گفتن موضوعاتی که دشوار است

اگر می‌خواهیم امنیت فرزندانمان به خطر نیفتد، باید در مورد موضوعات دشوار با آن‌‌ها صحبت کنیم؟

گفتن  موضوعاتی که دشوار است

اگر می‌خواهیم امنیت فرزندانمان به خطر نیفتد، باید در مورد موضوعات دشوار با آن‌‌ها صحبت کنیم؟

همه‌ی ما در معرض چنین موضوعاتی قرار گرفته‌ایم و بسیاری از ما ناچار شده‌ایم دیر یا زود صحبت در مورد آن‌ها را آغاز کنیم، اما حتی پذیرفتن این که احتمالاً ناچار به گفت‌وگو با فرزندمان در مورد موضوعی دشوار ‌خواهیم شد‌، کار را به هیچ وجه ساده‌تر نمی‌کند، چرا که گاهی مجبوریم برخی از اخبار ناخوشایند را به آنان بگوییم یا تلاش کنیم درباره چیزی که ظاهراً در آن لحظه ارتباطی با آنان ندارد، از آنان پرس‌وجو کنیم. شاید هم این نگرانی فقط همان دغدغه‌ی دیرینه‌ی نحوه‌ی صحبت با نوجوانان درباره مسائل جنسی یا مواد مخدر باشد.

تفاوتی ندارد که موضوع گفت‌وگو چیست یا کودکی که با او صحبت می‌کنید، چند ساله است. به هر حال روش‌های زیادی وجود دارد که زحمت این کار را برای هر دو طرف  تا حدودی کم‌تر می‌کند. حتی شاید چنین گفت‌وگویی سبب شود که از قبل به فرزندتان نزدیک‌تر شوید.

این‌که چگونه گفت‌وگو را آغاز می‌کنید به عوامل زیادی بستگی دارد؛ از جمله این‌که سن فرزندتان چقدر است و در مورد چه موضوعی می‌خواهید با او صحبت کنید. هر چند در نهایت، این امر همیشه به قضاوت و تصمیم شما در انتخاب بهترین راه بستگی خواهد داشت، اما در این جا چند توصیه‌ برای شما در نظر گرفته شده است.

چرا گفت‌وگو با فرزندان خوب است؟

فرزندان ما برای ‌ما عزیزند و همه‌ی ما آرزو داریم که در محیطی امن و محبت‌آمیز رشد کنند  تا در بزرگ‌سالی به افرادی شاد و با اعتماد به نفس تبدیل شوند. برای رسیدن به این اهداف، لازم است محیط پیرامونشان پر از تأثیرات مثبت و مشاوران‌ خوب باشد که حتی اگر روزی نیاز به کمک و حمایت داشتند، بدانند کسی  هست که می‌توانند با او گفت‌وگو کنند.

از یک سو، فرزندانمان برای کمک گرفتن روی‌ ما به‌عنوان پدر و مادر حساب می‌کنند و از سوی دیگر، وقتی متوجه می‌شویم که تشویقی لازم است تا آنان در مسیر درست قرار بگیرند یا حرفی بزنیم که در زندگی آن‌ها تأثیر بگذارد، این بر عهده‌ی مماست که با آنان گفت‌وگو کنیم.

ایجاد موقعیت مناسب

در باره‌ی هر موضوعی که می‌خواهیم در باره‌ی آن با فرزندمان گفت‌وگو کنیم، هر چه که باشد، برای این‌که  به حرف‌های ما گوش کنند، باید به نحوه‌ی صحبت و محل آن توجه کنیم.

از آن‌جا که نمی‌توان پیش‌بینی کرد که گفت‌وگوی شما چقدر طول می‌کشد، اولین چیزی که باید مورد توجه قرار گیرد مکان و زمان گفت‌وگوست. احتمالاً فکر خیلی خوبی نیست که چنین گفت‌وگوگفت‌وگویی به هنگام غروب، زمانی که افراد خسته‌اند و دل و دماغ تمرکز ندارند، انجام دهید.

هم‌چنین، بجز مواردی که می‌خواهیم با  بیش از یکی ازفرزندان خود گپ بزنیم، منطقی است که گفت‌وگو را زمانی انجام دهیم که خواهر و برادرانش در اطرافمان نباشند تا صحبت‌های‌مان را قطع کنند.

چنین  گفت‌وگوی در محیطی آرام، مثلاً هنگام پیاده‌روی، دوچرخه سواری یا در خودرو می‌تواند فکر خوبی باشد. می‌توانیم از والدین بچه‌های دیگر هم بپرسیم که در گذشته چگونه موقعیت مناسبی را برای گفت‌وگو درباره‌ی موضوعات دشوار ایجاد کرده‌اند و آیا این روش برای کودک ما هم مؤثر ممکن است مؤثر باشد یا نه.

آغاز گفت‌وگو

آغاز گفت‌وگویی جدی با کودک، به هیچ وجه کار ساده‌ای نیست. در صورتی که این کار را از موضع قدرت انجام دهیم، ممکن است فرزندمان در برابر ما سکوت کند؛ و اگر به حواشی بپردازیم، خیلی زود خواهیم دید که گفت‌وگویمان از مسیر اصلی خارج شده ‌است و در درباره‌ی موضوعی کاملاً متفاوت می‌کنیم.

پس اگرسعی کنیم گفت‌وگو را به نحوی با موضوع مرتبط سازیم، می‌تواند فکر خوبی باشد. به عنوان مثال، اگر با هم تلویزیون تماشا می‌کنیم و بازی بازیگر از برخی جهات با موضوعی که می‌خواهیم درباره‌ی آن صحبت کنیم، مرتبط است (مثلاً وقتی یکی از شخصیت‌ها مورد تهدید و آزار قرار می‌گیرد)، می‌توانیم از فرزندمان بپرسیم که اگر او در وضعیت مشابهی قرار می‌گرفت چه می‌کرد و به این ترتیب موضوع را مطرح کنید.

اگر فکر می‌کنید این اتفاقی تصادفی است و باید مدتی طولانی منتظر بمانید تا زمان مناسبی برای مطرح شدن موضوع فرا برسد، روش دیگری نیز وجود دارد که مخصوصاً برای بچه‌های کوچک‌تر بسیار مفید است:

هدف از نگارش بسیاری از کتاب‌های داستان، به‌ویژه این است که وقتی پدران و مادران نمی‌دانند با کودکان خود در مورد مسائلی جدی مانند مرگ، تجاوز، آزار و تهدید چگونه صحبت کنند، به کمک آنان بیایند. این کتاب‌ها با عناوین  گوناگون و برای گروه‌های سنی مختلف نوشته شده‌اند و نقطه‌ی شروع بسیار خوبی برای مطرح کردن موضوعات مختلف محسوب می‌شوند.

پس از این‌که داستان را با فرزندمان چندین بار خواندید، فقط چند سؤال ساده از درک او از داستان بپرسید. مثلاً این‌که داستان درباره‌ی چه بود یا این‌که اگر او به جای شخصیت داستان  بود، چه می‌کرد.

از دیگر راه‌های بسیار خوب برای جلب توجه فوری کودک‌‌ می‌تواند این باشد که به فرزند خود بگوییم یکی از دوستانتان به مشاوره در مورد مسئله‌ی خاصی نیاز دارد، و سپس از او بپرسیم که نظر و پیشنهادی در این باره دارد یا نه. این کار روش واقعاً خوبی است که نه تنها نشان می‌دهد تا چه حد برای نظر فرزندمان ارزش قائلید، بلکه سبب می‌شود بفهمید دانش و اطلاعات او راجع به یک موضوع چقدر است (مثلاً: چگونه می‌توان در فضای مجازی امنیت اطلاعات خویش را حفظ کرد).

گاهی ممکن است فرزندانمان درباره‌ی موضوعی که می‌خواهیم صحبت کنیم، مطالبی را در مدرسه، مثلاً در باره‌ی آموزش‌های شخصی، اجتماعی و بهداشتی آموخته باشند. بهتر است با آن‌ها درباره آن موضوع‌ها صحبت کنیم و ببینیم که هر یک در باره‌ی آن‌چه به آن‌ها آموزش داده شده است، چگونه فکر می‌کنند.

ادامه دادن گفت‌وگو

باید از هر راهی که می‌توانیم گفت‌وگوی خود را آغاز کنیم. باید انتظاراتمان واقع‌بینانه باشد. هر چند این گفت‌وگو ممکن است به‌ آن خوبی که انتظار داریم پیش نرود، اما باید به فرزندمان فرصت بدهید. شاید او در آن لحظه آماده‌ی گفت‌وگو نباشد، اما ممکن است چند روز بعد آمادگی لازم را به دست بیاورد تا بتوانیم بار دیگرگفت‌وگو را از سر بگیریم.

هم‌چنین بهترین کار این است که چند گفت‌وگوی بسیار کوتاه را در یک دوره‌ی زمانی در نظر بگیریم. این به فرزندمان فرصت می‌دهد تا آن‌چه را مورد بحث قرار داده‌ایم، پردازش کند و از موعظه‌های ما که به نظر او همانند سخنرانی‌هایی سخت و سنگین است، برحذر بماند.

گوش‌دادن نیز حائز اهمیت است

هنگامی که می‌خواهیم گفت‌وگویی جدی با کودک خود داشته باشیم، ممکن است فراموش کنیم که این گفت‌وگو باید دو طرفه باشد تا او احساس کند که واقعاً در آن شرکت دارد. بسیار مهم است که نشان دهیم به حرف‌هایش گوش می‌دهیم و واقعاً برای آن‌چه می‌گوید ارزش قائلیم.

گفت‌وگو را با سؤال‌‌هایی آغاز کنیم که پاسخ‌هایشان  فقط "بله" و "خیر" نیست. این کار به فرزندمان فرصت می‌دهد تا نظر واقعی خود را بیان کند. سپس، بدون آن‌که صحبت‌‌هایش را قطع کنیم، زمان لازم را در اختیارش بگذاریم تا به پرسش ما پاسخ دهد. او ممکن است ناآرام، وحشت‌زده یا در حال پیدا کردن جوابی باشد که فکر می‌کند واقعاً صحیح است؛ و این‌ ممکن است اندکی زمان‌بر باشد.

از این‌که به فرزندمان اجازه دهیم تا او نیز سؤالی از بپرسد، نترسیم. در مورد احساس‌مان نسبت به برخی موضوعات خاص با او صادق باشیم و بگذاریم بداند که در گذشته چه اتفاقاتی برایمان رخ داده است.

بسیار مهم است که به کودک خود اجازه دهیم که  به ما اعتماد کند. این کار سبب حفظ اعتماد به نفس او می‌شود.بگذارید بداند که می‌خواهیم همیشه احساس کند که وقتی چیزی باعث نگرانی‌اش می‌شود، می‌تواند با ما، با افراد مورد اعتماد دیگر، و با سازمان‌هایی مانند چایلد‌لاین[1] در میان بگذارند.

گاهی ممکن است فرزندمان نزد ما بیاید تا درباره‌ی یکی از نگرانی‌هایش صحبت کند. ممکن است بخواهد در مورد دوستی صحبت کند که افسرده و غمگین است یا به واسطه آزار و تهدید دیگران، ترسیده است. ممکن است این گفت‌وگو درباره‌ی کاری باشد که خودش انجام داده‌ است، مثل رد و بدل کردن پیامک‌ها و عکس‌های تحریک‌کننده جنسی یا چیزهایی شبیه به این.

احتمالاً حتی اشاره کردن به چنین مواردی شجاعت زیادی می‌خواهد، پس لازم است کاری کنیم که تا جای ممکن برای گفت‌وگو با شما احساس راحتی کند.

اگر زمان و مکان مناسب نیست، با او قرار بگذاریم که کجا و چه وقت با او صحبت خواهیم کرد. و هنگامی که برای گفت‌وگو حاضر شدیم پیش ار هر کاری باید به فرزندمان اطمینان دهیم که می‌تواند هر چیزی را به ما بگوید و ما نیز او را سرزنش نخواهیم کرد.

به آن‌چه می‌گوید، با دقت گوش کنیم و در صورتی که متوجه نکته‌ای نشدیم، صادقانه  بخواهیم تا توضیح دهد. به‌خصوص، قبل از این ‌که نظر یا پیشنهادی بدهیم، بگذاریم همه‌ی حرفش را بزند.

هر چند خوب است که از فرزندمان بپرسیم که دوست دارد چه عکس‌العمل نسبت به مشکل مطرح‌ شده نشان بدهیم، اما در نظر داشته باشیم که ممکن است به هیچ وجه کاری از دست ما برای حل مشکل او برنیاید. برای مثال، اگر فرزندتان از مرگ کسی غصه‌دار است، کاری که همیشه می‌توانی انجام دهیم، اطمینان خاطر بخشیدن و حمایت کردن است ( که با محکم درآغوش کشیدن آغاز می‌شود).

اگر می‌توانیم کاری انجام دهیم و اگر قصد انجام آن را هم داریم، بگذاریم فرزندمان بداند. در غیر این صورت او ممکن است احساس کند که قصد داریم در کارش مداخله کنیم و هرگز نمی‌بایست مشکلش را با شما درمیان می‌گذاشته.

مطرح کردن موضوعاتی که مسیر زندگی را تغییر می‌دهند

متأسفانه گاهی اتفاقاتی رخ می‌دهد که زندگی جوانان را زیر و رو می‌کند. متارکه، بیماری و مرگ به ‌وضوح تأثیر عمیقی بر زندگی فرزندان ما به ‌جا می‌گذارد و گفت‌وگو در مورد آن‌ها نیز باید بسیار دقیق صورت گیرد. هم‌چنین باید آماده شنیدن چیزهایی باشیم که ما را بسیار احساساتی و هیجان‌زده می‌کند و حتی باعث ناراحتی‌مان شود.

بنابراین، قبل از شروع گفت‌وگو، باید تکلیف مواد زیادی را در ذهن خود روشن کنیم:

  • گفت‌وگو، کجا و چه وقت صورت گیرد- جایی را انتخاب کنیم که هر دو طرف در آن احساس راحتی می‌کنیم و هیچ‌گونه مزاحمتی در آن وجود ندارد.

  • اگر فرزندانی در سنین مختلف داریم، آیا با هر یک از آن‌ها جداگانه صحبت خواهیم کرد یا با همه‌ی آن‌ها با هم.

  • با چه کسان دیگری قبل از فرزندمان باید گفت‌وگو کنیم تا آنان هم آماده‌ی ارائه حمایت‌های عاطفی شوند.

  •   آیا فکر می‌کنیم بتوانیم پاسخ‌های مناسبی به سؤال‌های فرزندمان بدهیم.

هنگام گفتن خبرها و اطلاعات مهم، باید به یاد داشته باشیم که همه چیز را به آرامی و در قالب کلماتی که کودکمان به راحتی بتواند بفهمد، توضیح دهیم. هم‌چنین بسیار حائز اهمیت است که مطمئن شویم او می‌داند که مسبب نیست و قرار نیست به هر دلیل، برای چیزی که درباره‌اش با او گفت‌وگو می‌کنیم سرزنش شود.

هر چند گفت‌وگو در مورد برخی موضوعات کاری دشوار است، اما اگر به‌خوبی از پس آن بربیاییم، می‌تواند ما و فرزندمان را به هم نزدیک‌تر کند و کمک کند تا یک‌دیگر را تا حدودی بیش‌تر بشناسیم. بنابراین لازم است که وقت و فکر بیش‌تری را صرف برنامه‌ریزی کنیم؛ این کار نه تنها می‌تواند به حل موضوع یا توضیح آن کمک ‌کند، بلکه حتی قادر است رابطه‌ی ما را با فرزندمان بهتر سازد.
مترجم: الهه بور

[1] Childline سرویس ۲۴ ساعته مشاوره کودکان و نوجوانان- م

منبع :

2/4/2023 2:34:53 AM