اين انيميشن مربوط به تغييرات در تعداد و ساختار کروموزوم است.
اتو پلي پلوئيدي:
اتوپلي ئيدي در طبيعت به عنوان مکانيسمي براي بهبود اطلاعات ژنتيکي اتفاق مي افتد. اتوتترا پلوئيد است و ارقام تجاري موزوبعضي از سيب ها اتوتريلوئيدهستند. در بعضي گونه هاي گياهي افزايش معقول در تعداد ژنوم با افزايش در اندازه سلول و بزرگترشدن اندامها همراه است . براي مثال تريپلوئيد از بنيه بهتري برخوردارند و در مقايسه با سيب هاي ديپلوئيد ميوه هاي بزرگتري مي دهند از اتو پلي پلوئيدي براي توليد ميوه و گلهاي بزرگ نيز استفاده شده است. در برنامه هاي اصلاحي اتو پلوئيدهاي مصنوعي دو هدف مهم در نظر گرفته مي شود:
1)توليد يک ژنوتبپ يا ترکيبي از ژنوتيپها که برتر از بهترين ديپلوئيدها در بعضي از صفات مهم باشند
2)افزايش باروري در نباتات بذري
2-آلوپلوئيدي:
بنا به تعريف يک گياه آلوپلوئيد از ترکيب و دو برابر نمودن دو يا چند ژنوم متفاوت توليد مي شود .تفاوت بين دو ژنوم مختلف بستگي به رفتارکروموزمها در تقسيم کاهش کروموزومي دارد. براي توليد آلو پلوئيدها از دو برابر نمودن تعداد کروموزومهاي هيبريد استفاده مي شود. آلوپلوئيدها غالباً تتراپلوئيد يا هگزا پلوئيد بوده واز ترکيب ژنومهاي دو وسه گونه ديپلوئيد به وجود مي آيد .گندم بهترين نمونه آلوپلوئيدي در غلات است. گونه هاي گندمي که داراي 21 جفت کروموزم هستند از تلاقي بين گونه هاي تترا پلوئيد اهلي وگونه ديپلوئيد وحشي به وجود آمده اند.
3-آنيوپلوئيدها:
تغييرات کروموزمي را که شامل يک يا چند کروموزم باشد آنيوپلوئيدي مي گويند. اهميت آنيوپلوئيدي در تکامل گياهان کمتر از پلي پلوئيدي بوده و زمان لازم براي تکامل واهلي شدن گياهان آنيوپلوئيد طولاني تر از گياهان پلي پلوئيد است .حالات نالي زومي ،مونوزومي،تري زومي ،تترازومي از فرمهاي مختلف آنيوپلوئيدي هستند.
نشانگرهاي مولکولي:
بسياري از محدوديتهاي روشهاي مختلف اصلاح نباتات ريشه در فقدان ابزارهاي مناسب براي مطالعات ژنتيکي دارد .وجود ماهيت کمي صفات اقتصادي در محصولات کشاورزي موجب شد که محيط بسياري ارز براوردهاي ارزشهاي اصلاحي را تحت تاًثير قرار دهد و لذا استفاده از ابزارهائي که حداقل تاثير پذيري را از محيط دارند گام مؤثري در افزايش پيشرفتهاي ژنتيکي مورد استفاده مي باشد. مارکرهاي مولکولي و اخير نشانگرهاي DNA ابزار مناسبي هستند که بر اساس آن مي توان جايگاه ژني وکروموزمي ژنهاي تعيين کننده صفات مطلوب را شناسائي کرد. با دانستن جايگاه يک ژن روي کروموزم مي توان از نشانگرهاي مجاور آن براي تائيد وجود صفت در نسلهاي تحت گزينش استفاده نمود.
با در دست داشتن تعداد زيادتر نشانگر مي توان نقشه هاي ژنتيکي کاملتري را تهيه نمود که پوشش کاملي را در تمام کروموزمهاي گياهان به وجود مي آورد.استفاده از نشانگرها موجب افزايش اطلاعات مفيد و مناسب از جنبه هاي پايه وکاربردي اصلاح نباتات خواهد گرديد .
انتخاب به کمک نشانگرهاي مولکولي راه حلي است که دست آورد زيست شناسان مولکولي براي متخصصان اصلاح نباتات مي باشد در اين روش ژن مورد نظر بر اساس پيوستگي که با يک نشانگر ژنتيکي تشخيص داده و انتخاب مي شود و بنابراين به عنوان قدم اول در روش انتخاب به کمک نشانگر بايد نشانگرهاي پيوسته با ژنهاي مورد نظر شناسائي شود. يافتن نشانگرهائي که فاصله آنها از ژن مطلوب کمتر از cm10ميباشد به طور تجربي نشان داده شده که در اين صورت دقت انتخاب 99/75 درصد خواهد بود لذا داشتن نقشه هاي ژنتيک اشباع که به طور متوسط داراي حداقل يک نشانگر به ازاي کمتر از cm10 فاصله روي کروموزمها باشد از ضروريات امر مي باشد.
يکي از پايه هاي اساسي اصلاح نباتات دسترسي وآگاهي از ميزان تنوع در مراحل مختلف پروژه هاي اصلاحي است . به همين جهت نشانگرهاي برآورد مناسبي از فواصل ژنتيکي بين واريته هاي مختلف را نشان مي دهند
