امضای شاعرانه / ادب پارسی

آدم‌های امروزی وقتی می‌خواهند ثابت کنند مطلبی را قبول دارند یا سند و نوشته‌ای متعلق به آن‌هاست، آن را امضا می‌کنند یا اثر انگشت خود را پای آن می‌گذارند.

امضای شاعرانه / ادب پارسی

به نام خداوند برگ بهار                                     نشانی ز زیبایی کردگار

آدم‌های امروزی وقتی می‌خواهند ثابت کنند مطلبی را قبول دارند یا سند و نوشته‌ای متعلق به آن‌هاست، آن را امضا می‌کنند یا اثر انگشت خود را پای آن می‌گذارند؛ اما شاعران ما به جای این‌که پای شعرشان را امضا کنند یا انگشت بزنند، یک نام شاعری برای خودشان انتخاب می‌کردند و در بیت آخر قصیده یا غزلشان، آن اسم را جا می‌دادند و شعر را به نام خود ثبت می‌کردند.

مثلاً شعر زیر از حافظ شیرازی است:

کسی گیرد خطا بر نظم «حافظ»                              که هیچش لطف در گوهر نباشد

به این شیوه، تخلص می‌گویند.

اکنون شما تخلص شاعر را در ابیات زیر بیابید:

- ما سیه‌گلیمان را جز بلا نمی‌شاید                  بر دل بهایی نه، هر بلا که بتوانی1

- چون در آن غوغا عراقی را بدید                    نام او سردفتر غوغا نهاد2

- سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل          بیرون نمی‌توان کرد الّا به روزگاران3

پاورقی:

1. شیخ بهایی

2. فخرالدین عراقی

3. سعدی شیرازی

مطالب مرتبط