وجود مراحل اخلاقی نشان میدهد که رشد اخلاقی دارای مولفهی اساسی ساختاری است. گر چه غرایض و احساسات نیز در رشد اخلاقی نقش دارند؛ ولی تا حد زیادی تحتتأثیر الگوهای فکری قرار گرفتهاند و دستخوش تغییر شدهاند.
لارنس کلبرگ، 1973
فروید کودکان را آشکارا"منحرفان چند وجهی" مینامد؛ با این شرط که "انحراف" میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. همهی روانشناسان رشد باید این مسئلهی دشوار و شاید هم جذاب را توضیح بدهند که چگونه کودکانی گنگ، غیرمنطقی و خودخواه به بزرگسالانی وظیفهشناس، عاقل و منطقی بدل میشوند. چگونه است که کودکان 8 ساله چیزهایی را میفهمند که کودکان 6 ساله نمیتوانند؟ این موجودات چگونه یاد میگیرند که خود را با دنیای اطرافشان وفق دهند؟
احتمالاً معروفترین و تأثیرگذارترین روانشناس رشد، زیستشناس سوئیسی فرانسوی زبان، ژان پیاژه است. او نظریهی چهار مرحلهای رشد شناختی را که امروزه هنوز هم مورد نقد و بررسی قرار دارد، ارائه داد.
مفاهیم اصلی: دغدغهی اصلی پیاژه این بود که کودکان چگونه میتوانند خود را با دنیای اطرافشان وفق بدهند. نظریهی وی دربارهی رشد، از طریق تطبیق و سازگاری است. این نظریه دارای چند مفهوم کلیدی است. اولین آنها "طرحواره" است. طرحواره، هر دو کنش جسمی و روحی درگیر در درک و شناخت جهان را شرح میدهد. طرحوارهها شامل دانشهایی هستند که به ما در تفسیر و درک جهان کمک میکنند و در عین حال فرآیند به دست آوردن آن دانش (یا دانشها) را هم به ما نشان میدهند.
اطلاعات جدید، از طریق تجربه برای اصلاح، تغییر یا افزوده شدن به طرحوارههای موجود مورد استفاده قرار میگیرد. برای مثال، ممکن است کودکی طرحوارهای دربارهی یک حیوان خانگی، مثلاً سگ، داشته باشد. اگر این کودک، تنها تجربهی سر و کار داشتن با سگهای بزرگ را داشته باشد، ممکن است فکر کند که همهی سگها بزرگ و خشن هستند و احتمالاً رفتاری تهاجمی دارند. فرض کنید که پس از آن، کودک با سگ کوچک ملوسی رو به رو شود. در این صورت، او اطلاعات جدید را میپذیرد و طرح قبلی خود را اصلاح میکند؛ به طوری که اطلاعات جدید نیز در طرح جدیدش گنجانده میشود.
دومین مفهوم، "تطابق" است که نشان میدهد افراد چگونه خود را به منظور کنار آمدن با ایدههای جدید در محیط اجتماعی و فیزیکی تغییر میدهند و سازگار میکنند.
سومین مفهوم، "جذب" است. افراد برحسب طرحوارهی شناختی خود با محیطشان سر و کار دارند؛ یعنی بر اساس اطلاعات کنونی خود، با اطلاعات جدیدی روبهرو میشوند و اطلاعات کنونی خود را در اطلاعات جدید هضم میکنند.
این خود منجر به چهارمین مفهوم یعنی "تعادل" میشود. همانگونه که کودکان در مراحل رشد شناختی پیش میروند، ایجاد تعادل بین به کارگیری دانش قبلی (هضم) و تغییر رفتار به دلیل دانش جدید (تطابق) نیز اهمیت دارد. این فرآیند، یعنی تعادل، توضیح میدهد که کودکان چگونه قادرند از یک مرحلهی فکری به مرحلهی دیگر بروند. آنها این انگیزه را دارند که از مهارتها و دانش جدید خود برای توقف حالت ناخوشایند عدم تعادل استفاده کنند. آنها مشکلات را از طریق پیش رفتن حل میکنند.
چهار مرحله
1. مرحلهی حسی حرکتی: این مرحله از بدو تولد تا حدود دو سالگی طول میکشد و در واقع مرحلهی هوش در عمل است. در حقیقت، نوزاد دانش زیادی را از طریق لگد زدن، کشیدن و وررفتن با اشیاء و حرکت در اطراف محیطش کسب میکند. مفهوم کلیدی در اینجا، مفهوم بقای اشیاست، به این معنی که کودک از وجود اشیاء، هنگامی که در دید نیستند، آگاه است.
2. مرحلهی پیشعملیاتی: این مرحله از 2 تا 7 سالگی طول میکشد و با توسعهی قدرت تکلم و بازی همراه است. در این مرحله، هنوز هم اشیاء تا حدودی جادویی هستند و واقعیت هنوز ثابت و پابرجا نیست. در این مرحله، تفکر محدود به ادراک است و کودک تشخیص میدهد که اشیاء همیشه آن گونه که به نظر میرسند نیستند. کودکان، در این مرحله، تنها به بخشی از یک موقعیت خاص توجه میکنند. این پدیده "مرکزگرایی" نام دارد و خود خطاهایی تولید میکند که در مطالعات حفاظتی نشان داده شده است. حفاظت به درکی اشاره دارد که جنبههای بخصوصی از یک شی، با وجود تغییرات مختلف آن یکسان باقی میمانند.
"دانستن، به ساختن کپی از واقعیت منجر نمیشود، بلکه به آن واکنش نشان میدهد و آن را دگرگون میکند."
ژان پیاژه، 1971
معروف است که پیاژه به کودکی دو لیوان یک شکل و اندازه با ظرفیت یکسان داد که در آن آب ریخته بود. وقتی کودک پذیرفت که در هر دو لیوان به مقدار یکسان آب ریخته شده است؛ آب یکی از دو لیوان را به لیوان بلندتر و باریکتری ریخته شد. کودکان پیشعملیاتی یا میگفتند که آب بیشتری در لیوان بلندتر و باریکتر وجود دارد یا آب بیشتری در لیوان قبلی وجود داشته است (چون پهنتر بود). واقعیت این بود که مقدار آب هر دو لیوان یکسان بود. در واقع، کودکان فقط روی یک بُعد تمرکز میکردند (ارتفاع یا پهنا). کودکان پیشعملیاتی فاقد چیزی هستند که به "برگشتپذیری" معروف است؛ یعنی "توانایی خنثیسازی یا برگشت ذهنی عملیاتی را که قبلا انجام شده است"، ندارند. به غیر از تکیهی بسیار زیاد بر ادراک، کودکان پیشعملیاتی دارای خودمحوری نیز هستند؛ یعنی روش تفکرشان در مورد چیزها را تنها روش ممکن میدانند.
3. مرحلهی عملیات عینی: این مرحله بین 7 تا 11 سالگی قرار دارد. در این مرحله تفکر کودکان وابستگی بسیار کمتری به ادراک آنها دارد و آنها قادرند از چندین عملیات منطقی-ریاضی استفاده کنند. این عملیات شامل عملیات نشان داده شده با نمادهایی از قبیل +، -، ÷، ×، < (بیشتر)، > (کمتر) و = است. عملیاتی از قبیل "بزرگتر از" باید با عملیات "کوچکتر از" مقایسه شود. کودک معنی "A بزرگتر از B است" را درک نمیکند، مگر این که تشخیص دهد این عبارت همان معنی "B کوچکتر از A است" را میدهد. با این حال، تفکر کودک در این مرحله معطوف به موقعیتهای عینی است. توانایی فرار از محدودیتهای واقعیتهای فوری به قلمرو ایدههای انتزاعی، شکلی از توانایی است که کودک فقط در مرحلهی چهارم بدان دست مییابد.
4. مرحلهی عملیات صوری: کودکان 11 یا 12 ساله وارد این مرحله از رشد میشوند که آخرین مرحله است. در این مرحله، آنان توانایی فکر کردن برحسب حالتهای ممکن (به جای حالتهای صرفاً واقعی) در دنیای اطراف را پیدا میکنند. به عبارت دیگر، کودکانی که در این مرحله از رشد عملیات صوری قرار گرفتهاند، میتوانند ایدهها را تا حد بسیار بیشتر از کودکانی که در مرحلهی عملیات عینی قرار دارند، دستکاری کنند. در این مرحله، تفکر برای کودکان همیشه امری انتزاعی است و از اصول منطق صوری پیروی میکند. آنها میتوانند چندین فرضیه و نیز گزارههای انتزاعی تولید کنند و حتی گزارههای منطقی با گامهای "همانند این که" و "اگر-آن گاه" را انجام بدهند.
البته بر نظریهی پیاژه انتقاداتی نیز وارد بود، ولی این نظریه تأثیر خودرا نیز داشت ، زیرا به چیزهایی اشاره میکرد که کودکان میتوانند در مراحل مختلف رشد، به دلیل برخوردار بودن از آمادگی لازم برای آموختن، آموزش ببینند. همچنین این نظریه بر چگونگی آموزش کودکان دلالت داشته و به ویژه اشاره دارد که کودکان باید از طریق فرآیندهای خوداکتشافی، از طریق اسباببازی و فعالیتهای مختلف مورد آموزش قرار گیرند. این نظریه همچنین بیان کنندهی آن چیزی است که باید به کودک آموزش داده شود.
تفکر فعلی
کار فعلی دربارهی مراحل شناختی پیاژه نشان میدهد که او و برخی از پژوهشگران معاصر تواناییهای کودکان را دست کم گرفتهاند. همچنین متفکران فعلی افتراق بین عملکرد (قادر به انجام کاری بودن) و درک مطلب (دانستن دربارهی چیزی) را مهم ارزیابی کردهاند. به نظر میرسد هنگامی که کودکان را مورد آزمایش قرار میدهیم، آنها اغلب از درک بیشتری در مقایسه با قابلیت عملکرد برخوردارند که به طور ضمنی بر آزمایش کردن این نظریه تأثیر میگذارد.
مراحل یا توالیها: تقریباً در تمام نظریههای مرحلهای، چه نظریههای مرحلهای شناختی یا ذهنی، و چه سازگاری با مراحل از دست دادن، دو فرض اساسی وجود دارد. اولین فرض این است که این مراحل به جای این که پیوسته باشند مجزّا هستند. از مراحل چنین نظریههایی، این ایده برداشت میشود که آنها کاملاً از یکدیگر مجزا هستند و آنچه را ممکن است ما در یک مرحله بدان بیندیشیم یا قادر به انجام آن باشیم یا بدان اعتقاد پیدا کنیم، با آن چه در مرحلهی آخر یا بعدی رخ میدهد، کاملاً متفاوت است. در مورد شرایط رشد، این بدان معناست که تواناییها یا ظرفیتهای شناختی مشخصکنندهی یک مرحله، کاملاً در مراحل پیشین غایب بودهاند.
دومین فرض، مفهوم توالی دقیق است. این بدان معناست که فرد مجبور است مراحل را به ترتیبی که مقرر شده است طی کند. به این معنی که نمیتواند مراحل را بی آن که بگذراند طی کند و نه حتی میتواند به مرحلهی قبل برگردد. برخی از طرفداران مراحل واکنشهای روانی ادعا میکنند که افراد هم میتوانند به عقب و هم به جلو بروند. با این حال، این مورد کمتر در مقالات مربوط به رشد شناختی مطرح شده است.
قطعاً شواهد نشان میدهند که مراحل برجسته یا مراحل رشد شناختی، آن چنان که نظریهپردازان دوست دارند ادعا کنند، آشکار و واضح نیستند، اما بدیهی است که نوعی توالی رشد و نمو وجود دارد. هفت سالهها میتوانند برمفاهیمی تسلط یابند که چهار سالهها نمیتوانند. در واقع، تمرینهای آموزشی و مشاورهای والدین همان توالی مراحلی مانند رشد و نمو منطقی است.
چکیدهی مطلب-نظریهی رشد شناختی پیاژه-تاریخ شمار
| پیاژه، درک کودک از جهان. پیاژه، قضاوت اخلاقی کودک. نظریهی رشد اخلاقی کولبرگ برای اولین بار منتشر شد. پیاژه، دانش و زیستشناسی. شک و تردید و انتقاد از پیاژه شروع شد. | 1929 1932 1966 1971 دههی 1980 |
----------------------------------
برای مشاهده قسمت های قبلی این مقاله به لینک زیر مراجعه نمایید:
برای مطالعه مطالب مشابه عضو کانال اخبار آموزشی مترجمان کانون شوید:
https://t.me/MotarjemaneGhalamchi
----------------------------------
