جمع بندی نیم سال دوم_فارسی یازدهم_نکته و تست_مهشید خدامرادی

خلاصه نکات مهم و آموزش دستور زبان و آرایه‌های درس ده تا هفده فارسی یازدهم_منطبق با آزمون 30 اردیبهشت

جمع بندی نیم سال دوم_فارسی یازدهم_نکته و تست_مهشید خدامرادی

درس دهم: بانگ جرس

تاریخ ادبیات:

بانگ جرس سرودة حمید سبزواری است.

مفاهیم کلیدی:

آماده شدن برای حرکت و رویارویی با مشکلات:

«وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم / دل بر عبور از سدّ و خاره بندیم»

خود اتهامی شاعر به دلیل حرکت نکردن با رزمندگان:

«از هر کران بانگ ره آید به گوشم / بانگ از جرس برخاست وای من خموشم»

اشاره به اشغال شدن سرزمین فلسطین:

«تنگ است ما را خانه تنگ است ای برادر / بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر»

رهبری امام خمینی در راه آزادسازی سرزمین قدس:

«جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش / آنک امام ما علم بگرفته بر دوش»

درس یازدهم: یاران عاشق (صبح بی تو)

دستور زبان

انواع صفت بیانی

صفت بیانی، یکی از انواع وابستة پسین است که غالباً بعد از موصوف (هسته) می آید و آن را توصیف می‌کند.

پرکاربردترین صفت های بیانی 

مطلق: تاریک، خاموش، روشن، زرد، پاکدل، کوتاه، سرخ و ...

فاعلی 

بن مضارع + -َ نده: شنونده، دمنده، زننده، خروشنده، پرنده، سوزنده 

بن مضارع + ا: گویا، کوشا، شنوا، رها، فریبا، دانا، توانا و ... 

بن مضارع + ان: خندان، گریان، خروشان، جوشان، گذران، دمان، دوان و

بن ماضی / مضارع + گار: خواستگار، آفریدگار، کردگار، پروردگار، آموزگار 

بن ماضی + ار: خریدار، خواستار و ... 

اسم / بن / صفت + گر: زرگر، توانگر، روشنگر 

اسم / صفت + گر: ستمگر، روشنگر 

اسم / صفت + بن مضارع: خداشناس، راستگو 

مفعولی: بن ماضی + ه: شنیده، شکسته، نوشته، پوشیده، خوانده آفریده و ...

لیاقت: مصدر + ی: نوشیدنی، شنیدنی، دیدنی، آموختنی، آشامیدنی ستودنی و ... 

نسبی

اسم + ی: آسمانی، دریایی، کاشانی، عرفانی، ابی و

اسم + ین: زرین، چوبین، سیمین، نمکین و ... 

اسم + ينه: زرینه، چوبینه، سیمینه و ..

اسم + انی: روحانی، ظلمانی، جسمانی و ... 

اسم + انه: کودکانه، بچگانه، مردانه، شبانه، روزانه، جانانه و...


مفهوم و آرایه‌های ادبی

«بیا عاشقی را رعایت کنیم / زياران عاشق حكایت کنیم»

مفهوم: توصیه به عشق ورزیدن و سخن گفتن از عاشقان 

«از آن‌ها که خونین سفر کرده اند / سفر بر مدار خطر کرده‌اند»

مفهوم: پرمخاطره بودن راه عشق / ستودن رزمندگانی که عاشقانه جان خود را فدا کردند. 

آرایه: کنایه خوئین سفر کردن = شهید شدن / واج‌آرایی: صامت ر/ تکرار: سفر / استعاره مکنیه): خطر = سیاره یا قمری که بر مداری می‌چرخد 

از آن‌ها که خورشید فریادشان / دمید از گلوی سحرزادشان

مفهوم: ستایش رزمندگانی که کلام و پیامشان نورانی و پاک بود. 

آرایه: اضافة تشبیهی: خورشید فریاد / کنایه: سحرزاد = پاک و زلال، الهی و معنوی / تناسب: خورشید، سحر و دمیدن 

«چه جانانه چرخ جنون می‌زنند / دف عشق با دست خون می‌زنند»

مفهوم: جانبازی عاشقانه / فدا کردن جان با شور و سرمستی 

آرایه: واج آرایی؛ صامت‌های «چ» و «ج» (به خاطر هم واجگاه بودن این دو صامت) / اضافة تشبیهی: دف عشق / کنایه: مصراع دوم = جانبازی و جان فشانی می‌کنند 

«به رقصی که بی پا و سر می‌کنند / چنین نغمه عشق سر می‌کنند»

مفهوم: جانبازی عاشقانه 

آرایه: اضافة تشبیهی: نغمة عشق / تناسب: پا و سر جناس همسان: سر (عضو بدن) و سر (آغاز)/ کنایه بی پا و سر = سرمستانه 

«هلا منکر جان و جانان ما بزن زخم انکار برجان ما»

مفهوم: عاشق به انکار و ملامت منکران اهمیتی نمی‌دهد. 

آرایه: کنایه: جانان = معشوق / واج آرایی صامت ن

«بزن زخم، این مرهم عاشق است / که بی زخم مردن، غم عاشق است»

مفهوم: ستایش غم و درد عشق (درد عشق را عین درمان دانستن) 

آرایه: تناقض؛ مرهم بودن زخم / تکرار زخم، عاشق

«مگو سوخت جان من از فرط عشق / خموشی است هان اولین شرط عشق»

مفهوم: سکوت و رازداری، اولین شرط عاشقی است. 

آرایه: جناس ناهمسان: فرط و شرط 

«ببین لاله‌هایی که در باغ ماست / لال و خموشند و فریادشان تا خداست»

مفهوم: عاشقان واقعی بی ادعا جان باختند و دم برنیاوردند. 

آرایه: نماد: لاله = شهدا / تناسب: باغ و تناقض خموشند و فریادشان تا خداست / تشخیص: (فرباد) لاله 


برای دیدن ادامه مطلب روی فایل ضمیمه کلیک کنید_مهشید خدامرادی_رتبه497کنکور99

Menu