضطرب بودم ولی با دیدن دوستانم استرسم رفع شد .

در جلسه کنکور من از تکنیک  زمان های نقصانی استفاده کردم و در بازگشت توانستم به بخشی از سوالات نزده پاسخ دهم .استراتژی بازگشتم نیز به این صورت بود که طبق زمان های نقصانی پیش رفتم . در دروس عمومی این زمان را بیشتر به ادبیات اختصاص دادم و در دروس اختصاصی به شیمی . چون درس شیمی از حد تصورم سخت تر بود و به وقت بسیار بیشتری نیاز بود .

پشتیبان ویژه بنده خانم سپیده پشت دار (رتبه 8 منطقه 2 و 18 کشوری) بودند. یکی از بهترین اتفاقات برای من در سال کنکور داشتن پشتیبان ویژه بود که می توانستم با کمک ایشان برنامه و مسیر درستی را طی کنم .