برداشت اول: فراشناخت
مدیریت فکر، داشتن آگاهی از وضعیت واقعی، داشتن ذهنی شفاف برای تحلیل نتیجهها و برنامهریزی بر اساس این تحلیل و داشتن قدرت انتخاب است.
برداشت دوم: انتخاب هوشمندانه
چند گزینهی درست مطرح است؛ ولی لزوماً همگی با شرایط شما هماهنگی ندارند. شاید نتیجهی کار در همهی گزینهها یکی باشد و شاید آنچه انتظار دارید نباشد! این هنر شماست که بهترین گزینه را انتخاب کنید تا بدون آزمون و خطا و بدون چالش به هدف خود برسید. به این هنر فراشناخت میگویند.
برداشت سوم: روش هدفمند
در رویارویی با روشها آنچه مهم است و یک روش را تبدیل به یک روش خوب میکند، هدفمند بودن آن است؛ یعنی روش کاملاً مشخص و نتیجهی هدفگذاریشده معلوم باشد. همچنین به لحاظ کیفی و کمی هم قابل قبول باشد.
به یک مثال توجه کنید: بازیابی در مقابل بازخوانی
دو روش داریم: بازیابی و بازخوانی
در بازخوانی تکرار مکررات و البته بدون هدف خاص، اتلاف زمان، عدم تطابق زمان و نتیجه، ایجاد آشفتگی ذهنی مواردی هستند که منجر به این میشوند که ما نتوانیم این روش را یک روش خوب بدانیم.
در بازیابی تکنیک و روش کار مشخص است. خروجی کار، تعمیق یادگیری و شناسایی چالشهاست. به لحاظ شناسایی نقاط قوت و چالش مدیریت زمان را خواهیم داشت.
تجمیع این سه برداشت یک فیلم کوتاه ماندگار از موفقیتتان خواهد ساخت.
