به نام خداوند سرو و سپهر خداوند زیبایی و لطف و مهر
معمولاً شبها قبل از خواب مادرم درسهایی را که برای روز بعد خواندهام از من میپرسد. یک شب مادر بیمقدمه گفت: «ندا چیست؟» گفتم: «مادرجان، خوب ندا دوست صمیمی من است و چون او انسان است شما باید از من بپرسید "ندا کیست؟" زیرا چیست برای اشیا کاربرد دارد نه آدم.»
مادرم زد زیر خنده؛ حالا نخند، کی بخند و من هم هاج و واج مانده بودم که دلیل خندهی او چیست!
مادر در حالی که از خنده، اشک از چشمش سرازیر شده بود، گفت: «حرف ندا در دستور زبان فارسی را میگویم.» حالا نوبت من بود که بخندم.
بعد از این گفتم: «حرف ندا برای مخاطب قرار دادن کسی مورد استفاده قرار میگیرد. حروف ندا عبارتاند از: ای، یا، الف ندا و کلمهای که مورد خطاب واقع میشود منادا نام دارد.
ای جوان سروقد گویی بزن:
ای: حرف ندا// جوان سروقد: منادا
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز:
ا: حرف ندا// سعدی: منادا
یارب از ابر هدایت برسان بارانی:
یا: حرف ندا// رب: منادا»
بعد هم مادر گفت: «خیلی خوب توضیح میدهی. فقط یادت باشد گاهی منادا بدون حرف ندا میآید:
حافظ، از باد خزان در چمن دهر1 مرنج:
حافظ: منادا (که در اصل بوده است: ای حافظ)»
پاورقی:
1. روزگار
