گفت‌وگوهای پرستو عسکری: امیرمحمد رمضانی با میانگین تراز 7766

تا سال پنجم دبستان خانواده زیاد روی نمرات من و برادر دوقلویم امیررضا حساس نبودند.

گفت‌وگوهای پرستو عسکری: امیرمحمد رمضانی با میانگین تراز 7766

امیرمحمد رمضانی‌علوی، دوازدهم تجربی از کاشان


درس خواندن در شرایط کرونا چگونه است؟

در تمام طول سال به برنامه‌ی راهبردی اعتماد کنید


امیرمحمد رمضانی‌علوی در یک نگاه

شهر: کاشان (استان اصفهان)

مدرسه: تیزهوشان شهیدبهشتی

میانگین تراز: 7766

سابقه‌ی حضور در کانون: یازدهم و دوازدهم تجربی به مدت 2 سال

تحصیلات و شغل پدر: کارشناسی‌ارشد مدیریت دولتی، مدیر بخش طرح و برنامه‌ی دانشگاه کاشان

تحصیلات و شغل مادر: کارشناسی ارشد ادبیات، معاون بانک ملی

در تلاش برای درس خواندن چه زمانی جدی‌تر شدی؟

تا سال پنجم دبستان خانواده زیاد روی نمرات من و برادر دوقلویم امیررضا حساس نبودند. اما چون سال ششم می‌خواستیم به مدرسه‌ی تیزهوشان وارد شویم مادرم پیگیر بود که پایه‌های پنجم و ششم را در مدرسه‌ی خوبی درس بخوانیم. مادرم ما را برای ثبت‌نام به مدرسه‌ای برد. دوست نداشتیم آن سال آزمون ورودی بدهیم، اما معلم ریاضی آن مدرسه از ما سوالی پرسید که هرگز فراموش نمی‌کنم. ایشان از ما خواست کسر را تعریف کنیم. ما کسر را می‌شناختیم اما نتوانستیم تعریفی از آن ارائه کنیم. مادرم نگران شدند چون دبیر به ایشان گفته بودند من و امیررضا پتانسیل ورود به مدرسه‌ی تیزهوشان را نداریم. ناراحتی مادرم در آن روز باعث شد با خودمان عهد ببندیم که برای موفقیت تا جایی که توان داریم تلاش کنیم. در مدرسه‌ی دیگری ثبت‌نام کردیم و درس خواندن جدی را از همان پایه‌ی پنجم شروع کردیم و نهایتا در پایه‌ی هفتم هم من و هم امیررضا وارد مدرسه‌ی تیزهوشان شدیم.

شرایطت در مدرسه‌ی تیزهوشان چطور بود؟

در پایه‌ی هفتم به خاطر شرایط ویژه‌ی مدرسه من نفر دهم کلاس بودم. نمرات خیلی خوبی نداشتم و از شرایطم راضی نبودم. حتی هم‌کلاسی‌ام از مدرسه انصراف داد اما من و امیررضا ماندیم و از پایه‌ی هشتم که دیگر کاملا با روال درس خواندن آشنا شده بودیم نمراتمان رشد زیادی پیدا کرد و غالبا جزو نفرات اول کلاس می‌شدیم.

درس خواندن برای کنکور را از چه پایه‌ای شروع کردی؟

در مدرسه‌ی ما دانش‌آموزانی بودند که به درس اعتنای زیادی نداشتند اما ما تصمیم گرفتیم درس خواندن برای کنکور را از سال دهم به طور جدی شروع کنیم. در مدرسه در پایه‌ی دهم پنج مرحله آزمون از ما گرفته شد و تمرکزم بر نمراتم در مدرسه بود. از سال یازدهم به مادرم پیشنهاد دادم ما را در آزمون‌های کانون ثبت‌نام کند. هر سال اغلب رتبه‌های خوب کنکور کانونی هستند و دلم می‌خواست ما هم در این فضا قرار بگیریم.

با توجه به اینکه قبلا آزمون نمی‌دادی، در آزمون‌های کانون شروع رضایت‌بخشی داشتی؟

بله، در اولین آزمون تعیین سطح کانون ترازم 7800 شد. بودجه‌بندی مربوط به پایه‌ی دهم بود و تسلط کافی داشتم. اما با این نتیجه دچار غرور شدم. برای آزمون بعدی کم‌تر تلاش کردم و ترازم افت کرد. در چند آزمون بعدی ترازم در بازه‌ی 6500 تا 7000 قرار گرفت. این من را نگران کرد، چون متوجه شدم که همه در سطح کشور در حال تلاش کردن هستند و نمی‌توان نسبت به مطالعه‌ی جدی بی‌اعتنا بود.

 امیرمحمد رمضانی‌علوی با میانگین تراز 7766


برنامه‌ی مدرسه با آزمون‌ها هماهنگ بود؟

نه، در مدرسه عقب‌تر بودیم. اما دلم می‌خواست در درس خواندنم در پایه‌ی یازدهم به نظمی که دوست داشتم برسم. بنابراین خودم جلوتر از تدریس دبیر،‌ درس‌ها را برای آزمون پیش‌خوانی می‌کردم. چون برای آزمون‌ها خوب درس می‌خواندم در امتحانات مدرسه هم می‌توانستم موفق باشم. در پایه‌ی یازدهم میانگین ترازم به حدود 7300 رسید.

امسال نسبت به سال گذشته باز هم پیشرفت داشتی. دلیل این پیشرفت را چه می‌دانی؟

از طریق صفحه‌ی مقطع کانون دوستان بسیار خوبی مثل آقایان رفیعی، دهنوی، دانش و ... پیدا کردم که در پیشرفت من تاثیر زیادی داشت. ما از سال یازدهم با هم در ارتباط بودیم. در ابتدا حس می‌کردم در سطح درسی دوستان نیستیم اما آقای دهنوی به ما امید دادند که تلاش کنیم و به مرور پیشرفت کنیم. با هم رفع اشکال می‌کنیم و به نظرم در صفحه‌ی مقطع کانون بستر خوبی برای بچه‌هایی که مایل به پیشرفت باشند ایجاد شده است.

آزمون‌های تابستان سال گذشته تا چه حد برایت مفید بود؟

سال گذشته برخی از دبیرانم معتقد بودند که نیازی به ثبت‌نام در آزمون‌های کانون نیست و بهتر است خودمان با یک برنامه‌ی شخصی دهم و یازدهم را مرور کنیم. من پرس و جو کردم و کسانی که با آن‌ها مشورت کردم معتقد بودند نباید از فضای آزمون‌ها جدا شویم. میانگین ترازم در تابستان 7300 بود. ترازم تا 6800 هم افت داشت اما این نوسان‌ها من را مایوس نکرد.

برای پیشرفت در ترازت چه تصمیمی گرفتی؟

برای آزمون 22 شهریور در هفته‌ی اول درس‌ها را کامل خواندم و در هفته‌ی دوم در حدود 5000 تست کار کردم. سعی کردم تمام تلاشم را بکنم و در حدود 400 واحد پیشرفت داشتم. هنوز هم رضایت کامل نداشتم و وقتی با یکی از دبیرانم مشورت کردم به من گفتند که تلاش من تاثیرش را در بلندمدت خواهد گذاشت و باید صبور باشم. دبیر زیستم آقای خادمی برای آزمون‌های کانون اهمیت زیادی قائل بودند و پیگیر نتایج ما بودند. همین مساله انگیزه‌ی زیادی برای تلاش به من می‌داد. گرچه در آزمون 19 مهر نفر ششم شهر بودم و این مساله باعث شد پیش دبیرم احساس بدی داشته باشم. اما ایشان برخلاف چیزی که فکر می‌کردم من را تشویق کردند و به من امید زیادی دادند. اعتماد‌به‌نفس زیادی گرفتم و در آزمون بعدی ترازم به 8010 رسید.

برای اینکه به این تراز عالی برسی چه تغییراتی در درس خواندنت دادی؟

روحیه‌ای که دبیر زیستم به من دادند تاثیر زیادی در پیشرفتم داشت. اما من تا آن زمان ساعت مطالعه‌ام را یادداشت نمی‌کردم. تصمیم گرفتم از آن به بعد میزان تلاشم را بنویسم و بررسی کنم. مشاور ندارم و برای درس خواندنم برنامه‌ی ویژه‌ای نداشتم. دوره‌ی کاملی هم نمی‌کردم. از همان آزمون ساعت مطالعه‌ام را به اضافه‌ی تعداد تستی که برای هر مبحث کار کرده‌بودم یادداشت کردم. عملکردم را می‌سنجیدم و تصمیم می‌گرفتم که تا چه حد روی هر فصل تمرکز کنم.

در این مسیر چالشی هم داشتی؟

بله، وقتی ترازم به 8000 رسید در مدرسه دوستان و هم‌کلاسی‌ها به صداقت نتیجه‌ام شک کردند. این برایم خیلی سنگین بود و حس بدی داشتم. در آزمونی که بعد از اختلال سراسری اینترنت برگزار شد بچه‌ها منتظر بودند نتیجه‌ی من را ببینند. شب قبل از آزمون از خدا خواستم به من کمک کند تا بتوانم به نتیجه‌ای درخور تلاشم برسم. این مساله شاید برای بعضی‌ها اصلا مهم نباشد اما یکی از حاشیه‌هایی بود که در سال کنکور برای من پیش آمد و می‌توانست روی روحیه‌ی من تاثیر بدی بگذارد. ترازم در آن آزمون 8120 شد و این بهترین تراز کل دوران تحصیلم بود. در مدرسه خیلی خوشحال بودم و توانسته بودم صداقت نتیجه‌ام را اثبات کنم. الگویم در آن روزها آقای پویا همدانیان بود که از مدرسه‌ی ما در سال 94 رتبه‌ی 1 زبان کشور و 8 ریاضی منطقه‌ی 2 را کسب کرده بودند. ایشان هم در سال کنکور چون برای المپیاد درس می‌خواندند نتوانسته بودند در آزمون اول تراز مطلوب بگیرند و در آزمون بعدی ترازشان به 8000 رسیده بود و شرایطی مشابه من برایشان پیش آمده بود.

در ادامه‌ی مسیر توانستی این روند رو به رشد را حفظ کنی؟

نه، متاسفانه برای اولین آزمون بهمن‌ ماه آن طور که باید درس نخواندم و دوباره به دانسته‌هایم اطمینان کردم و رتبه‌ام در کشور به سه رقمی رسید. باید برای هر آزمون وقت می‌گذاشتم و نباید در مطالعاتم نوسان ایجاد می‌کردم چون به سرعت تاثیرش را در آزمون‌هایم می‌دیدم.

شیوع کرونا و برگزاری غیرحضوری آزمون‌ها چه تاثیری در روند درس خواندنت داشت؟

تقریبا تمام برنامه‌هایم به هم ریخت. با تعطیلی مدارس استرس مباحث باقی‌مانده را داشتم. کلاس آنلاین داشتیم اما بازده خوبی نداشت. این جا بود که اشتباه بزرگی کردم و از برنامه‌ی راهبردی کانون فاصله گرفتم. می‌خواستم خودم مباحث را زودتر به اتمام برسانم. برای آزمون 23 اسفند نخواندم و به همراه برادرم به کمک کتاب‌های کمک‌درسی مباحث را جلوتر از برنامه‌ی کانون خواندیم. البته در آزمون غیبت نداشتم و ترازم افت کرد. این من را خیلی ناراحت کرد. می‌خواستم مباحث دوازدهم را تا قبل از عید بخوانم اما حذف شد. وقتی با دوستان صفحه‌ی مقطع مشورت می‌کردم آن‌ها بیشتر منتظر تصمیم سازمان سنجش بودند، اما من راه خودم را رفتم و با حذف شدن مباحث زمان زیادی را در اسفند و فروردین از دست دادم. به بچه‌ها توصیه می‌کنم در تمام طول سال به برنامه‌ی راهبردی اعتماد کنند. در صفحه‌ی مقطع یازدهم هم به بچه‌ها گفتم که برنامه‌ی کانون حاصل تفکر کارشناسان زیادی است و بهتر است صد درصد به برنامه‌ی راهبردی اطمینان کنند.

چقدر توانستی خودت را با غیرحضوری آزمون دادن هماهنگ کنی؟

خیلی اذیت می‌شدم و با نگاه کردن طولانی‌مدت به لپ‌تاپ حتی از چشمانم اشک می‌آمد. دوست داشتم شرایط آزمون دادنم مثل کنکور باشد اما از طرفی دلم نمی‌خواست درگیر کرونا شویم. سعی کردم خودم را با شرایط وفق بدهم. البته از شرایط زمانی آزمون که ساعت 8 شروع می‌شد فاصله گرفتم و اگر ساعت 10 آزمون دادن را شروع می‌کردم عجله داشتم که به پردازش اول برسم. در درس ادبیات حتی درصد 40 هم داشتم و عجله به من ضربه می‌زد. کم‌کم سعی کردم خودم را قانع کنم. در آزمون‌های حضوری از حوزه‌ی آزمون فاصله‌ی زیادی داشتیم و سعی کردم از زمانی که صرف رفت‌وآمد می‌شد برای تلاش بیشتر استفاده کنم. تعطیلی مدارس و در خانه ماندن هم فرصتی برای رفع نواقص به من داد.

شما که دوقلو هستید در کنار هم آزمون می‌دهید؟

من و امیررضا در دو اتاق جداگانه آزمون می‌دهیم. به مادرم که در آشپزخانه مشغول کارهای خودشان هستند سفارش می‌کنیم که سر ساعت به سراغمان بیایند و پایان زمان آزمون را به ما تذکر بدهند. هیچ کداممان هم اجازه نمی‌دهیم دیگری بعد از اتمام آزمون، در اتاق مشغول پاسخ‌گویی به سوالات بماند. قبل از اینکه نتیجه‌ی آزمون را ببینیم پاسخ‌نامه را با هم چک می‌کنیم و متوجه اشتباهاتمان می‌شویم. بعد هم که نتایج را دیدیم با هم آزمون را تحلیل می‌کنیم. وقتی پاسخ سوالی را اشتباه کرده‌ایم سعی می‌کنیم یکدیگر را متقاعد کنیم و جواب درست را بیابیم.

 امیرمحمد رمضانی‌علوی با میانگین تراز 7766


در ادامه‌ی راه با برنامه‌ی کانون همراه بودی؟

بله، کانون در اولین فرصت برنامه‌ی خوبی برای ما ارائه کرد. دفترچه‌های مشترک و غیرمشترک و آزمون‌های دوقلو ایده‌های خیلی خوبی بودند که ما هم با آن‌ها همراه شدیم. قبلش کمی آشفتگی ذهنی داشتم اما این برنامه‌ی دقیق باعث آرامش شد. کنکور عقب افتاد و کانون استراتژی جدیدی را پیش رویمان قرار داد.

درس زیست‌شناسی را با چه روشی مطالعه می‌کنی؟

من وقتی برای اولین بار مطالعه‌ی یک فصل را شروع می‌کردم در ابتدا یکی دوبار از روی متن کتاب می‌خواندم تا با موضوع آن فصل آشنا شوم. طبیعی است که هر فصل در مطالعه‌ی اولیه برایم اصطلاحات و عبارات جدید و عجیبی داشت، خصوصا وقتی قبل از تدریس دبیر پیش‌خوانی می‌کردم و در آن فصل روی نقطه‌ی صفر مطلق بودم. بعد از آن به سراغ درسنامه‌ی کتاب‌های کمک‌آموزشی می‌رفتم. من و برادرم به جای خلاصه‌نویسی، تکمیل کردن کتاب را انجام می‌دادیم. یعنی نکات جدیدی که به آن‌ها برمی‌خوردیم در حاشیه‌ی کتاب درسی یادداشت می‌کردیم و یا در برگه‌های سفیدی که لابه‌لای کتاب درسی اضافه کرده بودیم می‌نوشتیم. بعد مجددا متن کتاب را دقیق‌تر می‌خواندم. باتوجه به نکاتی که نوشته بودم متوجه می‌شدم که در این فصل کدام قسمت مهم‌تر است و سعی می‌کردم در آن قسمت عمیق‌تر مطالعه کنم. بعد از آن هم به سراغ حل تست می‌رفتم.

وقتی این‌قدر عمیق یک درس را می‌خواندی در تست‌ها چقدر خطا داشتی؟

خب طبیعتا در ابتدای راه تعداد غلط‌هایم زیاد بود. مثلا در فصل ژنتیک که بحث متفاوتی بود و برایم مفهومی و دشوار بود ممکن بود از 10 تست 5 غلط داشته باشم. سعی می‌کردم با تست‌های کتاب‌های مختلف، نقص‌هایم را برطرف کنم. از آقای دهنوی یاد گرفته بودم که خودم تست طراحی کنم. سعی می‌کردم فکر کنم خودم طراح هستم و از خودم بپرسم اگر قرار باشد از شکل‌های کتاب درسی، تست طراحی کنم، چه تستی مطرح می‌کردم. سعی می‌کردم از همه‌ی بخش‌های کتاب، حتی جاهایی که کتاب کمک‌درسی به آن توجه نکرده بود، تست طراحی کنم.

طراحی تست در روند پیشرفتت موثر بود؟

بله، از وقتی این روش را شروع کردم چه در خانه و چه در آزمون‌ها تعداد غلط‌هایم تا حد زیادی کاهش یافت. خیلی از ایده‌هایی که خودم در طراحی تست به کار می‌بردم در آزمون‌های کانون هم مطرح می‌شد. آن‌قدر این کار را می‌کردم که تا حد زیادی هنگام مطالعه‌ی کتاب متوجه می‌شدم طراح دست روی چه نکاتی می‌گذارد. وقتی بعد از آزمون تست‌هایی که خودم نوشته بودم به برادرم نشان می‌دادم متوجه شباهتشان می‌شدیم.

در روز چند ساعت را صرف درس خواندن می‌کردی؟

من در روزهایی که به مدرسه می‌رفتم بین 4 تا 5 ساعت مطالعه داشتم. اما سعی می‌کردم در همین میزانِ مطالعه، کیفیت کار و تمرکزم را تا حد زیادی بالا ببرم. تجربه به من ثابت کرده بود که برای شخصِ من، اگر ساعت مطالعه از حد خاصی بالاتر برود روی کیفیت یادگیری‌ام اثر منفی می‌گذارد. در روزهای تعطیل هم در حدود 9 ساعت مطالعه‌ی مفید داشتم.

تو در بین صحبت‌هایت گفتی در یک هفته در حدود 5000 تست کار کردی. چطور می‌توان با این میزان مطالعه به نکته‌برداری و مطالعه و حل تست پرداخت؟

در آن آزمون، بودجه‌بندی از مطالب پایه بود و در آن هفته نمی‌خواستم مطلب جدید بخوانم. به همین خاطر فرصت داشتم تا بیش از 90 درصد زمانم را به حل تست بپردازم. ضمن اینکه تست درس‌های عمومی زمان زیادی از من نمی‌گرفت و می‌توانستم در زمان کم‌تری تعداد تست زیادی کار کنم. از فروردین تا الان که دیگر کمتر برای یادگیری زمان می‌گذاریم من و برادرم به طور میانگین روزانه 900 تست تمرین می‌کنیم که ممکن است 200 تست آن برای درس دینی باشد. در طول سال سعی کردیم از تمام کتاب‌هایی که داریم تست کار کنیم و همین مسئله به مرور زمان باعث شده سرعت‌عملمان بالا برود.

در طول سال تحصیلی چه بخشی از بازه‌ی دو هفته‌ای آزمون‌ها را صرف مطالعه‌ی درس‌های پایه می‌کردی؟

از مهر تا اسفند، نود درصد زمانم در دو هفته را روی یادگیری و حل تست از درس‌های دوازدهم گذاشتم. چون درس‌های پایه را در سال‌هایی که دهم و یازدهم بودم و همچنین در تابستان خوب کار کرده بودم. در تابستان طوری درس خواندم و از زمانم استفاده کردم که در طول سال به واژه‌ی "ای کاش" نرسم. خب با این نوع درس خواندن طبیعتا فرصتی برای پیش‌خوانی دوازدهم در تابستان نداشتم و کل وقتم را روی درس‌های پایه گذاشته بودم.

برای پیشرفت در درس ادبیات چه فکری کردی؟

ادبیات درسی بود که من در هر سه پایه‌ی دهم تا دوازدهم نتیجه‌ی زیاد خوبی از آن نمی‌گرفتم. مادرم کارشناسی‌ارشد ادبیات دارند اما من و برادرم نمی‌توانیم با ادبیات رابطه‌ی خوبی برقرار کنیم. روش‌های متفاوتی را امتحان کردیم. درس به درس خواندیم، ولی در آزمون نتیجه نگرفتیم. شروع به موضوعی‌خوانی کردیم. فقط شنیده بودیم که موضوعی خواندن باعث پیشرفت می‌شود اما باز هم فایده نداشت. من حتی ترم اول دوازدهم در درس ادبیات نمره‌ی 14 گرفتم که پایین‌ترین نمره‌ام در طول تحصیلم بود. با دبیر ادبیاتم مشورت کردم. ایشان توصیه کردند که هرشب در حد یک ربع بین 20 تا 25 تست آرایه‌ی مختلف یا تست قرابت کار کنم. از همان زمان شروع کردم و این کار باعث شد نمره‌ام از 5 به 8 از 10 برسد. درس به درس و موضوعی را همزمان و پابه‌پای هم می‌خواندم. بعد از عید نمره‌ی 9 از 10 هم گرفتم.

دوران امتحانات برایت چگونه می‌گذرد؟

من همیشه به دوستانم می‌گفتم که از امتحانات نهایی بیشتر از کنکور واهمه دارم. چون امتحانات نهایی تشریحی است و باید کاملا سبک درس خواندن تغییر کند. دیگر گزینه‌ی صحیح پیش رویمان نیست و خیلی مهم است که بتوانیم پاسخ درست را به صورت تشریحی بنویسیم. تایم خاصی را در مطالعاتم برای امتحانات نهایی در نظر گرفتم. در بخشی از فرجه‌ی هر امتحان سعی کردم کتاب درسی را خوب بخوانم.

برنامه‌ات برای دوران جمع‌بندی چیست؟

من، برادرم و دو برادر دوقلوی دیگر با هم به مدرسه می‌رویم و همزمان با هم و سر ساعت آزمون‌های جمع‌بندی را از خودمان امتحان می‌گیریم. سعی می‌کنیم دو یا سه روز در هفته این کار را بکنیم. بعد هم در خانه آزمون را تحلیل می‌کنیم. من و برادرم تصمیم داریم در ماه‌های باقی‌مانده تا کنکور تمام مطالب را دوباره مرور کنیم. در کنکور باید برای مطالب مختلف حضورذهن داشته باشیم. اگر بتوانیم آزمون‌های سه‌روز یک‌بار را خوب پیش ببریم و تست کار کنیم ایده‌ی جدید دیگری برای طرح تست شاید وجود نداشته باشد که در کنکور با آن غافلگیر شویم.

نقش پدر و مادرت برای شما که دوقلو هستید و همزمان کنکور دارید تاکنون چه بوده است؟

پدر و مادرم خیلی با من و امیررضا راه آمده‌اند. خیلی‌ها به ما می‌گویند برای هر درس منبع مشترک بگیرید و با هم کار کنید. اما وقتی من درحال مطالعه‌ی ریاضی هستم، همزمان امیررضا هم ریاضی می‌خواند و برنامه‌ی درس خواندنمان با هم است. به همین خاطر برای ما جداگانه منابعی که می‌خواستیم تهیه کردند. مادرم با این که برایشان دشوار بود تمام مهمانی‌ها را کنسل کردند و حواسشان به آرامش ما برای درس خواندن بود. حتی خودش هم جایی نمی‌رفت تا ما هم ذهنمان متمرکز بماند. پدر و مادرم هیچ فشاری بر من و امیررضا تحمیل نمی‌کنند و به تصمیمات ما احترام می‌گذارند.

در زمان‌های تفریحتان چه برنامه‌ای دارید؟

تا قبل از شروع کرونا نزدیک خانه‌‌مان باشگاهی بود که ما به همراه دوستانمان بعد از آزمون به آن‌جا می‌رفتیم و با هم شام می‌خوردیم. از اسفند به بعد با دوستانمان طبق قانون خاصی در فضای مجازی آنلاین می‌شدیم. مثلا می‌گفتیم کسی تا قبل از ساعت 11 شب آنلاین نشود و پیامی هم نفرستد. یک ساعت در فضای مجازی آنلاین می‌شدیم و خبرها را هم دنبال می‌کردیم. غیر از این تفریح خاصی نداشتیم. گاهی اوقات هم در کنار خانواده سریال می‌دیدیم.

 

سایر گفت‌وگوهای پرستو عسکری را در لینک زیر بخوانید:

گفت‌وگوهای پرستو عسکری

Menu