درس دهم: بانگ جرس
تاریخ ادبیات:
بانگ جرس سرودة حمید سبزواری است.
مفاهیم کلیدی:
آماده شدن برای حرکت و رویارویی با مشکلات:
«وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سدّ و خاره بندیم»
خود اتهامی شاعر به دلیل حرکت نکردن با رزمندگان:
«از هر کران بانگ ره آید به گوشم / بانگ از جرس برخاست وای من خموشم»
اشاره به اشغال شدن سرزمین فلسطین:
«تنگ است ما را خانه تنگ است ای برادر / بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر»
رهبری امام خمینی در راه آزادسازی سرزمین قدس:
«جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش / آنک امام ما علم بگرفته بر دوش»
درس یازدهم: یاران عاشق (صبح بی تو)
دستور زبان
انواع صفت بیانی
صفت بیانی، یکی از انواع وابستة پسین است که غالباً بعد از موصوف (هسته) می آید و آن را توصیف میکند.
پرکاربردترین صفت های بیانی
مطلق: تاریک، خاموش، روشن، زرد، پاکدل، کوتاه، سرخ و ...
فاعلی
بن مضارع + -َ نده: شنونده، دمنده، زننده، خروشنده، پرنده، سوزنده
بن مضارع + ا: گویا، کوشا، شنوا، رها، فریبا، دانا، توانا و ...
بن مضارع + ان: خندان، گریان، خروشان، جوشان، گذران، دمان، دوان و
بن ماضی / مضارع + گار: خواستگار، آفریدگار، کردگار، پروردگار، آموزگار
بن ماضی + ار: خریدار، خواستار و ...
اسم / بن / صفت + گر: زرگر، توانگر، روشنگر
اسم / صفت + گر: ستمگر، روشنگر
اسم / صفت + بن مضارع: خداشناس، راستگو
مفعولی: بن ماضی + ه: شنیده، شکسته، نوشته، پوشیده، خوانده آفریده و ...
لیاقت: مصدر + ی: نوشیدنی، شنیدنی، دیدنی، آموختنی، آشامیدنی ستودنی و ...
نسبی
اسم + ی: آسمانی، دریایی، کاشانی، عرفانی، ابی و
اسم + ین: زرین، چوبین، سیمین، نمکین و ...
اسم + ينه: زرینه، چوبینه، سیمینه و ..
اسم + انی: روحانی، ظلمانی، جسمانی و ...
اسم + انه: کودکانه، بچگانه، مردانه، شبانه، روزانه، جانانه و...
مفهوم و آرایههای ادبی
«بیا عاشقی را رعایت کنیم / زياران عاشق حكایت کنیم»
مفهوم: توصیه به عشق ورزیدن و سخن گفتن از عاشقان
«از آنها که خونین سفر کرده اند / سفر بر مدار خطر کردهاند»
مفهوم: پرمخاطره بودن راه عشق / ستودن رزمندگانی که عاشقانه جان خود را فدا کردند.
آرایه: کنایه خوئین سفر کردن = شهید شدن / واجآرایی: صامت ر/ تکرار: سفر / استعاره مکنیه): خطر = سیاره یا قمری که بر مداری میچرخد
از آنها که خورشید فریادشان / دمید از گلوی سحرزادشان
مفهوم: ستایش رزمندگانی که کلام و پیامشان نورانی و پاک بود.
آرایه: اضافة تشبیهی: خورشید فریاد / کنایه: سحرزاد = پاک و زلال، الهی و معنوی / تناسب: خورشید، سحر و دمیدن
«چه جانانه چرخ جنون میزنند / دف عشق با دست خون میزنند»
مفهوم: جانبازی عاشقانه / فدا کردن جان با شور و سرمستی
آرایه: واج آرایی؛ صامتهای «چ» و «ج» (به خاطر هم واجگاه بودن این دو صامت) / اضافة تشبیهی: دف عشق / کنایه: مصراع دوم = جانبازی و جان فشانی میکنند
«به رقصی که بی پا و سر میکنند / چنین نغمه عشق سر میکنند»
مفهوم: جانبازی عاشقانه
آرایه: اضافة تشبیهی: نغمة عشق / تناسب: پا و سر جناس همسان: سر (عضو بدن) و سر (آغاز)/ کنایه بی پا و سر = سرمستانه
«هلا منکر جان و جانان ما بزن زخم انکار برجان ما»
مفهوم: عاشق به انکار و ملامت منکران اهمیتی نمیدهد.
آرایه: کنایه: جانان = معشوق / واج آرایی صامت ن
«بزن زخم، این مرهم عاشق است / که بی زخم مردن، غم عاشق است»
مفهوم: ستایش غم و درد عشق (درد عشق را عین درمان دانستن)
آرایه: تناقض؛ مرهم بودن زخم / تکرار زخم، عاشق
«مگو سوخت جان من از فرط عشق / خموشی است هان اولین شرط عشق»
مفهوم: سکوت و رازداری، اولین شرط عاشقی است.
آرایه: جناس ناهمسان: فرط و شرط
«ببین لالههایی که در باغ ماست / لال و خموشند و فریادشان تا خداست»
مفهوم: عاشقان واقعی بی ادعا جان باختند و دم برنیاوردند.
آرایه: نماد: لاله = شهدا / تناسب: باغ و تناقض خموشند و فریادشان تا خداست / تشخیص: (فرباد) لاله
برای دیدن ادامه مطلب روی فایل ضمیمه کلیک کنید_مهشید خدامرادی_رتبه497کنکور99
