گفتوگو با عطیه سلطانینژاد از بافت
ششم و از نهم تا دوازدهم تجربی
درس خواندن در شرایط جدید چگونه است؟
از تابستان 97 بیوقفه درس خواندهام
عطیه سلطانینژاد در یک نگاه
شهر: بافت (استان کرمان)
مدرسه: فرزانگان
سالهای حضور در کانون: ششم و از نهم تا دوازدهم تجربی بهمدت 5 سال
میانگینتراز: 7505
تحصیلات و شغل پدر: کارشناسیارشد ریاضی، دبیر ریاضی
تحصیلات و شغل مادر: کارشناسیارشد ریاضی، دبیر ریاضی
چرا تصمیم گرفتی در پایهی ششم به کانون بیایی؟
از سهسالگی به درس ریاضی علاقه داشتم و دوست داشتم این درس را خوب یاد بگیرم. در کلاس، خوب یاد میگرفتم و ریاضی برایم مهمترین درس بود. تا کلاس چهارم وضعیتم به همین صورت سپری شد. سال پنجم کمکم در درسخواندن جدیتر شدم و معلم هم خیلی من را تشویق میکرد. همین باعث شد پیشرفت کنم. از طریق آشنایان، با کانون آشنا شدم و سال ششم به کانون آمدم. اولین ترازم 6400 شد. رتبهام در شهر 4 شد. هنوز اعتماد زیادی به خودم نداشتم و فکر میکردم بیشتر از این حد نمیتوانم پیشرفت کنم. در یکی از آزمونها با آرامش زیاد و بدون توجه به نتیجه، آزمون دادم و رتبهام در شهر، 1 شد. متوجه شدم پیشرفت برایم ممکن است و باید خودم را باور کنم. در پایهی ششم دو بار در کشور رتبهی اول شدم و به من انگیزهی زیادی داد. همان سال در آزمون تیزهوشان هم پذیرفته شدم. در پایههای هفتم و هشتم هم در آزمونهایی که مدرسه از ما میگرفت، معمولاً نفر اول بودم. در آزمونها پیشرفت تدریجی داشتم.
مطالعه برای کنکور را از چه پایهای شروع کردی؟
تابستان پیش از ورود به پایهی نهم، آقای امیرحسین قاسمی از سیرجان، رتبهی 1 تجربی کشور شد. من هم اصالتم به شهر سیرجان برمیگردد. این برایم انگیزهی خیلی خوبی بود. وقتی به نتایجی که در آزمونها کسب میکردم فکر میکردم، بیشتر به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهم، به هدفم میرسم. هدفم را برای کنکور تعیین کردم و در پایهی نهم تلاشم را بیشتر کردم و از تابستان پایهی دهم، مطالعاتم برای کنکور را شروع کردم.
چرا فکر میکردی باید از پایهی دهم برای کنکور تلاش کنی؟
در متوسطهی اول با تلاش زیاد درس خوانده بودم و این درسها پایهی متوسطهی دوم بود. درسها را مرور کردم. بیشتر درسها را به یاد داشتم. تلاشی که در متوسطهی اول کرده بودم، مباحث را در ذهنم تثبیت کرده بود و مرور برایم کار سادهای بود. از این روالی که طی کرده بودم، به این نتیجه رسیدم که درسخواندن برای کنکور را باید از سال دهم شروع کنم تا در پایان سه سال، درسها در ذهنم تثبیت شود.
آیا در طول این دو سال توانستی پیوستگیات را حفظ کنی؟
از ابتدای تابستان 97 که میخواستم به پایهی دهم بروم تا همین امروز، بدون وقفه درس خواندهام و هیچ روزی نبوده که اصلاً درس نخوانم. درسخواندن مانند طنابی است که صخرهنورد به تکیهگاهی میآویزد و از آن قدمبهقدم بالا میرود. نباید اجازه بدهیم این طناب پاره شود و پیوستگی از دست برود. دوست داشتم در آزمونها مهارت کسب کنم؛ بنابراین به آزمونها هم پیوستگی داشتم.
در طول این سالها افتوخیز هم داشتی؟
در پایهی دهم در نتایج آزمونهایم نوسان زیادی داشتم. توقع دیگران از من، کمی بر روحیهام اثر میگذاشت و همین مسئله تأثیر مستقیمی روی نتایجم میگذاشت. بعد از آن، به این نتیجه رسیدم که باید فقط به مسیر خودم توجه کنم. دانشآموزان خوبی را در شهرمان میدیدم که با توجه به حاشیهها نتوانستند آرامش خود را حفظ کنند و نتیجهی زحماتشان را بگیرند. از آنها درس گرفتم و تصمیم گرفتم جوری تلاش کنم که خودم از کارم راضی باشم.
با اینکه ریاضی را دوست داشتی، رشتهی تجربی را انتخاب کردی. چرا؟
پدر و مادرم هر دو دبیر ریاضی هستند. از کودکی در خانه میدیدم که دربارهی سؤالات با هم بحث و تبادلنظر میکنند. کارشان برایم خیلی جالب بود. مفاهیم ریاضی را دوست داشتم و الان هم که رشتهی تجربی را انتخاب کردهام، در کنار آن و جایی در مسیر زندگیام دوست دارم در رشتهی فیزیک کوانتوم هم ادامهتحصیل بدهم. محور اصلی کارم رشتهی تجربی است. دوست دارم پزشک خوبی شوم و بعد هم علاقهی دیگرم، یعنی ریاضی را دنبال کنم. رشتهی تجربی تکبعدی نیست و این موضوع باعث شد این رشته را انتخاب کنم.
چگونه برنامهریزی میکنی؟
همیشه در ابتدای سال تحصیلیع برای کل سال، برنامهی کلی تنظیم میکنم. بخشی از تابستان را به پیشخوانی درسهای سال بعد اختصاص میدهم. در تمام فصلها برنامهام مطابق با برنامهی راهبردی است. در هر آزمون اگر درس مدرسه از برنامه عقب باشد، خودم آن را میخوانم و خودم را به برنامهی کانون میرسانم. هر روز را با درسی شروع میکنم که در آن بازده بهتری دارم. برای درسها در طول روز طوری برنامهریزی میکنم که درسهای مفهومی و حلکردنی در کنار هم قرار بگیرند و هنگامی که خسته میشوم، به سراغ تستهای موضوعی ادبیات میروم.
برای تابستان چه هدفهایی تعیین کردی؟
تعطیلی مدارس فرصتی ایجاد کرد تا بیشتر درس بخوانم. کلاسهای غیرحضوری مدرسه زمان کمتری از من میگرفت. همیشه دلم میخواست فرصتی پیش بیاید که خودم برای درسخواندنم برنامهریزی کنم. تعطیلات ناشی از کرونا این فرصت را در اختیارم گذاشت. تا امروز، زیست و ریاضی و فیزیک دوازدهم را پیشخوانی کردهام و تا حدودی شیمی را مطالعه کردهام. میخواهم پیشخوانی را ادامه بدهم و شیمی را هم تمام کنم. اگر فرصت داشته باشم، برای زیست هم زمان بیشتری میگذارم. البته میدانم با مطالعهی منظم در طول سال تحصیلی میتوانم در این درس نتیجهی خوبی بگیرم. در آزمونهای کانون هم طبق برنامه شرکت میکنم.

از چه منابع مطالعاتی استفاده میکنی؟
شهر ما شهر کوچکی است و همیشه منابع مطالعاتی را با هم دستبهدست میکنیم. بهتازگی که میخواستم دهم و یازدهم را در ده روز مرور کنم، از دوستم کتابهای سهسطحی را گرفتم. این کتابها حجم مناسب و سؤالات استانداردی دارد که در سه سطح نسبتاً دشوار، دشوار و دشوارتر طبقهبندی شده است. بهترین منبع برای زمانی است که میخواهم یک مبحث یا یک درس را مرور و جمعبندی کنم. از کتاب آبی فیزیک دهم و یازدهم هم استفاده میکردم. این کتابها شامل سؤالاتی با طراحی استاندارد و جدید بود که مشابهشان را در جای دیگری نمیدیدم.
در فرایند آزموندادن به کدام بخش اهمیت بیشتری میدهی؟
همیشه بحث اصلی برای من تحلیل آزمون است. تحلیل قطعاً از آزموندادن مهمتر است. وقتی در هفته 300 تست زیست کار میکنیم، در صورتی میتوانیم انتظار نتیجهی خیلی خوبی داشته باشیم که برای تحلیل دقیق این 300 تست هم زمان گذاشته باشیم. من در پایههای دهم و یازدهم، آزمونهایم را دقیق تحلیل نمیکردم و نوسان ترازهایم خیلی زیاد بود. مثلاً در یک آزمون، رتبهی 19 کشور و در آزمون بعدی رتبهی 183 کشور میشدم. حدود 600 واحد نوسان تراز داشتم. دلیل آن فقط کمتوجهی به تحلیل آزمون بود. الان مدتی است که دفتری را به این کار اختصاص دادهام. اشکالاتم را با جزئیات و راهکارهای پیشنهادیام در این دفتر مینویسم و پاسخهای غلط و نزده و شکدار را در آن یادداشت میکنم.
روش ویژهای برای تحلیل آزمونها داری؟
همیشه قبل از آزمون، روی یک برگه، برای هر درس، مباحثی را یادداشت میکنم که قرار است در آزمون از آنها سؤال طرح شود. در حین آزموندادن، سؤالات شکدار را با حرف «ش» و سؤالات نزده را با حرف «ن» مشخص میکنم. وقتی پاسخ تشریحی منتشر شد، مشخص میکنم که اشتباهها و نزدهها و سؤالات شکدار از کدامیک از مباحث هر درس است. برای هر درس بررسی میکن که آیا وقت پیشنهادی آزمون را برای هر درس رعایت کردهام یا نه. اگر نتوانسته باشم، به دنبال دلیل و راهکار میگردم. مثلاً ممکن است در ادبیات از بحث آرایههای ادبی مشکل داشته باشم. بررسی میکنم که در دو هفتهی گذشته تا چه حد برای این موضوع کار کردهام. ممکن است یادگیریام ناقص باشد که باید به دنبال رفع آن باشم. ممکن است مشکلم از کمکاری یا نداشتن مدیریت زمان باشد. باید بتوانیم با دید طراحان تست آشنا شویم و بر همان اساس درس بخوانیم. لازمهی این کار این است که پاسخنامهی تشریحی را با دقت بخوانیم و دلیل درست یا اشتباهبودن تکتک گزینهها را بررسی کنیم.
در کدام درسها قویتری؟
بهنظرم نقطهقوت این نیست که همیشه در درسی نمرهی خیلی خوب به دست بیاورم و برای مطالعهی آن از روش ثابتی استفاده کنم. در تمام درسها قوی هستم. نوسان هم دارم؛ اما بهمرور زمان و با تلاش، راهکار درست مطالعهی هرکدام را پیدا میکنم و تمام درسها را به نمرهی 10 از 10 میرسانم. در هر آزمون، روی مباحث گوناگون تمرکز میکنم و برای هر مبحث، علاوه بر روش درست مطالعه که به ذهنم میرسد، از کلکسیون روشهای مطالعهی رتبههای برتر کنکور هم استفاده میکنم و آنها را شخصیسازی میکنم تا به نتیجهی جامعی برای هر مبحث برسم.
برای نمونه، روش خوبی برای درسی پیدا کردهای که بتوانی آن را به دیگران هم پیشنهاد بدهی؟
برای درسهای حفظی مثل بخشهایی از شیمی، زیستشناسی و دینوزندگی، ابتدا یک با مبحث را بهصورت مفهومی میخوانم و تا حدودی مطالب را به ذهن میسپارم. همیشه تستها را با هدف آموزشی حل میکنم. بهنظرم سنجش فقط مختص کنکور است. ما باید در آزموندادن هم به دنبال آموزش باشیم. حافظهی تصویری خوبی دارم. وقتی تست کار میکنم، اگر به مشکل بخورم، سریع به سراغ همان صفحه از کتاب میروم و دوباره آن مبحث را مرور میکنم. تستهای زیادی کار میکنم و همین مرورهای دائمی بههمراه حل تست باعث میشود دقیق بدانم از هر بخش، ممکن است چه نوع تستهایی طرح شود. برای تحلیل تستهای آزمونها هم همین روش را دارم؛ یعنی اول به سراغ متن کتاب میروم و اگر نتوانستم پاسخ سؤال را از مرور کتاب درسی پیدا کنم، به سراغ پاسخنامه میروم.
روشت برای درسهای محاسباتی چگونه است؟
برای درسهای ریاضی و فیزیک و بخشهای محاسباتی شیمی که نقطهقوتم است، ابتدا مفهوم سؤال را درک میکنم. واکنش شیمیایی در واقع جدالی بین واکنشدهندهها برای تولید فراورده است. باید در صحنهی این جدال حاضر شویم و دقیق درک کنیم که دارد چه اتفاقی میافتد. بعضی از بچهها بهسادگی از روی سؤال میگذرند. سعی کردهام با حل تستهای زیاد، سرعتعملم را در مرحلهی فهم سؤال هم بیشتر کنم. بعد از فهمیدن میتوانم سؤال را بهدرستی حل کنم. همیشه از روی درسنامه، فرمولها و توضیحها را میخوانم. بعد به سراغ حل تست میروم. اگر نتوانم سؤالی را به جواب برسانم، صورت سؤال را در دفتر یادداشت میکنم. بعد جواب را از روی پاسخنامه مطالعه میکنم. سپس بدون نگاهکردن به پاسخنامه، خودم جوابی را که یاد گرفتم، در دفترم مینویسم.
از کدام بخشهای سایت کانون و مجلهی آزمون استفاده میکنی؟
گفتوگوها را در سایت و مجله دنبال میکنم و صفحهی مقطع را هم خیلی دوست دارم. کارنامهی اصلی را در صفحهی شخصی بررسی میکنم و با کمک کارنامهی اشتباهات، در هر آزمون سعی میکنم اشتباهات تکراری کمتری داشته باشم.
پدر و مادرت هر دو فرهنگی هستند. سهم آنها در موفقیت تو چیست؟
مادرم به من اعتمادبهنفس و انگیزه و آرامش میدهد و پدرم بیشتر پیگیر امور درسیام است. پدرم به درسهایم حساس است. فشاری تحمیل نمیکنند؛ اما خیلی دوست دارند درس بخوانم و به هدفم در زندگی برسم. در رفع اشکال درسی از پدر و مادرم کمک نمیگیرم. از ابتدا پدرم معتقد بود اگر سؤالی دارم، باید خودم به دنبال راهحلش بگردم و به این دلیل از پدرم خیلی متشکرم که باعث شد روی پاهای خودم بایستم و مستقل باشم.
نکتهی دیگری هست که بخواهی برایمان بگویی؟
با چیزهایی که آموختهام فهمیدهام انسان موفق مانند مثل انسانی است که در بیابان بدون آبوغذا برای زندهماندن تلاش میکند. انسانهای موفق هم برای رسیدن به موفقیت تلاش میکنند و به خدا توکل میکنند. وقتی به هدفی علاقه داریم باید به دنبالش برویم. در کنکور هم دانشآموزی به موفقیت میرسد که بهانهجویی نکند و به دنبال امکانات خاصی نباشد. باید از هرچه دارد، در جهت پیشرفتش استفاده کند.
سایر گفتوگوهای پرستو عسکری را در لینک زیر بخوانید:
