《 بسم الله الرحمن الرحیم 》
محتوای عربی عمومی یازدهم_ مطابق با مباحث آزمون ۶ اسفند
شیما جوادی _ رتبه ۲۳۹ کنکور سراسری سال ۹۹_ رشته آموزش زبان عربی دانشگاه فرهنگیان تهران _ درصد کنکور در عربی: ۷۷ درصد
درسنامه:
معرفه و نكره:
اسم نکره: اسم نکره اسمی است که نزد گوینده، شنونده یا خواننده ناشناخته است. مثال: أرسَلْنا إلى فِرعونَ رسولاً: به سوی فرعون رسولی را فرستاديم.
نکات:
_ اسم نکره معمولاً تنوین( ًٍ ٌ ) دارد.
_ در زبان فارسی اسم نکره به ٣ صورت می آید: مردی آمد/ یک مرد آمد/ یک مردی آمد.
_ معادل عربي هر سه جمله بالا ( جاء رجلٌ ) می باشد.
_ بعضی اسم ها نکره هستند اما به دلایلی نمیتوانند تنوین بگیرند---> مثال: زيّنا السّماءَ الدّنيا بِمَصابيح(نكره).
اسم معرفه: اسم معرفه اسمی است که نزد گوینده، شنونده یا خواننده شناخته شده است اسم های معرفه انواع متعددی دارند: مضمر(ضمایر متصل و منفصل)/ اضافه(اگر مضاف الیه معرفه باشد مضاف هم معرفه میشود)/ علم(اسامی خاص)/ موصول/ ذولام( اسم ال دار)/ اشاره
در اینجا با دو نوع اصلی آن آشنا میشویم:
• اسم ال دار: مهمترین نشانه اسم معرفه داشتن "اَل" است. مثال: وَجَدتُ قلماً ---> وَجَدتُ القلمَ.
نکته: هرگاه اسمی به صورت نکره بیاید و همان اسم دوباره همراه "اَل" تکرار شود می توان الف لامش را این یا آن ترجمه کرد.
• اسم خاص یا علم (نام مخصوص کسی یا جایی): اسم خاص در زبان عربی علم نامیده می شود و علم هم نوعی معرفه است. مانند: هاشم، مریم، بغداد، بیروت، مصر، لبنان و....
نکات:
_ اسم خاص حتی اگر تنوین (ً ٍ ٌ) هم داشته باشد نکره نیست بلکه معرفه است. عباسٌ.
_ در مبتدا و خبر اگر خبر تنوین نکره داشت معمولا آن را به صورت معرفه ترجمه میکنیم.
_ اگر بر سر اسم علم حرف "ال" بیاید معرفه علم همچنان علم است و معرفه به ال نيست.
_ معرفه و نکره بودن درباره اسم ها مطرح است و درباره فعل ها و حروف بررسی نمیشود و جایگاهی ندارد.
ترجمه فعل مضارع (مضارع منصوب):
هرگاه حروف ( أنْ: كه، كَي، لِ، لِكَي، حَتّى: تا، براى اينكه ) بر سر فعل مضارع بیایند در معنای آن تغییر ایجاد می کنند. فعل هایی که دارای این حروف اند در فارسی مضارع التزامی ترجمه می شوند و از نظر شکل ظاهری در فعل مضارع هم تغییر ایجاد می کنند و با آمدن این حروف بر سر فعل مضارع حرکت ضمه به فتحه تبدیل می شود و اگر آخر فعل به نون ختم شود نون حذف میشود به جز صیغه های جمع مونث که در آن نون حذف نمی شود. ---> يَحكُمُ: حتّى يَحكُمَ. يُحاوِلون: أنْ يُحاوِلوا.
نكات:
_ حروف ناصبه+ لای نفی + فعل مضارع---> مضارع التزامی منفی ---> يَذْهَبُ: ميرود أنْ لا يَذْهَبَ: كه نرود.
_ حرف "لَنْ: {هرگز} نه...." مانند سایر حروف ناصبه در آخر فعل تغییر ایجاد می کند (به جز دو صیغه جمع مونث) با این تفاوت که فعل مضارع دارای "لَنْ" معادل آینده منفی در زبان فارسی است. ---> يَرجعُ: بازمیگردد لَنْ يَرجعَ: باز نخواهد گشت.
جمله وصفیه:
جمله بعد از اسم نکره: جمله ای که در توضیح اسم نکره می آید و آن اسم نکره را توصیف می کند جمله وصفیه می گویند.
مثال: إنَّه يُنْشِدُ أشعاراً تُقْرَأُ في الحَفَلاتِ الشَّعْبِيَّةِ: او اشعاری میسراید که در جشن های ملی خوانده می شود. ---> تُقْرَأُ: جمله وصفيه اى است كه "أشعاراً" را توصیف میکند.
شیوه ترجمه جمله وصفیه:
در ترجمه جمله وصفی حرف ربط "که" را به ابتدای آن می افزاییم و فعل مطابق با نیاز جمله به صورت زیر ترجمه میشود:
۱) ماضی + اسم نکره + جمله وصفیه مضارع---> ماضی استمراری.
۲) ماضی + اسم نکره + جمله وصفیه ماضی---> ماضی بعید یا ماضی ساده.
۳) فعل مضارع + اسم نکره + جمله وصفیه مضارع---> اغلب مضارع التزامی و گاهی مضارع اخباری.
نکات:
_ جمله وصفیه ممکن است با فاصله یا بدون فاصله بعد از اسم نکره بیاید.
_ اگر بعد از اسم نکره جملهای بیاید که بر سر آن جمله حروفی مانند: ( و، ف، ثُمَّ، أو، أم،....) یا اسم هایی مانند: ( الّذي، الّتي، الّذين، مَن، ما،....) باشد آن جمله وصفیه نیست.
تست:
۱. أنفِقوا ممّا رزَقناكُم مِن قبل أن يأتيَ يومَ لا بيع فيه و لا خُلَّةٌ و لا شَفاعةٌ:
١) از آنچه به شما روزی دادیم انفاق کنید قبل از آنکه روزی بیاید که در آن نه فروشی و نه دوستیای و نه شفاعتی هست!
٢) از آنچه به شما روزی دادیم انفاق کردند پیش از آنکه روزی بیاید که در آن فروشی و نه دوستیای و نه شفاعتی باشد!
٣) انفاق کنید از آنچه به شما روزی دادیم قبل از آنکه آن روز می آید که در آن نه فروشی و دوستیای و نه شفاعتی هست!
٤) انفاق کنید از آنچه به شما روزی دادیم پیش از آنکه روزی برسد که در آن هیچ فروشی و هیچ دوستیای و هیچ شفاعتی نیست!
پاسخ: گزینه ۱
أنفقوا: فعل امر : انفاق كنيد (رد گزینه ۲) / ممّا رزَقناكُم: از آنچه به شما روزی دادیم / مِن قبل أن يأتيَ: قبل از آنکه بیاید (رد گزینه های ۳ و ۴) / يومٌ: روزی، یک روز (رد گزینه ۳) / لا بيعٌ فيه و لا خُلَّةٌ و لا شَفاعَةٌ: نه فروشی و نه دوستیای و نه شفاعتی(رد گزینه ۴).
۲. عيّن الخطأ:
١) أكبرُ عدوّ الإنسان لِسانٌ لا يَكون في اختياره!: بزرگترین دشمن انسان زبانی است که در اختیارش نباشد!
٢) لَن يُنادَى إنسانٌ عندَ الدّاء و التَّعب أبداً إلّا الأُم!: آدمی هنگام درد و رنج به جز مادر را هرگز صدا نخواهد زد!
٣) تَعلَّم العقّادُ الإنجليزيّةَ من سُيّاح يَأتونَ إلى مصر!: عقّاد انگلیسی را از گردشگرانی که به مصر میآمدند فرا گرفت!
٤) لتكُنْ تربيتُنا في الحياة تربيةً لا تُضيعُ حقَّ إنسانٍ!: باید تربیت ما در زندگی تربیتی باشد که حق یک انسان را از بین نبرد!
پاسخ: گزینه ۲
دقت کنید "لَنْ يُنادَى" فعل مجهول است. ترجمه صحیح عبارت: هنگام درد و رنج انسانی به جز مادر هرگز صدا زده نخواهد شد.
٣. عيّن فعل " يَسوق " لايُترجم " مضارعاً إلتزاميّاً:
١) ليَسوق أخي سيّارتنا جيّداً كان يَستمع إلى كلام أبي بدقَّة!
٢) سَمحنا لصديقنا الحميم أن يَركب السيّارة وحيداً و يَسوقها!
٣) من عَلَّمه هذا المُربي السيّاقةَ فهو يَسوق كلّ سيّارة بلا شكّ!
٤) نَطلب من شابَ هادئٍ يَسوق الحافلة في هذا الطّريق مُساعدةً!
پاسخ: گزینه ۳
در این گزینه "یسوق" به صورت مضارع اخباری ترجمه می شود و قاعده و دلیلی بر التزامی ترجمه شدن آن نیست. ترجمه عبارت: هرکس که این مربی به او رانندگی را بیاموزد (آموخت) او بدون شک هر خودرویی را میراند!
تشریح سایر گزینه ها: گزینه ۱) حرف "لِ" قبل از "یسوق" معنای مضارع التزامی میسازد.
گزینه ۲) "یسوق" به فعل "أن يركبَ" معطوف شده است و مضارع التزامی ترجمه می شود.
گزینه ۴) در ساختار (فعل مضارع + فعل مضارع) برای جملات وصفیه فعل دوم میتواند به صورت مضارع التزامی ترجمه شود.
۴. في أي عبارت لا يوجد فعل يدلّ على المُستقبل:
١) لا تُهددوني لأنّني سوف أقول الحقّ و إن كان مُراً!
٢) إن هَربت من أداء واجباتك المدرسيّة فلن تَنجح في الإمتحان!
٣) أنا مُتأكدة أنْ الأُستاذة ستوجل الإمتحان إلى العَد حتّى تُفرح الطّالبات!
٤) أستمِع إلى صوت أمطار تَتساقط لكي يكون المُزارع أملاً إلى المُستقبل!
پاسخ: گزینه ۴
در همه گزینه ها فعلی وجود دارد که بر آینده دلالت کند به جز گزینه ۴.
تشریح سایر گزینه ها: در گزینه ۱ "سوف أقول: خواهم گفت"، در گزینه ۲ "لن تَنجح: موفق نخواهی شد" و در گزینه ۳ نیز "ستوجِّل: به تاخیر خواهد انداخت" بر آینده دلالت می کنند.
۵. عيّن فعلاً يكون معادلاً للماضي الإستمراريّ:
١) إنّي أُشاهد شجرة تُثمر بعد عشر سنواتٍ!
٢) طَبخت أطعمة قد تعلّمتُ طبخها قبل سنتين!
٣) في المسجد جالستُ مؤمنين يزيدونني إيماناً!
٤) كان في قريتنا أصدقاء قدماء، أتذكّر هم هذه الأيّام!
پاسخ: گزینه ۳
صورت سوال فعلی را می خواهد که معنایش معادل ماضی استمراری باشد ساختار (فعل ماضی + فعل مضارع) چنین معنایی ایجاد می کند.
در گزینه ۳ " جالستُ (ماضی) + یزیدوننی (مضارع)" چنین است.
سایر گزینه ها: گزینه ۱) دو فعل مضارع
گزینه ۲) دو فعل ماضی
گزینه ۴) کان: ماضی و أنذكّرُ: مضارع. اما دقت کنید که این دو فعل در دو جمله مجزا آمده اند. ( قيد "هذه الأيّام: أين روز ها" ).
٦. عيّن ما ليست فيه جملةً لتوصيف النّكرة:
١) لا خير في قراءة لا تنفعنا!
٢) هناك علائم للمؤمن تدلُّ على إخلاصه!
٣) إن تُقرضوا الله قرضاً حسناً يُضاعفه لكم!
٤) سافرتُ إلى ضاحية من المدينة رأيتها في النّوم!
پاسخ: گزینه ۳
در گزینه ۳ اسلوب شرط وجود دارد؛ تُقرضوا فعل شرط و یُضاعف جواب شرط است، بنابراین جمله برای توصیف نکره (جمله وصفیه) نداریم.
سایر گزینه ها:
گزینه ۱) قراءة اسم نکره است، لاتنفع برای توصیف آن آمده است.
گزینه ۲) علائم اسم نکره است، تدلّ برای توصیف آن آمده است.
گزینه ۴) ضاحية اسم نکره است، رأيتُ برای توصیف آن آمده است.
"پیروز باشید"
برای رزرو مشاوره و رفع اشکال درسی و شرکت در کلاس های کنکوری با مشاوران سایت برترها بر روی لینک زیر کلیک کنید یا با شماره تماس 0216463 داخلی1174(حیدریان) تماس بگیرید.
مطالب مرتبط:
