آموزش مهارت تشخيص وزن اشعار بهصورت سماعي
در مورد تشخيص وزن اشعار بهصورت سماعي در ابتدا ذكر چند نكته لازم مينمايد:
1- اين مهارت يك توانايي شخصي است و روش خاصي برنميتابد و هركس ميتواند به روش خود آن را بهكار گيرد.
2- تنها توانايي لازم كه قبل از يادگيري اين مهارت براي شخص لازم است، درست خواندن شعر است. اگر شعر درست خوانده شود در حقيقت وزن آن بهدرستي درك شده است. براي اينكه بتوانيم اشعار را درست بخوانيم مطالعهي آثار سعدي، مولانا، حافظ و مخصوصاً اشعار شاعران سبك هندي و نيمايي (مانند صائب و نيما) و مخصوصاً استفاده از آثار موسيقي سنتي ايراني كه بهترين نمونههاي شعرخواني را ميتوان در آن سراغ گرفت توصيه ميشود.
3- سعي ما در آموزش اين روش فقط براي بالا بردن مهارت شما در تستهاي عروض است؛ اما اگر بعد از مطالعهي اين درسنامه ديديد با اين توضيحات بيشتر سردرگم ميشويد، استفاده از آن توصيه نميشود. زيرا اگر اين روش را بهخوبي درك نكنيد و بخواهيد از آن استفاده كنيد ممكن است در استفاده از روش اصلي كتاب هم دچار مشكل شويد.
4- روشهاي ارائه شده در اين درسنامه همگي بايد به صورت ذهني انجام شوند و قصد ما از نوشتن آن فقط تشريح بيشتر است.
با اين همه ما در اينجا سعي خواهيم كرد اين مهارت را تا حدي كه امكان دارد آموزش دهيم؛ يعني كه يك سري از قواعد را بيان خواهيم كرد كه در تشخيص وزن بهصورت سماعي بهكار ميآيند امّا باز هم تأكيدمان بر اين است كه اين نكات تنها روش ممكن نيستند.
انواع هجاها:
در كتاب عروض و قافيه ميخوانيم كه در وزن شعر هجاهاي فارسي از نظر امتداد (تعداد حروف) سه نوعاند؛ يعني بهترتيب:
هجاي كوتاه (مانند نَه و تو)،
هجاي بلند (مانند سَر و پا)
و هجاي كشيده (مانند نَرم و گفت).
اين تقسيمبندي كاملاً درست است؛ امّا براي مهارت مورد نظر بايد اصلاحيهاي در آن وارد كرد. ميدانيم كه در تقطيع هجايي، هجاي كشيده بهصورت (-U) تقطيع ميگردد، يعني شامل يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه ميشود. براي اينكه بتوانيم وزن شعر را بدون نوشتن هجاها روي كاغذ تشخيص دهيم، بايد اين نكته را در تلفظ هجاهاي كشيده در اشعار رعايت كنيم. به اين ترتيب ما فقط دو هجا داريم:
1- هجاي بلند: مانند «سَر» كه آن را بهصورت «تَن» ميتوان تصور كرد.
2- هجاي كوتاه: مانند «تو» كه آن را بهصورت «تَــ» ميتوان تصور كرد.
در مورد هجاهاي كشيده هم بايد آنها را يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه درنظربگيريم. براي مثال شعر زير را در نظر بگيريد:
بنواخت نورِ مصطفي آن اُستنِ حنّانه را كمتر ز چوبي نيستي، حنّانه شو حنّانه شو
اگر بخواهيم مصراع اول اين بيت را با هجاهاي كوتاه و بلند نشان دهيم بهصورت زير درخواهد آمد:
| - | - | U | - | - | - | U | - | - | - | U | - | - | - | U | - |
| تَن | تَن | تَـ | تَن | تَن | تَن | تَـ | تَن | تَن | تَن | تَـ | تَن | تَن | تَن | تَـ | تَن |
ملاحظه ميكنيد كه در هجاي دوم كه هجايي كشيده است، ما در تقطيع هجايي از يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه (تَن تَـ) استفاده كردهايم.
امّا طرز خواندن شعر بايد چگونه باشد تا بهصورت سماعي اين وزن درك شود؟
پاسخ اين است كه در خواندن هجاهاي كشيده بايد يك مصوت كوتاه به آخرين حرف آنها اضافه كنيم (البته اين كار فقط براي تشخيص وزن است وگرنه طرز تلفظ درست به همان صورت قبلي است.)
يعني هجاي «واخت» را در مصراع بالا بايد بهصورت «واختُ» تلفظ كرد. امّا بازهم شايد سؤالي پيش بيايد كه در همين هجاي كشيده بخش اول آن (يعني «واخ») هنوز هم كشيده است؟! در اين مورد بايد به اين دقت كنيد كه با افزودن مصوت كوتاه ـُ به انتهاي هجا براي اينكه آهنگ اوليهي مصراع از دست نرود بايد مصوت «ا» در «واخ» را كوتاه تلفظ كنيم پس بازهم يك هجاي بلند و يك هجاي كوتاه خواهيم داشت. (اين حالت تلفظ در مورد هجاي ششم مصراع دوم هم صدق مي كند:
نيستي -----> نيسُتي)
حال با توجه به اينكه اركان معرفي شده در كتاب هجاي كشيده ندارد و همگي 19 ركن (فاعلاتن، فاعلن، مفاعيلن، فعولن، مستفعلن، مفعولن، فعلاتن، فَعَلن، مفاعلن، مفتعلن، فَعْلن، فاعلاتُ، فعلاتُ، مفاعيلُ، مستفعلُ، مفعولُ، مفاعلُ، فَعَل، فع) فقط از هجاهاي بلند و كوتاه تشكيل شدهاند، و ميتوان راحتتر وزن شعر را حدس زد.
اختيارات شاعري:
بار ديگر اين بيت را درنظر بگيريد:
بنواخت نورِ مصطفي آن اُستنِ حنّانه را كمتر ز چوبي نيستي، حنّانه شو حنّانه شو
اگر با آواز سنتي ايراني آشنا باشيد و بتوانيد اين بيت را بهصورت آوازي بخوانيد خواهيد ديد كه مثلاً در هجاي چهارم مصراع اوّل مجبوريد صداي خود را بكشيد (با اينكه هجا، يك هجاي كوتاه است« «رِ»)
در اين موارد ميتوان گفت اين مصوت كوتاه، بلند تلفظ ميشود؛ پس اختيار شاعري بلند تلفظ كردن مصوت كوتاه را داريم. (براي آشنايي بيشتر با طريقهي آوازخواني خواندن اين بيت ميتوانيد به اثر بسيار زيباي «سيدخليل عالينژاد» روي همين شعر مولانا رجوع كنيد.) اين حالت را در هجاهاي نهم مصراع اول، هجاي سوم مصراع دوم و هجاي دوازدهم مصراع دوم هم داريم.
حال بيت زير را در نظر بگيريد:
نه سبو پيدا درين حالت نه آب خوشبين والله اعلم بالصّواب
ميدانيم كه هجاي اول مصراع اول اين بيت كوتاه است و بلند تلفظ ميگردد. روش ديگر تشخيص اين اختيار شاعري اين است كه اگر بعد از هجاي كوتاه موردنظر صامتي داشته باشيم (مانند «س» در واژهي «سبو») در هنگام خواندن شعر اين صامت كمي سنگينتر (با تشديد) تلفظ ميگردد.
در اين مصراع مشاهده ميكنيد كه هنگام تلفظ واژهي «سبو» مجبوريد «س» آن را كمي سنگينتر از حدّ معمول تلفظ كنيد. اگر به اين حالت در مصراعي برخورديم ميتوان گفت هجاي قبلي داراي اختيار شاعري بلند تلفظ كردن مصوت كوتاه است.
در مورد اختيارات شاعري ديگر مانند قلب و ابدال و تبديل فاعلاتن به فعلاتن (اختيارات وزني) روش خاصي وجود ندارد امّا اگر ياد بگيريد كه وزن شعر را با شنيدن آن حدس بزنيد ملاحظه خواهيد كرد كه اگر هر كدام از اين اختيارات در مصراعي رخ داده باشد در آن قسمت شما احساس يك نوع خلل و فرج در وزن خواهيد داشت كه اگر كمي دقيق شويد محل استفاده از اختيار مورد نظر را خيلي راحت پيدا خواهيد كرد.
علاوهبر اين با پيشرفت در اين مهارت ميتوانيد بلافاصله پس از شنيدن يا خواندن شعر وزن آن را به همان صورت بگوييد
پس مثلاً براي تشخيص اختياري مانند «قلب» كافيست بحر اصلي شعر را تشخيص داده و بعد از آن ببينيد كه در كجاي بيت مثلاً قرار بوده كه «مفتعلن» داشته باشيم امّا «مفاعلن» داريم.
نويسنده: فرهاد علينژاد (رتبهي 5 منطقه 2 - 25 كشوري كنكور 95)
