اتّفاقي که در «خواندن» اول ابتدايي ميافتد
آمي جيمز
مترجم: فرهاد ابدالي
آموزش «خواندن» به فرزندتان ممکن است يکي از رازهاي بزرگ زندگي قلمداد شود اما در واقع موضوع بسيار سادهتر از تصور ذهني شماست. حالا که دانشآموز اول ابتدايي شما «خواندن» را ياد گرفته است يا اينکه دارد براي «خواندن» آماده ميشود، بهتر است بدانيد که «خواندن» مهارتي يکبعدي نيست بلکه مجموعهاي از مهارتها و خردهمهارتهاست که رمزگشايي از کلمات و درک مطلب در مرکز آن قرار دارد.
کودکاني که در سطح استاندارد «آغاز» اول ابتدايي قرار دارند:
1- ميدانند که کلمات معني دارند.
2- ميدانند که کلمات از حروف ساخته ميشوند.
3- همه يا بخشي از الفبا را ميدانند.
4- کلمات مکتوب آشنا، مثلاً نام خودشان، را ميشناسند.
5- کلمات مکتوب موجود در محيط زندگيشان را ميشناسند.
6- «خواندن» را تقليد ميکنند و بر اين باورند که دارند ميخوانند.
7- کتاب را ميگيرند و ورق ميزنند.
دانشآموزاني که در سطح استاندارد «پايان» اول ابتدايي قرار دارند:
1- از راهبردهاي مناسب، مثلاً شرح دادن، براي معني کردن کلمات استفاده ميکنند.
2- از کلمات ناآشنا رمزگشايي ميکنند.
3- ارتباط آواهاي گفتار با يکديگر را ميفهمند.
4- معني کلماتي را که ميخوانند ميفهمند يا اينکه بالاخره موفق به فهميدن آنها ميشوند.
5- انگيزهي «خواندن» دارند.
6- ميتوانند يک داستان را گسترش دهند.
7- پيشبيني ميکنند که بعداً چه اتفاقي ميافتد.
8- انگيزههاي شخصيت (داستان) را مورد بحث قرار ميدهند.
9- معني مورد نظر نويسندهي داستان را مورد پرسش قرار ميدهند.
10- علت و معلولهاي حوادث داستان را توصيف ميکنند.
