تکرار مطالب خواندهشده، سادهترین راه برای درس خواندن است؛ اما آیا تکرار و بازخوانی باعث یادگیری بهتر و عمیقتر میشود؟ چرا عدهای، مطالب را عمیقتر میفهمند و بهتر و تحت هر شرایطی میتوانند از آموختههای خود استفاده کنند؟اگر تکرار نکنیم چه گزینهی دیگری برای یادگیری داریم؟
در روش بازیابی، فرد مطالب خواندهشدهای که در حیطهی دانش او قرار دارد به گونهای از لایههای ذهن خود بیرون میکشد و دربارهی آن فکر میکند، سؤالاتی مطرح کرده و بین مطالب ارتباط برقرار میکند. سپس ساختار موضوع را طراحی کرده و میتواند آنچه را فهمیده در حل مسائل مختلف به کار ببرد.
شاید بهترین راه بازیابی برای یک دانشآموز، حل تست و مسئلههایی باشد که توانایی ارزیابی تمام مطالب خواندهشده را به او بدهد و باعث شود آنچه را مطالعه کرده و آموزش دیده است، از ذهن خود بیرون بکشد. در این روش برای او مشخص میشود کدام مطلب را یاد گرفته و کدام را باید بیشتر و عمیقتر مطالعه و بررسی کند.
دانشآموز در فرایند بازیابی در مرحلهی فهم قرار میگیرد و با بازیابیهای مجدد به حیطههای کاربرد و تجزیه و ترکیب وارد میشود. در این مرحله، یادگیری به بهترین شکل صورت میگیرد.
مهمترین تفاوت میان یادگیری و یادسپاری در این است که از یادگیریها میتوان همیشه استفاده کرد ولی از یادسپاریها اغلب اوقات.
در بازخوانی دانشآموز وقت زیادی را به درس خواندن اختصاص میدهد اما نتیجهی قابل قبولی به دست نمیآورد. نتیجهی این روش، عدم افزایش دانش و فهم است در حالی که وقت زیادی نیز از دست میرود.
بر این اساس باید از بازیابی استفاده کرد اما بازیابی نیز به ابزار مناسبی نیاز دارد. کتاب مناسب تست و مسئله یکی از مهمترین منابع و مهمترین ابزار بازیابی است که به دانشآموز کمک میکند مطالب خواندهشده را بازیابی کند.
کتاب آموزشی خوب، کتابی است که باعث میشود بازیابی به صورت کامل انجام شود. منبع خوب منبعی است که همهی موضوعات را در بوتهی آزمایش قرار دهد و به هر موضوعی نیز به اندازه کافی توجه کرده باشد.
برای عملیاتی کردن بازیابی، مطلب را بخوانید،سپس مسئله حل کنید و تست بزنید. به آن موضوع فکر کنید و بین مطلب و سایر موضوعات ارتباط برقرار کنید.
در مرحلهی بعد، مطالبی را که نتوانستید به سؤالات آنها پاسخ دهید عمیقتر بررسی و مطالعه کنید و مجدداً مسئله را حل کنید و تست بزنید (از همهی مطالب تست بزنید). این فرایند شما را به یادگیری حداکثری میرساند.
