نام و نام خانوادگی: کسری برزمینی
مقطع و رشته: نهم
نام شهر و استان: تهران
سالهای کانونی: سال اول
تراز اولین آزمون: 4723 تراز اخرین آزمون: 6242
تعداد پاسخ صحیح اولین آزمون: 69 تعداد پاسخ صحیح آخرین آزمون 129

مصاحبه گر: سیدمحمدحسین مومنی
آیا در آزمونهای کانون غیبت داشتید؟ دلیل شما برای عدم غیبت در آزمونها چه بود؟
هیچوقت غیبت نکردم. برای من، هر آزمون کانون یک شبیهساز واقعی از شرایط امتحانی است که به من کمک میکند هم خودم را محک بزنم و هم با ترس از آزمونهای بزرگتر خداحافظی کنم. حتی وقتی احساس میکردم نتیجه ایدهآلی نخواهم داشت، شرکت میکردم چون معتقدم تجربه حضور، از یک نمره عالی هم باارزشتر است.
پیوستگی در آزمونها چگونه باعث پیشرفت شما شد؟
این تداوم، یک نظم درونی به همه کارهایم داد. آزمونهای منظم کانون، مانند یک قطار سریعالسیر با برنامهای ثابت بودند. من فقط باید سوار میشدم و مطمئن میبودم که به مقصد پیشرفت خواهم رسید. هر کارنامه، نقشه مسیر بعدی را به من نشان میداد و این چرخه، باعث شد پیشرفتی پایدار و بدون افت داشته باشم.
آیا در آزمونهای مشابه پارسال شرکت میکنید؟ اگر بله، انگیزهتان چه بود؟ چه دستاوردی داشتید؟
خیر متاسفانه ولی ثبت نام امسال من دلیل اصلی من کنار زدن مرزهای مدرسه و دیدن خودم در یک رقابت سالم کشوری بود. این کار نه تنها اعتماد به نفسم را چند برابر کرده تا به الان ، بلکه باعث شد با سبک سوالات و مدیریت وقت در جلسه آشنا شوم و امسال با تمرکز بیشتری ادامه دهم.
مطابق برنامهی راهبردی حرکت میکردید؟ چگونه برنامهریزی میکردید؟ برنامهی مدرسه و آزمونها هماهنگ بود؟
کاملاً. برنامه راهبردی برای من مانند یک کمکآموزگار همیشه حاضر بود. من این برنامه کلان را با جزییات برنامه هفتگی مدرسه ترکیب میکردم. اگر در مدرسه آزمونی داشتیم، مطالعه آن درس را در کانون جلو میانداختم و اگر کانون روی مبحث جدیدی تمرکز داشت، حتماً نگاهی به پیشنیازهای آن در کتابهایم میانداختم. این هماهنگی هوشمندانه، از سردرگمی جلوگیری کرد.
نقاط قوت شما کدام درسها بودند؟ روش مطالعه آنها را توضیح میدهید؟
در ریاضی و علوم قویتر عمل میکنم. روش من در این دروس برپایه درک عمیق است:
· در ریاضی: به جای حفظ فرمول، سعی میکنم بفهمم هر فرمول از کجا آمده و چرا کار میکند. بعد از آن، حل انواع مسائل از آسان به سخت، باعث میشود آن فرمول بخشی از تفکرم شود.
· در علوم: برای من علوم یک داستان بزرگ است. سعی میکنم بین فصلهای فیزیک، شیمی و زیست پیوند پیدا کنم و هر پدیده را در دنیای واقعی جستجو کنم. آزمایشهای کتاب را حتماً (حالا یا در عمل یا در تخیل) انجام میدهم.
دفتر برنامهریزی داشتید؟ چه کمکی میکرد؟
داشتن دفتر برنامهریزی، بزرگترین نقله تحصیلی من بود. این دفتر به من آموخت که زمان، گنجی است که اگر مدیریت نشود، به راحتی تباه میشود. نوشتن برنامه و عمل به آن، به من یک حس کنترل و آرامش میداد. دیدن صفحات پر شده از فعالیتهای هدفمند، انگیزه مرا برای ادامه راه صدچندان میکرد.

مهمترین چیزی که از کانون یاد گرفتید؟
کانون به من یاد داد که هوشمندی در یادگیری، مهمتر از سختکوشیِ بیبرنامه است. من فهمیدم که تحلیل یک آزمون و فهمیدن دلیل اشتباهات، از خواندن ده صفحه کتاب جدید هم مؤثرتر است. بزرگترین درس این بود: هر قدم کوچکِ منظم، از ده جهش نامنظم بهتر است.
تکنیکهای مدیریت زمان را تمرین و استفاده میکردید؟
بله، از تکنیکی که پشتیبانم بهم توضیح داد استفاده میکنم . این تکنیک به من کمک کرده تمرکزم را در بازههای کوتاه حداکثر کنم و از خستگی زودرس جلوگیری کنم. همچنین برای دروس متفاوت، بلوکهای زمانی متفاوتی اختصاص میدهم که این انعطاف، بازدهیام را بالا برده است.
در چه درسهایی با تغییر روش، تغییر رادیکال داشتید؟ روش مطالعه این درسها را توضیح میدهید؟
در درس علوم تجربی تغییر بزرگی ایجاد کردم. قبلاً علوم را یک درس حفظی میدانستم. اما روشم را به سمت کاوشگری و پرسش تغییر دادم. برای هر موضوع (مثل حرکت یا نیرو)، ابتدا یک سوال بزرگ از خودم میپرسم. سپس با خواندن درس، به دنبال جواب میگردم و در نهایت، مطالب را در قالب نمودار یا نقشه ذهنی سازماندهی میکنم. این کار علوم را به جذابترین درس من تبدیل کرد.
از چه منابع کانون استفاده میکردید؟ ویژگیهایشان چه بود؟
من بیشتر از کتابهای سهسطحی و کتابهای آبی استفاده میکردم.
· کتابهای سهسطحی: قدرت اصلی این کتابها در ارائه پلکانی سوالات است. این که بتوانی از سوالات پایه شروع کنی و قدمبهقدم به سوالات چالشی برسی، حس موفقیت و تسلط فوقالعادهای به دانشآموز میدهد.
· کتابهای آبی: این کتابها در دوران امتحانات یا جمعبندی مبحث برای آزمون های کانون، منجی وقت من بودند. با خلاصههای دقیق و سوالات پرتکرار، کمک میکردند در زمان کم، بیشترین بازده را داشته باشم.
چرا کانون را انتخاب کردید؟ چگونه آشنا شدید؟ آیا کسی از خانواده یا بستگان عضو کانون بود؟
خیر، هیچکس از اطرافیانم در کانون نبود. من از طریق همکلاسیهایم در مدرسه با کانون آشنا شدم. وقتی دیدم دوستانی که در آزمونهای کانون شرکت میکنند، چقدر پیشرفت منظمی دارند و در مدرسه مطمئنتر عمل میکنند، تصمیم گرفتنم قطعی شد. گفتم اگر آنها میتوانند، من هم میتوانم.
نقش خانواده، بهویژه پدر و مادر در این سالها چگونه بود؟
پدر و مادرم، ستونهای آرامش من هستند. آنها فضای خانه را برای درس خواندن من مهیا میکنند، اما هرگز به جزییات کارم دخالت نمیکنند. اعتماد آنها به من، بزرگترین مشوق من است. مادرم گاهی در دروس حفظی به من کمک میکند و پدرم با تشویقهای بهموقعش، انگیزهام را زنده نگه میدارد.
به نظرتان مهمترین ویژگی مثبت شما چه بود که باعث شد به اینجا برسید؟
پیگیری مداوم و نترسیدن از سؤال پرسیدن را مهمترین ویژگی خودم میدانم. من هیچ وقت از این که چیزی را بلد نیستم خجالت نمیکشم. از معلم، پشتیبان یا حتی دوستانم سؤال میپرسم. این فرهنگ پرسشگری را هم در کانون و هم در خودم تقویت کردهام و فکر میکنم کلید اصلی یادگیری واقعی است.
پیشنهادی به کانون دارید؟
با سپاس از زحمات کانون، پیشنهاد میکنم مسابقات یا چالشهای علمی کوتاهمدت بین دانشآموزان همپایه در سطح شهر یا استان برگزار شود. این کار علاوه بر ایجاد انگیزه و شادی، باعث میشود کاربرد علوم را در قالب مسابقه ببینیم و روحیه کار گروهی نیز تقویت شود.
