هر که او پیوسته با یاد خداست لطف حق در شأن او بیمنتهاست1
اصلاً خیال نکنید آرایههای ادبی فقط دستافزار شاعران هستند. خیلی وقتها ما هم که شاعر نیستیم از آرایههای ادبی برای انتقال پیام مورد نظرمان به مخاطب بهره میبریم. مثلاً همین «تشبیه» اگر نباشد کار خیلی از دستاندرکاران آموزش لنگ میماند؛ چون آنها برای تفهیم مطلب از این آرایه چه سودها که نمیبرند. البته منظورم از این جملهی آخری این است که سودهای بسیار میبرند.
حالا موضوع گفتوگوی این شماره را با تشبیه برای شما بیان میکنم.
موضوع مورد نظرمان مثل پروانه است. حتماً شاهد این صحنه بودهاید که پروانههای رنگینبال، فرز و چابک هستند و روی هر گلی که بخواهند، مینشینند و مرتب جا عوض میکنند.
ضمیر متصل هم مثل پروانه است. گاه همنشینی قید را برمیگزیند و گاه نهاد را. گاهی فعل را انتخاب میکند و گاه مفعول را. به همین دلیل است که این حرکتِ ضمیر متصل را در جمله چرخش ضمیر یا جهش ضمیر یا جابهجایی ضمیر میگویند.
مثلاً در بیت زیر:
گمان مبر که بداریم دستت از فتراک بدین قدر که تو از ما عنان بگردانی
اگر مصراع اول را به نثر امروزی برگردانیم، چنین جملهای خواهیم داشت:
گمان مبر که دست از فتراکت بداریم
پس ضمیر متصل «-َ ت» در جای خود ننشسته و جابهجا شده است و در اصل نقش مضافالیه دارد.
در بیت:
دلم ربودی و رفتی، نمیروی از دل بیا که جان عزیزت فدای شکل و شمایل
«-َ م» در واژه ی "دلم" مضاف الیه است و در جای خود نشسته است( دل من ). اما در مصراع دوم، مرتب کردن جمله باعث میشود ضمیر به جای خود بازگردد:
بیا که جان عزیز فدای شکل و شمایلت
نکتهی 1: جابهجایی ضمیر باعث میشود نوع بیان شاعر در مصراع یا بیت، بلاغی باشد.
نکتهی 2: ضمایر متصل عبارتاند از: «-َم، -َت، -َش، -ِمان، -ِتان، -ِشان».
حالا سعی کنید پروانهی ضمیر را در ابیات زیر بیابید و آن را سر جای خودش برگردانید:
الف) شهسوار من همه آیینهدار روی اوست تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است2
ب) من آنم ز پای اندر افتاده پیر خدایا به فضل خودم دست گیر3
پاورقی
1. محمد اسیری لاهیجی
2. تاج خورشید بلند، خاک نعل مرکبش است.
3. خدایا به فضل خود دستم بگیر.
