نام و نام خانوادگی: علی اکبر خطیبی
پایه: دوازدهم تجربی
نام شهر و استان: ساری – مازند ران
میانگین تراز: 7610
تعداد پاسخ صحیح: 1632
سالهای حضور در کانون: 1 سال
تعداد آزمونها: 14
تعداد پیشرفت: 5
شغل و تحصیلات مادر: وکیل، فوق لیسانس حقوق
شغل و تحصیلات پدر: قاضی، دکتری حقوق
مصاحبهگر: محمد کریمیان

نمرههای امتحان نهایی و تراز سوابق تحصیلیتان چند شد؟
تراز سوابق تحصیلی هنوز اعلام نشده است، اما در امتحانات نهایی توانستم نمرات بسیار خوبی کسب کنم. نمرات من به این صورت بود:
شیمی: ۲۰ ، سلامت و بهداشت: ۲۰ ، علوم اجتماعی: ۲۰ ، ریاضی: ۲۰ ، فیزیک: ۱۹/۷۵ ، دین و زندگی: ۱۹/۷۵ ، عربی و زبان قرآن: ۱۹/۷ ، فارسی: ۱۹/۷۵ ، زبان خارجی: ۲۰
با توجه به تأثیر سوابق تحصیلی در نتیجه نهایی، از ابتدا سعی کردم امتحانات تشریحی را جدی بگیرم و در کنار مطالعه تستی، تسلط کاملی بر متن کتاب درسی و شیوه پاسخگویی تشریحی داشته باشم.
برای امتحانات نهایی چه برنامهای داشتید؟
در طول سال مطالعه مستمر داشتم و سعی میکردم درسها را به زمان امتحانات موکول نکنم. در امتحانات نیمسال اول نیز با جدیت مباحث را مطالعه کردم و بعد از اتمام مباحث کنکور و نزدیک شدن به پایان سال، تمرکز اصلی من بیشتر روی مطالعه تشریحی و حل نمونهسؤالات امتحانات نهایی قرار گرفت.
در این مرحله علاوه بر مرور دقیق کتاب درسی، نمونهسؤالات نهایی سالهای گذشته را حل میکردم تا با نحوه طراحی سؤال، بارمبندی و شیوه پاسخگویی مورد انتظار آشنا شوم. این کار باعث شد علاوه بر دانستن مطالب، بتوانم آنها را با دقت و به شکل مناسب در پاسخنامه امتحان ارائه کنم.
در آزمونها حضوری شرکت میکردید یا آنلاین؟ چرا؟
من در آزمونها به صورت حضوری شرکت میکردم. یکی از مهمترین مزیتهای آزمونهای قلمچی برای من، برگزاری حضوری آزمونها بود؛ چون شرایط جلسه آزمون را تا حد زیادی شبیهسازی میکرد.
حضور در جلسه آزمون به من کمک میکرد مدیریت زمان، تمرکز، کنترل استرس و نحوه برخورد با سؤالات دشوار را در شرایط واقعی تمرین کنم. به نظرم صرفاً مطالعه کردن برای موفقیت کافی نیست و لازم است دانشآموز بارها در شرایط آزمون قرار بگیرد تا بتواند آموختههایش را در زمان محدود و تحت فشار به کار بگیرد.
اولین تراز شما چند بود و در آزمون آخر به چند رسید؟ برای پیشرفت در هر آزمون چگونه برنامهریزی میکردید؟
تراز آزمون اول من ۷۵۹۰ بود و در آزمون آخر به ۷۵۰۰ رسید.البته هدف من در آزمونهای طول سال صرفاً افزایش عدد تراز نبود، بلکه بیشتر تلاش میکردم تسلط خودم را روی مباحث حفظ کنم و عملکردی باثبات داشته باشم. برای پیشرفت در هر آزمون، ابتدا آزمون قبلی را به طور کامل تحلیل میکردم و نقاط ضعف و قوت خودم را مشخص میکردم.
بعد از آن، با توجه به بودجهبندی آزمون بعدی، برای مباحث پیشرو برنامهریزی میکردم. در واقع برنامه من دو بخش اصلی داشت: **شناخت و برطرف کردن ضعفهای آزمون قبلی و ایجاد تسلط کافی برای آزمون بعدی.**
پیوستگی در آزمونها چگونه توانست باعث پیشرفت شما شود؟
پیوستگی در آزمونها باعث میشد به صورت مستمر در فضای مطالعه و آزمون قرار داشته باشم و روند درسیام قطع نشود. این پیوستگی کمک میکرد مطالب را در فاصلههای زمانی مختلف مرور کنم و نقاط ضعفم را زودتر شناسایی و برطرف کنم.از طرف دیگر، شرکت منظم در آزمونها باعث شد به مرور با شرایط آزمون، مدیریت زمان و کنترل استرس بیشتر آشنا شوم. برای من، آزمون فقط محلی برای سنجش نتیجه نبود؛ بلکه ابزاری برای پیدا کردن اشتباهات و اصلاح روش مطالعهام بود.
برنامه شما در تابستان سال گذشته چه بود؟
در تابستان تمرکز اصلی من روی مطالعه کامل و دقیق دروس پایه، یعنی دهم و یازدهم، بود. سعی کردم مباحث این دو پایه را به صورت مفهومی مطالعه کنم و بعد از مطالعه، با استفاده از کتابهای تست، میزان تسلطم را ارزیابی کنم.
در کنار این برنامه، مقداری از مباحث نیمسال اول دوازدهم را نیز پیشخوانی کردم. هدفم این بود که با شروع سال تحصیلی، هم پایه درسی مناسبی داشته باشم و هم در بعضی مباحث دوازدهم از نظر مطالعاتی جلوتر باشم.
برنامه شما برای دوران طلایی نوروز چه بود؟ منابع شما برای دوران نوروز چه بود؟
برنامه من در دوران نوروز بیشتر بر جمعبندی مبحثی و مرور مطالبی که در طول سال مطالعه کرده بودم، متمرکز بود. سعی کردم دروس را به صورت فصلبهفصل مرور کنم و در کنار آن از آزمونهای آزمایشی برای سنجش میزان تسلطم استفاده کنم.در این دوران، بیشتر از اینکه بخواهم مطلب جدید زیادی مطالعه کنم، هدفم تثبیت مطالب قبلی، شناسایی مباحثی که هنوز در آنها ضعف داشتم و مرور نکات مهم بود. حل آزمون و بررسی دقیق نتایج آن نیز بخش مهمی از برنامه نوروزی من را تشکیل میداد.
شما بعد از نوروز تا آغاز دوران جمعبندی چه برنامهای اجرا کردید؟
بعد از نوروز، برنامهام را به صورت موازی پیش بردم. از یک طرف جمعبندی فصلبهفصل دروس را ادامه دادم و از طرف دیگر با حل آزمونهای جامع و تکدرس، میزان تسلطم را بررسی کردم.در کنار برنامه کنکوری، مطالعه جامع و تشریحی برای آمادگی امتحانات نهایی را نیز در برنامه قرار دادم. در این مرحله اهمیت کتاب درسی برای من بیشتر شد و تلاش کردم مطالب را هم از نظر تستی و هم از نظر تشریحی به سطح مطلوبی برسانم.
از چه زمانی جمعبندی را شروع کردید و روشتان چگونه بود؟
از اوایل اسفندماه تقریباً تمام مباحث درسی را به پایان رسانده بودم و وارد مرحله جمعبندی شدم. روش من در جمعبندی بیشتر به صورت فصلبهفصل بود.ابتدا کتاب درسی را به شکل مروری مطالعه میکردم تا مطالب و نکات اصلی برایم یادآوری شود. سپس با استفاده از آزمونهای آزمایشی و تستهای مرتبط، میزان تسلطم را بررسی میکردم. اگر در مبحثی اشتباه یا ضعف داشتم، دوباره به منبع آموزشی و کتاب درسی برمیگشتم و آن قسمت را مرور میکردم.
در مرحله بعد، با حل آزمونهای جامع سعی میکردم مطالب مختلف را در کنار هم به کار ببرم و شرایط کنکور را برای خودم شبیهسازی کنم. به نظرم در دوران جمعبندی، کیفیت تحلیل آزمونها به اندازه خود آزمون دادن اهمیت دارد.
مطابق برنامه راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برای دو هفته برنامهریزی میکردید؟
بله. در نیمسال اول و اوایل نیمسال دوم که آزمونها به صورت حضوری برگزار میشد، تا حد زیادی مطابق برنامه راهبردی حرکت میکردم.معمولاً در هفته اول بیشتر زمانم را به مطالعه مباحث، مشاهده کلاسهای درسی و حل کتابهای تست اختصاص میدادم. در این هفته تلاش میکردم مطالب را به شکل مفهومی یاد بگیرم و تستهای آموزشی کار کنم.در هفته دوم، تمرکز بیشتری روی تستزنی و آماده شدن برای آزمون داشتم. در این مرحله با حل تستهای بیشتر، نقاط ضعف باقیمانده را پیدا میکردم و در روزهای پایانی نیز با مرور و جمعبندی، خودم را برای آزمون آماده میکردم.
ساعت مطالعه شما به چه میزان بود؟ برای هر درس اختصاصی چهقدر تست میزدید و چهقدر مطالعه میکردید؟
در تابستان به طور میانگین حدود ۱۰ ساعت در روز مطالعه داشتم. این میزان در طول سال به حدود ۱۲ ساعت رسید و در دوران جمعبندی، با توجه به شرایط و نیاز درسی، بعضی روزها تا حدود ۱۳ ساعت نیز مطالعه میکردم.
البته برای همه درسها زمان یکسانی اختصاص نمیدادم و میزان مطالعه و تستزنی را بر اساس نیاز و میزان تسلطم تعیین میکردم. برای مثال، معمولاً برای درس ریاضی زمان بیشتری را به تستزنی اختصاص میدادم.
به طور کلی، تقریباً نیمی از زمان مطالعه من صرف مطالعه دقیق جزوه، کتاب درسی و یادگیری مطالب میشد و نیم دیگر را به حل تست و تمرین اختصاص میدادم. برای من مهم بود که تستزدن صرفاً با هدف افزایش تعداد تست نباشد و حتماً همراه با بررسی و تحلیل اشتباهات انجام شود.
برنامه شما برای مطالعه درسهای دهم و یازدهم چگونه بود؟
در تابستان، دروس پایه دهم و یازدهم را به صورت کامل و همراه با کتابهای تست مطالعه کردم. هدفم این بود که پایه درسیام را قبل از ورود جدی به مباحث دوازدهم تقویت کنم.
در طول سال نیز مباحث پایه را رها نکردم و همراه با برنامه راهبردی آزمونهای قلمچی، آنها را مرور و تستزنی میکردم. این مرورهای دورهای باعث شد مطالب پایه برای مدت طولانیتری در ذهنم باقی بمانند و در زمان جمعبندی نیاز به مطالعه دوباره و از صفر نداشته باشم.
روش مطالعه موفق شما برای دروس عمومی چه بود؟
در دروس عمومی، مهمترین روش من مطالعه دقیق و کامل متن کتاب درسی بود. خصوصا سوالات دبیرخانه سعی میکردم مطالب را صرفاً حفظ نکنم، بلکه ارتباط بین بخشهای مختلف کتاب و نکات مهم را نیز درک کنم.
در کنار مطالعه کتاب، حل نمونهسؤالات متعدد، بهخصوص سؤالات امتحانات نهایی سالهای گذشته، برایم بسیار مفید بود؛ چون با نوع سؤالات و نحوه طرح آنها آشنا میشدم. این روش بهخصوص برای آمادگی امتحانات نهایی کمک زیادی به من کرد.
از کدام منابع کمکآموزشی کانون استفاده میکردید؟
در دوران جمعبندی، کتابهای سهسطحی کانون برای من بسیار مفید بودند. بهخصوص اینکه میتوانستم مباحث را به صورت فصلبهفصل بررسی کنم و با تستهایی در سطوح مختلف، میزان تسلطم را ارزیابی کنم.
این کتابها برای مرحله جمعبندی مناسب بودند، چون بعد از مطالعه اولیه مطالب، میتوانستم با استفاده از تستها نقاط قوت و ضعفم را بهتر شناسایی کنم.
از کدام کارنامههای جعبهابزار کارنامه استفاده میکردید؟ از هریک چه استفادهای میکردید؟
از کارنامه مبحثی بیشتر استفاده میکردم. این کارنامه در دوران جمعبندی برای شناخت دقیق نقاط قوت و ضعفم بسیار مفید بود.با بررسی عملکردم در مباحث مختلف میتوانستم مشخص کنم در کدام فصلها تسلط بیشتری دارم و کدام مباحث نیاز به مرور و تمرین بیشتری دارند. در نتیجه زمان مطالعهام را هدفمندتر صرف میکردم و به جای اینکه برای همه مباحث زمان یکسانی بگذارم، روی قسمتهایی که نیاز بیشتری به کار داشتند تمرکز میکردم.
تحلیل آزمون را در چه روزی انجام میدادید؟ روش شما برای تحلیل چگونه بود؟
تحلیل آزمون را همان روز آزمون انجام میدادم، چون معتقد بودم هرچه فاصله بین آزمون و تحلیل کمتر باشد، دلیل اشتباهات و نحوه فکر کردن هنگام پاسخگویی را بهتر به خاطر میآورم.
آزمون را به تفکیک هر درس و همچنین مباحث دوازدهم و پایه بررسی میکردم. علاوه بر سؤالات غلط، سؤالات نزده و سؤالاتی را که با شک پاسخ داده بودم نیز بررسی میکردم؛ چون ممکن بود پاسخ درست حاصل حدس یا تسلط ناقص باشد.
بعد از پیدا کردن علت اشتباه، نکات مهم و مواردی را که نیاز به یادآوری داشتم در کتاب درسی یادداشت میکردم تا در مرورهای بعدی دوباره به آنها توجه کنم. به این ترتیب، هر آزمون برای من علاوه بر سنجش، تبدیل به یک منبع آموزشی میشد.
با توجه به کارنامه دستاوردها، بهترین درس شما در نیمسال اول و نیمسال دوم کدام بود؟ روش مطالعه این دروس چگونه بود؟
در نیمسال اول، شیمی یکی از بهترین درسهای من بود. روش مطالعهام در شیمی این بود که ابتدا کتاب درسی را به طور کامل و دقیق مطالعه میکردم و اگر در مبحثی نیاز بیشتری احساس میکردم، از درسنامههای مرتبط استفاده میکردم. سپس به سراغ کتابهای تست معتبر میرفتم و با حل تست، مطالب را تثبیت میکردم. در نهایت نیز تستهای آزمونهای آزمایشی را حل و تحلیل میکردم.
در نیمسال دوم، فیزیک عملکرد بهتری برای من داشت. در این درس ابتدا نکات مهم را از جزوه معلم مرور میکردم و سپس مباحث را با استفاده از کتاب تست و حل چندباره تمرینها و تستهای مختلف تثبیت میکردم. تکرار و تمرین برای من در فیزیک اهمیت زیادی داشت و باعث شد سرعت و دقت بیشتری در حل مسائل پیدا کنم.
با توجه به کارنامه دستاوردها، کدام قسمتها نقطه قوت شما بودند؟ چه برنامهای برای آن اجرا کردید؟
یکی از نقاط قوت من، مباحث دشوار پایه، بهخصوص در درس ریاضی بود. معمولاً سعی میکردم از مباحثی که در ابتدا برایم دشوارتر بودند فرار نکنم و با اختصاص زمان بیشتر، آنها را به نقاط قوت خودم تبدیل کنم.
ابتدا مباحثی را که در آنها ضعف داشتم شناسایی میکردم، سپس با مطالعه دقیقتر، حل تستهای آموزشی و در ادامه تستهای سطح بالاتر، روی آنها کار میکردم. اگر در تستی اشتباه میکردم، صرفاً به دیدن پاسخ اکتفا نمیکردم و علت اشتباه خودم را بررسی میکردم.به نظرم یکی از مهمترین نکاتی که در مسیر مطالعه یاد گرفتم این بود که نقطه ضعف لزوماً یک ویژگی ثابت نیست؛ اگر برای آن برنامه مشخص داشته باشیم و به اندازه کافی تمرین و مرور کنیم، میتوانیم آن را به نقطه قوت تبدیل کنیم.
