21 سوال ازقهرمان جمع‌بندی: ارسطو موسوی نژاد با 500 نمره پیشرفت

سیدارسطو موسوی نژاد (خدامیان) از شهر یاسوج گروه نظام قدیم تجربی رتبه 1851 منطقه 3 در کنکور 97 و رتبه 160 منطقه 3 در کنکور 98

21 سوال ازقهرمان جمع‌بندی: ارسطو موسوی نژاد با 500 نمره پیشرفت

از درس خواندتان و تلاش برای رسیدن به رویاهایتان لذت ببرید!


خودتان را معرفی کنید:

سیدارسطو موسوی نژاد (خدامیان) از شهر یاسوج

گروه نظام قدیم تجربی

رتبه 1851 منطقه 3 در کنکور 97

و رتبه 160 منطقه 3 در کنکور 98

دانشجوی رشته پزشکی دانشگاه شیراز

پدرم کارمند و مادرم خانه دار است. فرزند بزرگ خانواده می باشم و دو برادر کوچک تر دارم.

سه سال دانش آموز کانون (در سال های سوم و چهارم دبیرستان و 1 سال فارغ التحصیل) بوده ام.

در 61 آزمون برنامه ای کانون بدون غیبت ، شرکت داشته ام.

تراز شروع نیم سال اول: 6976

تراز پایان نیم سال دوم: 7258

تراز دوران جمع بندی: 7758

رشد تراز دوران جمع بندی نسبت به شروع نیم سال اول: حدود 800 نمره

رشد تراز دوران جمع بندی نسبت به پایان نیم سال دوم: حدود 500 نمره

درصد درس ها در کنکور 98:

ادبیات: 70%              عربی: 65%                معارف: 85%              زبان: 60%

زیست: 97%              شیمی: 75%              فیزیک: 75%             ریاضی: 50%


1- مهم ترین تصمیم ، روش و  کاری که در دوران جمع بندی به شما کمک کرد چه بود ؟

من سه کار مشخص را در این دوران انجام دادم:

الف) رفع همه ابهام ها و اشکال هایی از ابتدای سال داشتم و گاهاٌ به دلیل کم کاری یا سهل انگاری از کنارشان گذشته بودم.

ب) تحلیل تمام آزمون های کانون از ابتدای سال و توجه زیاد به کارنامه اشتباهات در سایت کانون

ج) تمرکز بر سوال های کانون و آزمون های سراسری سال های گذشته


2-آیا در دوران جمع بندی تصمیم یا تصمیم های جدیدی گرفتید که منجر به پیشرفت شما شد؟

در سال قبل که کنکور دادم در درس زیست به اندازه کافی خوب کار نکرده بودم و جمع بندی ضعیفی داشتم. ولی در سال 98 تصمیم گرفتم هر روز 2 آزمون به صورت تصادفی از مباحث مختلف این درس تمرین کنم که باعث افزایش تسلط من در درس زیست گردید.


3-آیا در دوران جمع بندی بعضی کارها و روش هایتان را تغییر دادید ؟ کدام روش ها و کارها ؟ چقدر موثر بودند ؟

روش تست زدن خود را تغییر دادم و سعی کردم بیشتر تست زمان دار بزنم. هم چنین تلاش کردم با تمرین بیشتر ، در بعضی از درس ها ، بتوانم تست ها را در کمتر از زمان استاندارد پاسخ بدهم.


4-آیا در دوران جمع بندی به نتیجه و رتبه فکر می کردید؟ آیا هدف گذاری می کردید ؟ روی چه چیزی هدف گذاری می کردید ؟

احتمالا همه دانش آموزان در روزهای نزدیک به کنکور ، به این فکر می کنند که چه رتبه ای به دست می آورند؟ چه دانشگاهی قبول می شوند؟ هدف من این بود که بهترین خودم باشم. بنابراین سعی کردم کمترین میزان اشتباه را داشته باشم و بیشترین درصد ممکن را به دست بیاورم. هدف گذاری من در کنکور ، بر روی درصدهای هر درس بود که البته در این هدف گذاری ، این درصدها را کمی بالاتر از میانگین درصدهای خودم در آزمون های کانون تعیین کرده بودم.


5-آیا در دوران جمع بندی و در هنگام مطالعه پرش ذهن داشتید ؟ چگونه می توانستید تمرکز کنید ؟

مسائل زیادی در این دوران باعث حواس پرتی و پرش ذهن دانش آموزان می شود. از تاریخ برگزاری جشن نخبگان و نحوه جشن گرفتن قبولی دانشگاه (اینکه در رابطه با قبولی و جشن حرف زدم به دلیل خوش بین بودن من بود) و در سمت مخالف استرس و ناراحتی از قبول نشدن و عدم کسب نتیجه دلخواه و ...هر موقع ذهنم درگیر این مسائل می شد چند دقیقه از فضای مطالعه خارج می شدم و کمی استراحت می کردم. هم چنین افکار مثبتم را روی کاغذ می نوشتم و با حس خوب به سراغ درس هایم برمی گشتم و با ذوق بیشتری درس می خواندم.


6-آیا در دوران جمع بندی مطلب جدید هم می خواندید؟ و تست جدید هم می زدید؟ یا این که نقاط قوت خود را تقویت می کردید؟ یا این که اشتباهات قبلی خود را بررسی می کردید و یادگیری های ناقص را به یادگیری کامل تبدیل می کردید؟

به جز 2 فصل از درس هندسه که به طور کل حذف کرده بودم ، بقیه مطالب را حداقل دو مرتبه خوانده بودم. پس مطلب جدیدی نمانده بود که بخواهم بخوانم. ولی در بعضی مباحث که جزء نقاط قوت من بود و حس می کردم تست هایی که کار کردم کافی نبوده است ، گاهی سراغ منابع جدید می رفتم (عمدتا منابع سطح بالا مانند کتاب سه سطحی)

در وهله اول به دنبال تثبیت نقاط قوتم بودمو سعی می کردم با آزمون های زیاد ، آنها را تثبیت کنم و در قسمت هایی که ضعف داشتم رفع اشکال نمایم و بتوانم در این قسمت ها نیز به تسلط حداقلی برسم.


7-آیا در دوران جمع بندی روی بعضی کارهایی که قبلا انجام می دادید تاکید و اصرار بیشتری کردید . یعنی آیا بعضی کارها و روش را با شدت و جدیت بیشتر انجام دادید ؟ کدام کارها و روش ها ؟

در کیفیت و کمیت بعضی از کارهایم تغییر ایجاد کردم. مثلا مطالعه درس نامه را کمتر کردم و بیشتر تست زمان دار زدم. برای درس هایی که ضعف داشتم زمان مناسب اختصاص دادم.

هم چنین بر روی روش های مطالعه هر درس که در طول سال کشف کرده بودم تاکید کردم و در دوران جمع بندی از همین روش ها استفاده کردم.


8-ساعات مطالعه ی شما در دوران جمع بندی نسبت به گذشته چه تغییری کرد؟

نسبت به گذشته حدود دو ساعت افزایش ساعت مطالعه داشتم. این زمان را به آزمون های جامع درس به درس و تحلیل آن ها اختصاص دادم.


9-پیوستگی شما به برنامه ی آزمون ها نسبت به گذشته چه تغییری کرد؟ آیا در همه ی آزمون های دوران جمع بندی کانون شرکت کردید ؟

من از سال سوم دبیرستان به کانون آمدم و در 61 آزمون برنامه ای ، بدون غیبت حضور داشتم. هم چنین با توجه به اعتمادی که به این روش جمع بندی و آزمون های سه روز یک بار داشتم ، در تمامی این آزمون ها شرکت کردم. بعد از گذشت چند آزمون و کشف روش های رفع اشکال در هر درس ، فواصل بین آزمون ها را کمتر کردم و 2 روز یک بار و گاهی روزی یک بار آزمون می دادم.


10-آیا جمع بندی به روش سه روز یک بار را اجرا کردید ؟ آیا تغییراتی در این روش انجام دادید ؟ آیا آزمون ها را سه روز یک بار اجرا کردید یا دو روز یک بار ؟

با توجه به مطالبی که در سایت کانون یا مجله آزمون خوانده بودم و همچنین تجربه سال قبل به این نتیجه رسیده بودم که قطعا بهترین روش جمع بندی در روزهای پایانی ، همین روش سه روز یک بار می باشد که ابتدا سه روز یک بار آزمون می دادم و به مروز به دو روز یک بار و روزی یک بار رسید.


11-آیا از ابتدا به روش سه روز یک بار و منطق آن باور داشتید ؟ یعنی آیا قبول داشتید که در دوران جمع بندی اول امتحان بدهید و بعد درس بخوانید ؟ آیا با شک و تردید این روش را آغاز کردید یا این که از ابتدا به درستی این روش مطمئن بودید ؟ از نظر شما قسمت مهم تر در روش سه روز یک بار کدام است ؟ آزمون جامع دادن در نیم روز اول  یا  مطالعه ی همه ی درس ها در دو ونیم روز باقی مانده؟

همان طور که گفتم این روش را کاملا قبول داشتم. در این روش ، می توانیم موقع آزمون دادن ، استراتژی بازگشت و تمام تکنیک ها را تمرین کرده و مسلط شویم. در هنگام تحلیل آزمون نیز سعی می کنیم مباحثی که مسلط نبودیم را رفع اشکال کنیم. هم چنین متوجه اشتباهات مان سر جلسه آزمون شویم. مانند بی دقتی ، کم توجهی و ... اگر تحلیل آزمون را درست و اصولی انجام دهیم قطعا می توانیم در هر آزمون پیشرفت چشمگیر داشته باشیم.


12-منابع شما در دوران جمع بندی چه بود ؟ آیا کتاب های طول سال خود و قسمت های نشان دار را کار کردید یا کتاب های جدید هم گرفتید ؟

کتاب زرد کانون و تست های نشان دار کتاب هایی که در طول سال تمرین کرده بودم ، اصلی ترین منابع من بود. هم چنین تست های کنکور سال های قبل و آزمون های کانون در طول سال ، جزء منابع پراستفاده من بود.


13-آزمون ها را چگونه برای خود شبیه سازی می کردید ؟ آیا روی صندلی و با لباس رسمی آزمون می دادید ؟ آیا تمام یک آزمون را یک روند و بدون وقفه در هر بار امتحان می دادید ؟ یا مثلا فقط اختصاصی ها یا بعضی درس ها را امتحان می دادید ؟

یکی از هدف های آزمون های سه روز یک بار ، آشنایی با فضا و محیط کنکور می باشد. پس در تمام آزمون ها ، همه کارهایی که در جلسه کنکور قرار بود انجام دهم ، تمرین می کردم. از لباس و پوشش مشابه با جلسه کنکور ، تا استراتژی بازگشت و حتی تنقلات و زمان  استراحت کوتاه بین درس های عمومی و اختصاصی.


14-سال گذشته برای اولین بار کنکور نظام جدید برگزار شد . تغییرات پارسال را چگونه توانستید مدیریت کنید تا سبب آشفتگی نشود و بتوانید آرامش خود را حفظ کنید ؟ در طول دوران جمع بندی آرامش و اعتماد به نفس  شما بیشتر شد یا کمتر  ؟ چه عواملی سبب افزایش آرامش یا اعتماد به نفس شما می شد ؟

در سال گذشته خیلی ها راجع به تفاوت ها و اشتراکات نظام قدیم و جدید صحبت می کردند. اینکه باید روی شباهت ها تمرکز کنیم و ...

ولی من همیشه تمرکزم بر روی مسیر خودم بود و واقعاٌ برایم مهم نبود که چه مباحث مشترکی داریم و یا اینکه درس های ما ساده تر است یا درس های آن ها؟

در روزهای شروع جمع بندی ، شک داشتم که آیا در مطالبی که خوانده ام ، تسلط کافی دارم یا خیر؟ وقتی آزمون های جمع بندی را تمرین می کردم و یادگیری های ناقصم را به یادگیری کامل تبدیل می کردم ، هم اعتماد به نفسم بیشتر شد و هم آرامش زیادی پیدا کردم.


15-در دوران جمع بندی از چه کسانی کمک گرفتید ؟ کمک چه کسانی برایتان موثر بود ؟ آیا فردی بود که به شما توصیه ای کند و شما آن را اجرا کنید و سبب پیشرفت شود ؟

مطالعه مجله آزمون و مصاحبه با رتبه های برتر و و استفاده از استراتژی دانش آموزان موفق در تکنیک های مدیریت زمان مانند زمان نقصانی ، باعث شد در روش های خودم کمی تغییر جزئی ایجاد کنم که تاثیر مثبتی نیز در نتیجه ام داشت.


16-در روش سه روز یک بار ، برنامه ریزی برای دو و نیم روز باقی مانده ( پس از آزمون دادن ) قسمت اصلی این روش است . شما در دو ونیم روز باقی مانده ، اولویت ها را چگونه مشخص می کردید؟

ابتدا درس های اختصاصی را تحلیل می کردم و سپس به سراغ عمومی ها می رفتم. در درس های اختصاصی ، هرکدام را که درصد اشتباهات  بیشتری داشتم و تسلطم کمتر بود ، در اولویت قرار می دادم.


17-روش مطالعه تان در دو ونیم روز چطور بود ؟ آیا همه ی درس ها را می خواندید ؟ چقدر آزمون را  رفع اشکال می کردید و روی اشتباهات متمرکز می شدید ؟ چقدر به صورت موضوعی روی فصل های انتخاب شده تمرکز می کردید ؟ بیشتر درس می خواندید یا بیشتر تست می زدید ؟ روی تست های نشان دار تمرکز می کردید یا تست جدید می زدید؟

بله ، هر 8 درس را می خواندم و اشکالاتم را برطرف می کردم. ابتدا سوال هایی که اشتباه پاسخ داده بودم را تحلیل می کردم. سپس سراغ مبحث سوال می رفتم و درس نامه اش را به صورت روزنامه وار می خواندم. هم چنین تست های نشان دار و مشابه با این تست ها را کار می کردم تا بتوانم در این تیپ از سوال ها مسلط شوم.


18-آیا قبل از شروع دوران جمع بندی دوره ی انتقالی داشتید ؟ چند روز ؟ و برای چه درس هایی؟ در هفته ی پایانی چه کارهایی را انجام دادید که به نظرتان موثر یا خیلی موثر بود ؟ روز قبل از کنکور چکار کردید ؟

از آنجایی که سال 97 نیز کنکور داده بودم ، دوران انتقالی نداشتم. هفته پایانی را نیز ، به مرور خلاصه نویسی های ریاضی و فیزیک ، مرور قسمت های هایلایت شده ی زیست و شیمی و مطالعه حاشیه نویسی های کتاب و مرور تست های آزمون های جامع کانون و کنکور سال های قبل  که نشان دار کرده بودم ، اختصاص دادم.

روز آخر را هم تقریبا استراحت کردم. فقط عصر یک تحلیل کوتاه از کنکور ریاضی داشتم. نمی توانم بگویم اصلا استرس نداشتم ، اما استرسم کم بود. نگران نبودم قرار است فردا چه اتفاقی بیافتد. چون نگرانی و استرس در آن زمان هیچ کمکی به ما نمی کند. ضمن اینکه می دانستم تمام تلاشم را کرده ام.


19-در جلسه ی آزمون  چگونه زمان را مدیریت کردید ؟ آیا از روش ضربدر و منها و روش زمان های نقصانی و روش استراتژی بازگشت استفاده کردید ؟

در این یک سال هر دانش آموز کنکوری را می بینم ، به ایشان می گویم که حتما روی تکنیک های ضربدر و منها و زمان نقصانی مسلط شوند. چون واقعا بدون استفاده از این تکنیک ها ، نمی توان آزمون را مدیریت کرد. به عقیده من مدیریت جلسه کنکور ، حداقل 50 درصد ماجراست. راجع به استراتژی بازگشت نیز ، با توجه به آزمون های جامع و سه روز یک باری که داده بودم و آزمون و خطاهایی که کرده بودم ، یک استراتژی بازگشت که مناسب خودم باشد را پیدا کرده بودم و با تمرین زیاد در دوران جمع بندی بر آن روش مسلط شدم و در کنکور نیز اجرا کردم.


20-در جلسه ی آزمون چگونه آرامش خود را حفظ کردید ؟ آیا جلسه ی آزمون با آن چه فکر می کردید متفاوت بود ؟ آیا اتفاق غیرمنتظره ای در جلسه ی آزمون رخ داد ؟ چگونه آن اتفاقات را مدیریت کردید؟ آیا تعداد زیاد آزمون های شبیه سازی شده در دوران جمع بندی سبب شد که در جلسه ی آزمون آرامش داشته باشید ؟

احتمالا خیلی از داوطلبان کنکور از این موضوع گله دارند که صندلی شان لق است ، مراقب خیلی حرف می زد ، هوا گرم بود و ... خب من هم تقریبا با همه این موارد در جلسه کنکور درگیر بودم ولی حضور در تعداد زیادی از آزمون های کانون و تجربه شرایط مختلف باعث شد این مسائل برایم عادی باشد و تمرکزم را در جلسه کنکور به هم نریزد.


21-در دوران جمع بندی چه تصمیم های اشتباهی گرفتید و چه کارهایی را انجام دادید که فکر می کنید اگر انجام نمی دادید نتیجه ی بهتری می گرفتید ؟

شاید تنها اشتباهم در دوران جمع بندی این بود که باید آزمون های بیشتری را کار می کردم. خالی از لطف نیست که اشتباهم در سرجلسه کنکور را نیز توضیح دهم که همین اشتباه کمی مسیر زندگی من را تغییر داد. با توجه به ترازها و درصدهایم در آزمون های کانون و هم چنین شناختی که از وضعیت خودم در هر درس داشتم ، توقع رتبه خیلی بهتری داشتم و این موضوع درجلسه گریبان مرا گرفت و حس کردم چون در درس فیزیک مسلط هستم ، می بایست حتما این درس را 100% بزنم. یک حس لجبازی باعث شد حدود ربع ساعت از وقتم را برای دو سوال فیزیک از دست بدهم و همین موضوع کمی شرایطم را به هم ریخت. البته خداروشکر توانستم خیلی زود خودم را مدیریت کنم و خیلی از هدفم دور نشوم.

و در پایان ، امیدوارم دانش آموزان از این لحظه های زندگی شان ، درس خواندن شان و تلاش برای رسیدن به رویاهای شان لذت ببرند.


مصاحبه گر: مجید مجدآبادی


سایر مصاحبه ها را اینجا مشاهده کنید