بر اساس اصول و مباني منطق ارسطو همه چيز تنها مشمول يك قاعدهی ثابت ميشود كه بر اساس آن، هر چيز يا درست است يا نادرست؛ ولی دنياي واقعي ما بسيار پيچيدهتر از آن است كه بتوان توصيف دقيقی براي آن پيدا كرد؛ بنابراين بايد توصيفي تقريبي يا )همان فازي( كه قابل تجزيه و تحليل باشد، به عنوان يك مدل معرفي شود.
منطق فازي در 1965 براي اولين بار در مقالهاي به همين نام، توسط پروفسور ایرانی «لطفي عسگرزاده» ارائه شد.
منطق فازی معتقد است ابهام در ماهیت علم وجود دارد و این طور استدلال میکند که بشر به ورودیهای اطلاعاتی دقیق نیازی ندارد بلکه قادر است کنترل تطبیقی میان اطلاعات موجود انجام دهد. این منطق برخلاف منطق ارسطویی به جای پرداختن به صفر و یک، از صفر تا یک را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد و بر مفهوم درستی نسبی دلالت میکند.
منطق فازي، روشي متفاوت را براي مسائلي فراهم ميآورد كه نياز به كنترل دارند. اين روش بر آنچه سيستم بايد انجام دهد متمركز است، نه بر چگونگي انجام كارها. مثلاً ممکن است پدیدهای ذاتاً غير صريح و وابسته به قضاوت افراد باشد مثلاً نمرهی رضايت درسی براي دانشآموزی، ممكن است 17 از 20 باشد و براي ديگري 19 از 20.
یک مثال کانونی از منطق فازی
در منطق فازي، استدلالهاي دقيق به عنوان موارد مرزي استدلالهاي تقريبي تلقي ميشوند. در دیدگاه ارسطویی تراز 6000 تراز بالا و 4000 تراز پایین محسوب میشود اما در تفکر فازی فاصلهی این دو تراز مجدداً درجهبندی میشود و هر تراز قابلیت ارزشگذاری دارد. جالب است بدانید در اصل هدفگذاری چندتا از دهتا نوعی تفکر فازی است. این تکنیک میگوید: برای پیشرفت، پله پله حرکت کنید زیرا پلهها هستند که شما را به طبقهها میرسانند.
دانشآموزانی که تفکر فازی دارند وقتی خود را با خود مقایسه میکنند افزایش یک تراز نیز به آنها امید و انگیزه میدهد و در مقایسهی خود با دیگران هدفگذاری میکنند.
عدم قطعیت گاه از منطق ارسطویی نشئت میگیرد یعنی ناشي از ضعف دانش و ابزار بشري در شناخت پيچيدگيهاي يك پديده است و گاهی مربوط به عدم صراحت و عدم شفافيت مربوط به پديده يا ويژگي خاص است؛ يعني آنگاه که در مورد خود تردید میکنیم در وادی تفکر ارسطویی قرار داریم.
اگر دانشآموزان برای ارتباط دانش قبلی به دانش جدید از طریق پرسشهای کاوشگرانه، یافتن مفاهیم کلیدی، طرح پرسش، تحلیل علت- معلول، تحلیل مقایسه و تطبیق، بیان مؤلفههای ساختاری، ارزشهای فرهنگی و ساختاربندی از اصول و فرمولهای صحیح استفاده کنند، برای فهم عمیقتر، تشویق میشوند تا به استنتاج دست زده و در مورد استنتاجهای خود با یکدیگر بحث و حتی مناظره کنند یا تفسیرهای خود از استنتاجهایشان را بنویسند. دانشآموزان باید استنتاجهای خود را شرح دهند و بگویند که بر اساس چه روشی به این استنتاجها رسیدهاند. دیگر دانشآموزان نیز باید در مورد ارزیابی گزارش استنتاجهای همکلاسیهایشان، نظر بدهند. پیاده کردن طرح درس مبتنی بر فراشناخت، چالش معلمان در رویکرد مدرن آموزشی است.
