سلام . در اینجا میخواهیم درس دهم فلسفه یازدهم را باهم جمع بندی کنیم .
** دیدگاه فیلسوفان مسلمان درباره حقیقت انسان**
تبیین حقیقت انسان -> گفته های افلاطون و ارسطو و پیروان آن دو + الهام از آموزه های دینی
فارابی ، ابن سینا ، خواجه نصیر ، سهروردی ، میرداماد ، ملاصدرا ، سبزواری -> تناقض مادی دانستن انسان و قائل شدن ویژگی های ارزشمند برای او
قرآن -> سخن از حقیقت (روح) بعنوان هدیه الهی ، انسان موجودی جاودان ، جانشین خدا در زمین ، مسجود فرشتگان ، آفرینش آسمان ها و زمین برای انسان
آشنایی با شهود ( یا خود عارف بودند یا عارفانی را میشناختند) و اعتقاد به اینکه شهود مراتب مجرد هستی در توان بدن مادی نیست.
# ابن سینا #
بیان عمیق نظر ارسطو درباره حقیقت انسان / اعطای روح انسانی توسط خدا به جنینی که صاحب همه اندام های بدنی شده . این روح غیرمادی است و استعداد کسب علم از راه تفکر را داراست و اخلاق و عشق و نفرت و پرستش و معنویت را درمیابد و پدید می آورد.
# سهروردی #
الهامات و اشرافات معنوی خودش -> کسب حقایق با شهود درونی -> بیان به زبان فلسفه و استدلال
مفهوم (نور) بجای (وجود) / خدا نور محض است (نورالانوار) / هستی مراتب نور است و نور خود را از نوالانوار میگیرد و ترکیب نور و تاریکی است
نفس انسان جنبه نورانی وجود / جسم انسان جنبه ظلمانی اوست / نفس با کسب نورانیت -> رویت بهتر حقایق هستی و طی مسیر کمال با کسب شایستگی و لیاقت
خدا مشرق عالم است و انوار بعدی از خدا طلوع میکنند / پایین ترین حد نور وجود مغرب عالم است / نفس انسان متعلق به و دورافتاده از مشرق عالم است که مشتاق بازگشت است.
# ملاصدرا #
حقیقت انسان 2بعدی است: روح و بدن / روح نتیجه رشد و تکامل جسم است و چیزی ضمیمه شده نیست / روح و بدن وحدت حقیقی دارند (روح باطن بدن است)
هر اتفاقی در روح بیفتد در بدن ظاهر میشود و بالعکس (مانند بیماری) / روح انسانی آخرین درجه تکامل است و ظرفیت آن پایان ندارد و میتواند به هر مرتبه کمال دست یابد
البته اگرچه انسان ظرفیت بی نهایت دارد ولی به معنای وصول حتمی به کمالات نیست -> انسان با اختیار و ایمان و عمل این ظرفیت را به فعلیت میرساند
بنابراین انسان هرمسیری که بخواهد را با اختیار برمیگزیند و ابتدای زندگی ، مسیر او مشخص نیست.
** سوالات این درس و پاسخ آنها را میتوانید در فایل ضمیمه زیر مشاهده کنید
موفق باشید**
