نگاهی به انتخاب رشتهی جامعهشناسی
پارسا حبیبی رتبهی 54 کنکور 97، دانشجوی کارشناسی جامعهشناسی
در ابتدای انتخاب هر رشتهای باید بدان توجه کرد که علاقهی شما، شما را به کجا رهسپار میکند، پس بهخاطر بسپارید که در انتخاب رشته علاقهی شما نقطهی مهمی است. جامعهشناسی رشتهای است که در همهجا سرک میکشد، شما میتوانید جامعهشناسان در هر جایی بیابید، البته بدان شرط که آن جا قسمی اجتماع و گروه وجود داشته باشد. جامعهشناسی یعنی همهی پدیدههای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و... را پرتوی جامعه دید، فی المثل هنگامی که جامعهشناسان در رابطه با اقتصاد صحبت میکنند، آنان اقتصاد را در پرتوی رابطهی افراد یک جامعه خواهند دید که چگونه سلسلهای از روابط مختلف نهاد اقتصاد را تولید و بازتولید میکند.
شما در جامعهشناسی میآموزید که چگونه زندگی در حال جریان است، قسمی دانش معطوف به زندگی. در این رشته جریانات مختلفی وجود دارند که هر کدام در رابطه با تحلیل پدیدهها با دیگری متفاوت هستند، از جملهی این جریانات میتوان سه مکتب اصلی را دنبال کرد: کارکردگرایی، کنش متقابل و تضاد؛ هر جریان صاحبنظران بزرگ و جدی دارد، اما این بدان معناست که جامعهشناسی جوابی برای تحلیل وضعیت ندارد که در دل آن میتوان دستکم با سه نگاه پدیدهها را دنبال کرد؟ ابداً چنین نیست، پدیدههای انسانی، چون ریاضیات نیستند که بتوان گفت جواب یکسانی وجود دارد، در جامعهشناسی قصد داریم که پیچیدهترین موجود شناخته شده را دنبال کنیم.
در همهی رشتهها، فردی شاخص وجود دارد که دروازههای این علم را برای همگان باز میکند و بصیرتهای خاص آن رشته را برملا میکند، در جامعهشناسی سی رایت میلز را میتوان چنین فردی دانست کسی که با مطرح کردن بینش جامعهشناختی و کاربرد آن چنین نقشی را برای جامعهشناسی و برای ما بازی کرده است، میلز میگوید: «تودهی مردم تنها به اطلاعات و آمار نیاز ندارند- در این عصر آمار و ارقام اذهان مردم آن چنان از اطلاعات و آمار انباشته است که حتی از قدرت هضم آنها هم فزونی یافته. تودهی مردم همچنین به فنون منطق و استدلال هم نیاز ندارند، هر چند تلاش آنها برای کسب چنین فنونی غالبا به جایی نمیرسد، به عقیدهی من آنچه تودهی مردم به آن نیاز دارند، بینش جامعهشناختی است که به یاری آن بتوانند اطلاعات و آمار را به نحوی به کار برند و قدرت استدلال خود را طوری توسعه دهند که از آنچه در جهان و در درون ذهن آنها میگذرد، نتایجی شخصی بدست آورند. فردی که دارای بینش جامعهشناختی است میتواند تاثیر رویدادهای تاریخی دامنهدار را در زندگی خصوصی و فعالیتها اجتماعی خود و دیگران درک کند. او همچنین به خوبی میداند که چرا افراد در زندگی روزمرهی خود غالباً آگاهی کاذبی از موقعیت اجتماعی خویش دارند به بیان دیگر بینش جامعهشناختی به ما یاری میدهد که در گیر و دار زندگی روزانه سیمای کل جامعه جدید را در نظر گرفته و در قالب آن به طبقهبندی و تبیین روانشناسی افراد گوناگون بپردازیم بدین ترتیب به جای گرفتاریها خصوصی مسائل اساسی مورد توجه قرار میگیرد و مقابله با مسائل عمومی جایگزین بیتفاوتی و دلمردگی عمومی میشود.»
در رابطه با فرصتهای شغلی این رشته میتوان دو شغل اصلی را معرفی کرد، یکی دست یافتن به کرسی دانشگاه و به دست آوردن جایگاه هیئت علمی است و دیگری پژوهشگر تحقیقاتی است که در آن فرد با انجام دادن پروژههای تحقیقاتی امرار معاش میکند، باید افزود که گاه درآمد چنین پروژههای برای پژوهشگران باتجربه و حرفهای، چندده برابر حقوق سالانهی اساتید دانشگاه است. در راه انتخاب رشته سعی کنید طوری انتخاب رشته کنید که یکسال بعد از انتخاب آن پشیمان نشده باشید و به خاطر داشته باشید که شما یکبار به دنیا میآید و در آخر اینکه جامعهشناسی در دانشگاه تفاوتهای بسیاری با آنچه در دبیرستان خواندهاید دارد، اگر نگاهی به کتاب جامعهشناسی آنتونی گیدنز و یا کتاب ده پرسش جامعهشناسی جوئل شارون کنید، متوجه این تفاوت خواهید شد. در صورت انتخاب این رشته حتماً با دانشجویان این رشته به گفتوگو بپردازید تا با شرایط آشنا شوید و با نگاهی ایدئال راهی دانشگاه نشوید.
موفق باشید
