مشاوره آزمون 23 اسفند آرايههاي ادبي درس 12 تا 17
در آزمون قبلي دروس 12 تا 15 را امتحان داديد، اميدوارم از اين آزمون سربلند بيرون آمده باشيد و گزيده نكات ما را هم خوب مطالعه كرده باشيد. ودر اين آزمون (23 اسفند) دروس 12 تا 17 از شما مورد سؤال قرار خواهد گرفت پس به نظرتان قدم اول چيست؟ بله، درست است ابتدا به گزيده نكات قبلي كه دروس 12 تا 15 را شرح داده بوديم مراجعه كنيد و سپس به سراغ مطلب ذيل صفحه كه دروس 16 و 17 است بياييد.
در دروس 12 تا 14 مبحث بيان را با آرايههاي مجاز و كنايه به اتمام رسانديم. و در درس 15 به سراغ بديع، بخش آرايههاي لفظي آمديم ولي تنها واجآرايي و تكرار را توضيح داديم ولي الآن به سراغ دروس 16 و 17 در ادامهي بخش بديع، آرايههاي لفظي ميرويم و سجع، انواع سجع، موازنه و ترصيع و جناس را توضيح ميدهيم. با آروزي پيروزي شما شروع ميكنيم.
درس 16:
ـ سجع: يكساني دو واژه در واج يا واجهاي پاياني، وزن يا هر دوي آنهاست.
ـ آرايهي سجع در جايي ديده ميشود كه حداقل دو جمله باشد. همانطور كه ميدانيد سجع در نثر مثل قافيه است در شعر. همانطور كه قافيه در دو مصراع شكل ميگيرد، سجع هم در دو جمله صورت ميگيرد.
ـ اگر سجعها در يك جمله در كنار هم بهكار روند، «تضمين المزدوج» ناميده ميشود.
مثال 1:
توانگري به هنر است نه به مال و بزرگي به عقل است نه به سال
بين مال و سال سجع وجود دارد.
مثال 2:
به گوش هوش نيوش از من و عشرت كوش / كه اين سخن، سحر از هاتفم به گوش آمد
گوش، هوش، نيوش تضمين المزدوج هستند.
انواع سجع:
سجع مطرّف: يكسان بودن دو كلمه در واجهاي پاياني
سجع متوازن: يكسان بودن دو كلمه در وزن
سجع متوازي: يكسان بودن دو كلمه در وزن + يكسان بودن دو كلمه در واجهاي پاياني. سجع در نثر و شعر بهكار ميرود. نثر يا شعري كه سجع در آن بهكار ميرود مسجّع ناميده ميشود.
مثال 1:
همه كس را عقل خود به كمال نمايد و فرزند خود به جمال
كمال و جمال هم وزناند و واجهاي پاياني آنها نيز يكي است اين نوع سجع را متوازي گويند.
مثال 2:
محبّت را غايت نيست؛ از بهر آن كه محبوب را نهايت نيست
غايت و نهايت در واجهاي آخر يكساناند و هموزن نيستند، اين نوع سجع را مطرّف گويند.
مثال 3:
مُلك بي دين باطل است و دين بيملك، ضايع
باطل و ضايع فقط هموزناند، اين نوع سجع را متوازن ميگويند.
* ارزش موسيقايي سجع متوازي از همه بيشتر و سجع متوازن از همه كمتر است.
درس 17: موازنه و ترصيع و جناس
موازنه: تقابل سجعهاي متوازن در دو يا چند جمله است كه به هم آهنگي آنها ميانجامد.
آرايهي موازنه در شعر مسعود سعد و سعدي زياد ديده ميشود.
موازنهاي كه همهي سجعهاي آن متوازي باشد، ترصيع نام دارد.
در بيتها و جملههايي كه سجعهاي متوازي و متوازن در مقابل هم قرار ميگيرند، آرايهي موازنه موجود است؛ زيرا ترصيع زماني پديد ميآيد كه همهي سجعها متوازي باشند.
مثال 1:
برگ بيبرگي بود ما را نوال
مرگ بيمرگي بود ما را حلال
تمام سجعهاي اين مثال، متوازياند پس آرايهي ترصيع دارد.
مثال 2:
در دام تو محبوسم
در دست تو مغلوبم
سجعهاي اين مثال، متوازناند پس آرايهي موازنه دارد.
جناس:
يكساني و همساني دو يا چند واژه است در واجهاي سازنده با اختلاف در معني.
جناس در شعر و نثر بهكار ميرود.
دو كلمهي هم جنس، گاه جز معني هيچگونه تفاوتي با هم ندارند و گاه علاوه بر معني، در يك مصوّت يا صامت با هم متفاوتاند. ارزش جناس به موسيقي و آهنگي است كه در كلام خلق ميكند و زيبايي جناس در گرو ارتباط آن با معني كلام است.
زيباترين جناس آن است كه با اقتضاي معني در گفتار پديد آيد؛ بهگونهاي كه نتوان جاي آن را با هيچ واژهي ديگري عوض كرد. به دو كلمهي همجنس در يك مصراع يا بيت، «اركان جناس» گويند.
مثال 1:
گلاب است گويي به جويش روان / همي شاد گردد زبويش روان
مثال 2:
آن كس است اهل اشارت كه بَشارت داند / نكتهها هست بسي، محرم اسرار كجاست؟
مثال 3:
كار دلم به جان رسد، كارد به استخوان رسد / ناله كنم بگويدم: دم مزن و بيان مكن
