گزیده نکات فلسفه پیش دانشگاهی «حکمت متعالیه»
محمدبن ابراهیم قوامی شیرازی
لقب: صدرالدين، صدرالمتألهين، خاتم حكيمان الهي ایران و مشهور به ملاصدرا
استاد فلسفهي او: ميرداماد
استاد فقه و اصول او : شيخ بهایي
از شرحي كه بر كتاب «هداية» اثيرالدين ابهري نوشته است، معلوم ميگردد که در زمينه رياضيات هم اطلاعاتي داشته است.
مشرب تحقيق او: تركيب سه طريق «برهان عقلي، شهود قلبي، وحي قرآني»
تفاوت او با جريانهاي فكري ديگر بر اساس مشرب تحقيق:
1- مَشّاء فقط بر عقل و برهان تكيه ميكند.
2- اشراق شهود قلبي را بر برهان عقلي ترجيح ميدهد. و حال آن که ملاصدرا هر دو روش را با یکدیگر به کار میگیرد.
3- عرفان،صرفاً بر شهود قلبی تاکید دارد.
عقل و دین:
الف) كلام: معتقد است عقل در كنار دين ارزش مستقلي ندارد و تنها وظيفهي او دفاع از حقّانيت دين است.
ب) ملاصدرا: عقل و دين، حقيقت واحدي هستند كه از يك منبع ازلي يعني ذات حق سرچشمه گرفتهاند و عقل و دين در تمام احكام خود با هم تطبيق دارند و عقل با رعايت موازين برهاني به نتيجهاي مخالف دين نميرسد.
سفرهاي چهارگانهي عرفا:
|
ردیف |
اسفار اربعه |
معنای هر سفر |
ابتکار ملاصدرا: تطبیق سلوک قلبی با مباحث فلسفی |
|
اول |
من الخلق الی الحق |
عبور از طبیعت وصول به ذات حق |
مباحث امور عامه = الهیات بالمعنی الاعم = وجودشناسی شناخت موجود از آن جهت که وجود دارد. مقدمه و پایه برای توحید |
|
دوم |
بالحق فی الحق |
سیر در صفات، اسماء و شئون حق تعالی |
توحید و خداشناسی و صفات الهی الهیات بالمعنی الاخص |
|
سوم |
من الحق الی الخلق بالحق |
بازگشت به سوی مردم و طبیعت دیدن حق در «همه چیز» و «همه کس» |
افعال باری: چگونگی صدور موجودات جریان فیض هستی در مراتب عقول، افلاک و نفوس |
|
چهارم |
فی الخلق بالحق |
راهنمایی، ارشاد و هدایت مردم به سوی حق |
مباحث نفس و معاد |
اسفار اربعه:
1- نام چهار سفر عارفانه است.
2- نام مهمترین کتاب ملاصدرا و به منزله نوعی دایرة المعارف عظیم فلسفی است.
3- ملاصدرا برای تاکید بر شیوه ابتکاری خویش، این اثرش را اسفار اربعه نامید.
مباني حكمت متعاليه:
1- اصالت وجود: واقعيتهاي خارجي در ذهن ما به دو مفهوم ماهيت و وجود تجزيه ميشوند و ما براي تصديق اين واقعيتها به هر دوي اين مفاهيم نيازمنديم.
اما به راستي آن واقعيتهاي خارجي ما به ازاي كداميك از اين دو مفهوم هستند؟
تنها يكي از اين دو مفهوم به درستي واقعيت آن شيء را نمايان ميكند و مفهوم ديگر، حاصل فعاليت ذهن است و جنبهي انتزاعي دارد. طرفداران اصالت وجود معتقدند كه ذهن، مفهوم ماهيت را به تبع وجود نزد خود ميسازد و اعتبار ميكند.
مسئلهي اصالت وجود در مقابل اصالت ماهيت، مسئلهاي نسبتاً جديد در فلسفه اسلامي است و نخستين بار ميرداماد آن را مطرح كرده است.
2- تشكيك وجود: با اعتقاد به اصالت وجود، اين سؤال مطرح ميشود كه اگر حقيقت همهي واقعيات خارجي، وجود است، پس چرا اين همه كثرت و اختلاف ميان اشياي عالم خارج ديده ميشود.
پاسخ حكمت متعاليه اين است كه اختلاف موجودات در شدّت و ضعف مرتبهي وجودي آنهاست. نظريهي تشكيك وجود هم اصل وحدت موجودات را بيان ميكند و هم كثرت آنها را تفسير ميكند.
3- فقر وجودي (امكان فقري):
متكلمان و حكيمان مَشّائي هر يك پاسخي به سؤال از ملاك نيازمندي معلول به علت ارائه دادهاند.
متكلمان: نظریه حدوث را ملاك دانستند.
حكماي مَشّائي: به امكان ذاتي (ماهوي) متوسل شدند.
حكمت متعاليه در مواجهه با اين سؤال، ميگويد: معلوليت و وابستگي موجودات، ناشي از ضعف مرتبهي وجودي آنهاست. جهان هستي يكپارچه نياز و تعلّق به ذات الهي است و هيچ استقلالي از خود ندارد.
اين نظريه از ثمرات بحث اصالت وجود به شمار ميآيد.
4- حركت جوهري: تغيير و دگرگوني، واقعيت غيرقابل انكار جهان مادي است.
موضوع حركت و تغيير چه ميتواند باشد؟ آيا ماهيت و ذات شيء دستخوش تغيير ميشود يا هستي آن متحوّل ميگردد؟
ملاصدرا نظر حكيمان پيشين كه حركت را صرفاً در اعراض ميدانستند و جوهر شيء را ثابت تصور ميكردند، رد كرد.
به باور حكمت متعاليه هرگونه تغيير و حركت در اعراض، مستلزم تحول جوهر است. اما اين تحول جوهر مستلزم انقلاب ماهيت و گم شدن متحرك نيست.
انكار حركت جوهري از نظر حكمت متعاليه، ناشي از اعتقاد به اصالت ماهيت است. ملاصدرا هرگونه تغيير و دگرگوني را به متن واقعيت يعني به وجود اشيا نسبت ميدهد. بر اساس اصل حركت جوهري، هيچ نقطهي ثابتي در جهان طبيعت يافت نميشود.
نکته: مقدمات طرح مسئلهي اصالت وجود را عرفا و متكلمان فراهم كردهاند.
برخی از نکات مهم درسی:
ü بيت «وجود اندر كمال خويش جاري است / تعيّنها امور اعتباري است» اشاره به اصالت وجود و اعتباري بودن ماهيت دارد.
ü ميرداماد كه نخستين بار مسئلهي اصالت وجود و اصالت ماهيت را مطرح كرده است، خودش گرچه مَشّائي بوده اما به اصالت ماهيت اعتقاد داشته است.
ü نظريهي تشكيك وجود را با عبارت «وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت» نيز بيان ميكنند.
ü از آيهي شريفهي «يا ايٌّها النّاسُ اَنْتُمُ الفُقَراءُ اِليَ اللهِ و اللهُ هُوَ الْغّنيُ الحَميد» در توضيح نظريهي فقر وجودي استفاده كردهاند.
ü در پرتو اصل حركت جوهري، معاد ديگر مسئلهاي نيست كه به كرهي زمين و انسانها منحصر باشد، بلكه امري است كه تمام كائنات را در بر ميگيرد.
