سلام به همه دوستان !
مطالعه و بررسی درس « چیستی انسان 2 »
امیدواریم مطالب بیان شده به شما در یادگیری بهتر کمک کند .
تهیه شده توسط :
اسماء منتظری - رتبه 615 کنکور 1399 / حقوق تهران

🔵دیدگاه فیلسوفان مسلمان درباره حقیقت انسان
فیلسوفان مسلمان که البته بیشتر آنان در سرزمین ما زندگی میکردند، با استفاده از آنچه از افلاطون و ارسطو و پیروان آن دو به دستشان رسیده بود و نیز با الهام از آموزههای دینی خود، در توضیح و تبیین حقیقت انسان قدمهای بلندی برداشتند و آثاری از خود باقی گذاشتند که شایسته قدردانی است.
این فیلسوفان، و بخصوص فارابی، ابن سینا، خواجه نصیر، سهروردی، میرداماد، ملاصدرا، سبزواری و نیز بسیاری از فیلسوفان مسلمان دوره معاصر تأکید میکنند که نمی توان انسان را به یک موجود صرفاً زمینی و مادی تقلیل داد و در همان حال برای وی ویژگیهایی متعالی و ارزشمند مانند آزادگی، کرامت انسانی، نوع دوستی و فضایلی از این قبیل قائل شد.
آنان همچنین با تفکر و تعمق فکری، دینی را قبول کرده بودند که در کتاب آسمانی به روشنی و وضوح از حقیقتی به نام روح سخن گفته و آن را هدیهای الهی و غیرزمینی شمرده است. همچنین، این کتاب آسمانی انسان را موجودی جاویدان، جانشین خدا در زمین و مسجود فرشتگان محسوب کرده که آسمانها و زمین را خداوند برای او آفریده و آماده ساخته است.
آنان همچنین یا خود عارف بودند یا عارفانی را میشناختند که با قدم سلوک و پاکی نفس، به مرحلهای رسیده بودند که مراتب برتر و مجرد هستی را شهود میکردند و میدانستند که چنین شهودی در توان بدن مادی انسان نیست.
🔴از جانب بالا
ابنسینا معتقد است که وقتی بدن انسان دوره جنینی را در رحم مادر گذراند و به مرحلهای رسید که صاحب همه اندامهای بدنی شد، خداوند روح انسانی را به آن عطا میکند. این روح، که جنبه غیرمادی دارد و از جنس موجودات مجرد است، استعداد کسب علم از طریق تفکر را دارد. این روح همچنین میتواند اموری از قبیل اخلاق، عشق، دوستی، نفرت، پرستش و معنویت را دریابد و آنها را در خود پدید آورد.
ابنسینا از این توصیف نیز فراتر رفت و همچون عارفان برای روح جایگاهی بسیار رفیع در نظام خلقت قائل شد. او برای توصیف بیقراری و کوشش روح برای رسیدن به جایگاه اصلیاش، شعری به زبان عربی سرود و وضعیت روح را با بیانی تمثیلی، در آن شرح داد.
🔵حقیقت نورانی نفس
شیخ شهاب الدین سهروردی با بهرهمندی از الهامات و اشرافات معنوی خود بسیاری از حقایق را از طریق شهود درونی به دست میآورد و تلاش میکند آنها را به زبان فلسفه و استدلال بیان کند.
وی به جای مفهوم وجود، بیشتر از مفهوم نور استفاده میکرد. او معتقد بود که هستی، مراتب نور است. خداوند که نور محض است و هیچ ظلمتی در او راه ندارد، نورالانوار است.
سایر مراتب وجود، نور هستی خود را از نورالانوار دریافت میکنند، اما چون نور کامل نیستند، ترکیبی از نور و ظلمتاند.
او عقیده داشت که نفس انسان، همان جنبه نورانی وجود و جسم و بدن او، همان جنبه ظلمانی اوست. این نفس، اگر نورانیت بیشتری کسب کند، حقایق هستی را بهتر رؤیت میکند و میتواند با کسب شایستگی و لیاقت بیشتر، مسیر کمال را طی کند. او میگفت خدا یا همان نورالانوار، شرق عالم است و از خداست که انوار بعدی طلوع میکنند. آنجا که نور وجود به پایینترین حد خود میرسد، مغرب عالم قرار گرفته است.
وی نفس انسانی را حقیقتی مربوط به مشرق عالم میداند که از مشرق وجود دور افتاده و مشتاق بازگشت به آنجاست.
🔴تا بینهایت
حکمت متعالیه نام مکتب فلسفی ملاصدراست. از دیدگاه این مکتب، حقیقت دوبعدی است:
انسان، همانگونه که بسیاری دیگر از فیلسوفان گفتهاند، حقیقتی دو بعدی است روح و بدن. اما روح، براساس این مکتب، چیزی ضمیمه شده به بدن نیست، بلکه نتیجه رشد و تکامل خود جسم و بدن است. از نظر ملاصدرا، روح و بدن دو چیز مجزا نیستند که کنار هم قرار گرفته باشند بلکه این ها وحدتی حقیقی دارند بهگونهای که یکی روح باطن دیگری بدن است. بنابراین هر اتفاقی در روح بیفتد، در بدن ظاهر میشود و هر اتفاقی در بدن رخ دهد، بر روح تأثیر میگذارد؛ به طور مثال، بدن بیمار، روح را هم کسل و بیمار میکند و بدن شاداب به روح هم شادابی میبخشد. همچنین روح با نشاط، جسم را به فعالیت و کار میکشاند و روح افسرده، جسم را زمین گیر میکند.
از نظر حکمت متعالیه روح انسانی آخرین درجه تکاملی است که موجودات زنده میتوانند به آن برسند. ظرفیت روح انسان پایان ندارد و روح میتواند به هر مرتبه کمالی در جهان مخلوقات، دست یابد. مراحل تکاملی طبیعت، وقتی از گیاه و حیوان میگذرد و به انسان میرسد، ظرفیتی بی نهایت پیدا میکند و به هیچ درجهای از کمال قانع نمیشود.
از منظر این مکتب فلسفی، اگرچه انسان ظرفیت و استعداد بینهایت دارد، اما این استعداد، به معنای رسیدن حتمی وی به کمالات نیست. انسان باید با اختیار و اراده خود این ظرفیت را به فعلیت برساند. یعنی باید مسیر تکاملی به سوی خدا را انتخاب نماید و با ایمان و عمل این مسیر را طی کند. البته او اختیار دارد که مسیرهای دیگری غیر از مسیر تکامل را برگزیند.

فایل پی دی اف درسنامه در قسمت ضمیمه قرار گرفته است .
سپاس از توجه شما 🌹

