گفتگو با مائده حیدری - میانگین تراز7330 - دوازدهم ریاضی

گفتگو با مائده حیدری _ میانگین تراز7330 _ دوازدهم ریاضی

گفتگو با مائده حیدری - میانگین تراز7330 - دوازدهم ریاضی
 نام و نام خانوادگی : مائده حیدری      شهر : تهران شرق
 مدرسه : فرزانگان 2 تهران
  رشته: ریاضی منطقه 1
 میانگین تراز : 7330   منطقه کنکور : منطقه 1
 تحصیلات پدر: دکترای دندانپزشکی  شغل: آزاد –کارخانه صنایع بسته بندی
 تحصیلات مادر: لیسانس 
  شغل :خانه دار
 تعداد سال حضور در کانون: 6 سال  تعداد کل آزمون ها در 6 سال: 88 آزمون


    شرکت در آزمون های کانون


  از چه زمانی وارد کانون شدید و در چه پایه‌هایی در آزمون‌های کانون شرکت کردید و؟ دلیل آن چه بود؟ 

_ -دوران بعد از عید سال دهم در ازمون کانون شرکت کردم . می خواستم شروع خوبی در سال یازدهم داشته باشم و سطحم را علاوه بر مدرسه در سطح کشور محک بزنم . 


چقدر تراز و رتبه و درصد دیگران برای شما مهم بود؟ 

_ -در سال کنکور حتی نفرات برتر را چک نکردم چون با این کار ذهنم درگیر عملکرددیگران می شد.رتبه برایم مهم بود اما این که چه کسانی جلوتر از من قرار گرفته اند خیر .من تنها بر روی خودم تمرکز می کردم و به حدی رسیده بودم که می توانستم سطح آزمون را با تقریب خوبی براورد کنم و توجهی به حواشی نداشتم فقط تلاش می کردم بهترین خودم باشم . البته نمی توان منکر تقلب برخی افراد شد اما معتقد بودم این تقلب ها به حدی نیست که اصل ماجرا را تحت الشعاع قرار بدهد.


  آیا در تابستان در آزمون ها شرکت می کردید؟ از چه سالی تابستان را جدی گرفتید؟ 

_ بله تابستان هم در آزمون  ها شرکت می  کردم .آزمون های سال دوازدهم اهمیت بیشتری دارند اما به طور کلی من همه  ی ازمون ها را چه در تابستان ،چه در طول سال تحصیلی هم در سال های پایه ،هم دوازدهم با هر شرایطی که داشتم جدی می گرفتم.


در زمان هایی که خسته و یا نا امید بودید و یا اینکه به برنامه آزمون نرسیده بودید، آیا در آزمون ها حاضر می شدید؟ 

در مواقعی که آمادگی نداشتم باز هم در آزمون شرکت می کردم . روحیه رقابت طلبی دارم و فکر می کنم شرکت نکردن در آزمون به خاطر عدم آمادگی بدترین واکنش ممکن به شرایط موجود است. اول از همه شرایط رو می پذیرفتم و بعد تلاش می کرم بهترین نتیجه ی ممکن را بگیرم .من شرایطی داشتم و شرکت یا شرکت نکردن در آزمون شرایط من را عوض نمی کرد ، پس بهترین کار محک زدن خودم و مواجهه با جایگاه واقعیم بود تا بعد از آن آزمون راهکاری برای بهبود شرایط پیدا کنم .عدد و ارقامی مانند تراز وسیله اند نه هدف ، نباید بیش از حد خود را در گیر آن ها کنیم.


برای پیشرفت کردن، با کسی مشورت کردی و از کسی کمک گرفتید؟

_ -مشورت ابزار قدرتمندی است . من حرف های زیادی را می شنیدم و در نهایت با توجه به شرایط خودم ان ها را شخصی سازی می کردم.


برنامه راهبردی


چقدر برنامه مدرسه و برنامه راهبردی برای شما فرق داشت؟ 

_ برنامه مدرسه و کانون تا 70%هماهنگ بود اما در مواقعی که هماهنگ نبود هر کدام که جلوتر بود را می خواندم با این کار هیچ وقت نه در مدرسه و نه در کانون از برنامه عقب نبودم.


آیا روش مطالعه شما در سال کنکور با سال های پایه تفاوتی کرد؟ 

_ در سال های پایه ساعت مطالعاتی خیلی پایینی داشتم و تعداد تست هم بسیار کم بود اما باز هم نتایج خوبی در آزمون ها می گرفتم!! با شروع سال دوازدهم می دانستم روش های قبلی کارساز نیست و کم کم پیشرفت من شروع خواهد شد . به طور جدی شروع کردم و در گام اول ساعت مطالعه ام رو به حد نرمال رسوندم با این کار تعداد تستم به عدد معقولی رسید. در درس هایی که قوی نبودم روش های مطالعه ی دیگران را می پرسیدم و آن قدر آن ها را کم و زیاد می کردم تا به روش ایده ال برسم.


شما شخصا به كدام دروس در تابستان اهمیت بیشتری داديد ؟م در تابستان مطالعه و تمرکز شما بر روی دروس پایه و سال دوازدهم به چه میزان بود؟

_ در تابستان به دروس تکنیکال اهمیت بیشتری دادم اما حفظیات را هم به طور کامل حذف نکرده بودم. بیشتر تمرکزم روی پایه بود اما چون در مدرسه برخی دبیرها دوازدهم را شروع نکرده بودند آن ها را نیز می خواندم زیرا نمی خواستم مهر را با عقب افتادگی شروع کنم. همچنین تابستان زمان خوبی برای آزمون و خطا و اصلاح عادت های اشتباه است.


کارنامه و سایت

 

از سایت کانون در این مدت چه استفاده هايی کردید ؟

_ دریافت کارنامه و مصاحبه با رتبه های برتر مهمترین استفاده  ی من از سایت کانون بود.ازمون ها را پرینت می گرفتم و معمولا ساعت 8:30تا 9 آزمون را شروع می کردم و در پردازش اول بودم.


آزمون‌ها راچگونه تحلیل می‌کردید؟

_ ابتدا سوالات غلط ، نزده و شک دار را بررسی و نکات درسی آن ها را یادداشت می کردم ، سپس به سراغ استراتژی آزمون می رفتم و عملکردم را در بحث مدیریت زمان، مدیریت استرس و .. ارزیابی می کردم و نکاتی که به ذهنم می رسید را یادداشت می کردم تا مرور کنم و یادم نرود.


برنامه ریزی شخصی و روش مطالعه


ساعت مطالعه شما در طول دوره چقدر بود؟ س

 _ در تابستان با 4ساعت شروع کردم و بعد از عید حدود 11ساعت درس می خواندم .


چه برنامه ای برای مطالعه دروس عمومی و اختصاصی خود داشتید؟ 

_ به طبع دروس اختصاصی تایم بیشتری اختصاص می دادم اما به طور کلی آن قدر یک درس را تمرین و تکرار می کردم که مسلط شوم و فرقی نداشت در اختصاصی باشد یا عمومی.


در کدام درس ها روش مطالعه ی خود را تغییر دادید و پیشرفت داشتید؟

_ در همه ی دروس در سال های پایه و حتی قبل از عید دوازدهم به نسبت کمی کار کرده بودم ، اما بعد از عید ان قدر تست زدم که 99% تست ها برایم اشنا شده بود تغییر سبک مطالعه از خواندن درسنامه به تست زنی زیاد بهترین کاری بود که انجام دادم.


 مهارت های خود تنظیمی : فرا شناخت و هوش هیجانی 


 آيا هدف گذاري چند از 10را انجام مي داديد؟  توضیح دهید؟

_ علاقه من به دوباره خوانی بود و دی ماه با این روش جلو رفتم اما نتیجه ی خیلی بدی گرفتم بعد از آن هیچ وقت دوباره خوانی نکردم و دلیل اصلی پیشرفت بعد از عیدم بازیابی اصولی و عدم دوباره خوانی بود. به طور کلی اول آزمون می دادم و بعد درس می خواندم اما در چند مورد هم مجبور شدم اول مفاهیم اصلی را مرور کنم و بعد آزمون بدهم چون قسمت زیادی از مطالب رو فراموش کرده بودم .


 روش خلاصه نویسی شما چگونه بود؟ ؟ 

. بیشتر در حاشیه ی کتاب نکته نویسی داشتم اما بعد از عید مطالب فرار هر درس را در دفتری نوشتم و بارها مرور کردم و نگرانی از بابت فراموش کردن این قسمت ها نداشتم و دیگر نیازی به دوباره خوانی کل مطالب نداشتم.


چگونه بین مطالعه براي امتحانات نهایی ومطالعه براي کنکور و تعادل ایجاد کردید؟

_  قبل از امتحانات نهایی خیلی نگران بودم چون اصلا نمی دونستم از چی سوال میدن و چطور باید بنویسم و حتی شک داشتم نمره ی قبولی می اورم یا نه!ا ما با شروع امتحانات نهایی روش خودم را پیدا کردم .بعد از هر امتحان هفت امتحان نهایی را در حدود 4 ساعت جواب می دادم و به کلید سوالات و نحوه نوشتن توجه زیادی داشتم و چون از نظر علمی ضعفی نداشتم . بعد از این چهارساعت یک تا الی دو ساعت مباحثی مثل اثبات ها یا تعاریف را از کتاب می خواندم و بعد به طور کامل به تست زنی و آزمون های جامع و کنکوری خواندن می پرداختم .صبح هم نیم ساعت نکاتی را که از امتحانات نهایی سال های قبل نوشته بودم مرور می کردم که این مطالب بیشتر شامل نحوه ی نوشتن بود .در ایام امتحانات نهایی به هیچ وجه انرژی ام را با فکر کردن به نمره و معدل هدر ندادم .در اخر معدلم 20 شد هر چند که اطرافیانم با توجه به نوع درس خواندنم برا ی امتحانات نهایی، آن را باور نمی کردند.


بهترین تراز شما در کدام درس ها بود ؟ روش مطالعه شما در این درس ها چه بود ؟ 

_ مهمترین نتیجه در درس فیزیکم بود. ابتدا درسنامه کتاب کمک درسی را می خواندم سپس به سراغ حل تست می رفتم. تمام تست های کمک درسی را می زدم و البته در فواصل زمانی و اگر نکته جدیدی یاد می گرفتم در درسنامه اضافه می کردم و در هر فصل آنقدر تست می زدم که تست ها برایم تکراری می شدند. تیپ بندی تست ها و طبقه بندی راه حل ها در ذهنم دلیل اصلی پیشرفت در این درس بود.


براي اين كه از حاشيه های کنکور و کرونا به دورباشيد ، چه كارهايي انجام داديد؟

_ ارتباطم در این سال به یکی از دوستانم محدود شد. به طور کلی حواش و فضای مجازی به شدت ذهن من رو درگیر می کرد و تمرکز را از من می گرفت بین فضای مجازی و هدفم مورد دوم را نتخاب کردم و در روز فقط 15 دقیقه صرف کار با موبایل می کند که آن هم اکثرا برای دوستان و تکالیف بود.

 

 تعطیل شدن مدارس به خاطر کرونا چه تأثیری روی درس خواندن شما داشت؟

_ با شروع کرونا روند درسی من خیلی به هم ریخت. من آخر سال یازدهم بودم و هر موقع که حس و حال درس داشتم می خواندم. بخشی از بی نظمی هم به بلاتکلیفی در مورد مدرسه ، .. ربط داشت اما به هرحال بخش اخر سال یازدهم را هم با کیفیت خوبی خواندم. اما با شروع سال دوازدهم برنامه درسی من نظم عجیبی گرفت. قول هایی به خودم دادم که حتی یکبار هم زیرپا نگذاشتم. مثلا به خودم قول دادم تحت هیچ شرایطی سر کلاس آنلاین نخوابم! یا همیشه سر کلاس آنلاین پشت میزم بودم یا ساعت خوابم از 12 دیرتر نشود .


از اشتباهاتت چگونه ياد مي گرفتید؟

_ به تجربه یاد گرفتم کسانی که شرایط را مقصر می دانند هیچ پیشرفتی نمی کنند من هم در مواجه با اشتباهاتم سعی می کنم در مرحله اول اشتباهم را بپذیرم و اشکال کارم را پیدا کنم البته نمی دانم تا چه اندازه در این کار موفق هستم. بعد فکر می کنم.این تجربه ممکنه کی و کجا تکرار بشه و بهترین عملکرد در مواجهه درباره این شرایط چیست.

 

بدترین تراز شما در کدام آزمون یا آزمون ها بود؟ واکنش شما و خانواده تان چه بود ؟ 

به طور دقیق یادم نیست . اما بعد از آزمون نتیجه ی خوبی نمی گرفتم یکی دو ساعت احساس ناراحتی داشتم . در این مواقع یا با مادرم صحبت می کردم یا تنها بودم. بعد از یکی دو ساعت به دنبال مشکل و راه حل بودم که اکثرا با پدرو مادرم و حتی خواهرم مشورت می کردم و وقتی به نتیجه رسیدیم  بلافاصله درس خواندن را شروع می کردم.


نظرات منفی و کنایه های دیگران چقدر مانع کار شما می شد ؟ تشویق ها و تحسین های دیگران چقدر سبب مغرور شدن  شما می شد ؟ 

_ در سال کنکور ارتباطم بسیار محدود بود و خیلی درگیر تحسین با نظرات منفی نمی شدم. از طرفی به این باور داشتم ، هیچ تحسینی رتبه ی من رو بهتر نمی کند و هیچ نظر منفی ای من رو از هدفم دور نمی کند . یک نکته هم که الان به ذهنم میرسد ، اکثر افرادی که دیدم از نظرات منفی دیگران گله دارند و ذات انسان تحسین و تمجید رو دوست داره اما تمجید بی مورد اگر مخرب تر از انتقاد نا به جا باشد کمتر از آن نیست.


 روش های مدیریت زمان


برای مدیریت زمان سر جلسه کنکور چه کار کردید؟ 

_ از تمام روش ها استفاده میکردم و در تمام ازمون ها آن ها را تمرین میکردم در عمومی ها فقط به اندازه یک سوال دقت کم آوردم اما در اختصاصی ها وقت کم اوردم که با توجه به سطح سوالات امری طبیعی بود با این حال رسیدم تمام سوالات را یک دور بخوانم و در کل اوضاع بدی از نظر زمان نداشتم.


چگونه آرامش خود را درروز كنكورحفظ کردید؟ آیا در روز کنکور با سوالات سخت چالشی و طراحی جدید مواجه شدید؟ چگونه احساسات و زمان خود را مدیریت کردید؟ کدام درس اینگونه بود؟

_ قبل از وارد شدن به حوزه استرس داشتم اما زمانی که به حوزه وارد شدم آرامش عجیبی پیدا کردم، البته از قبل به این یقین ذاشتم که با شروع آزمون هیچ استرسی نخواهم داشت ولی این اتفاق بعد از ورود به حوزه یعنی یک ساعت زودتر افتاد.


روش شما به پاسخگویی به سوالات در روز کنکور چه بود؟ آیا ترتیب دفترچه سوال را رعايت كرديد یا تغيير داديد؟

_ در عمومی ها از قوی به ضعیف یعنی دینی عربی زبان ادبیات و در اختصاصی ها ریاضی فیزیک شیمی که در کنکور به خاطر سختی ریاضیات آن ها را رها کرده و بعد از از فیزیک و شیمی آن را جواب دادم.


آیا اتفاق غیرمنتظره‌ای در جلسه ی کنکور برایتان به وجود آمد؟ آیا درسی بود که در جلسه ی کنکور شما را غافلگیر کرده باشد؟ چگونه خودتان را در آن شرایط مدیریت کردید؟

_ تا پایان عمومی ها همه چیز خوب پیش می رفت تا به اختصاصی ها رسیدم با شروع ریاضی چیز زیادی از سوالات حسابان متوجه نشدم به سراغ آمار و احتمال و گسسته رفتم و دیدم سوالات را نمیتوانم حل کنم 20 دقیقه از زمان گذشته بود و من فقط 3 سوال جواب داده بودم می دانستم سوالات حسابان سخت است ولی فکر میکردم من بهم ریخته ام و نمیتوانم سوالات گسسته را حل کنم سر یکی از آزمون ها یک درس خیلی سخت بود نتیجه گرفته بودم اگر درسی به شدت سخت است باید آن را رها کنم اما فقط یک بار تجربه این را داشتم از طرفی هیچ گاه ریاضی را اخر جواب نداده بودم اگر ریاضی را رها میکردم تمام زمانبندی که قبل از امتحان تمرین کرده بودم بهم میریخت ، به خودم گفتم هر اتفاقی افتاد کار عجیب غریبی سر کنکور نمی کنم اما این یکی فرق داشت در نهایت با کلی کلنجار با خودم سر جلسه تصمیم گرفتنم به سراغ فیزیک بروم و  ریاضی را رها کنم . به جرات میگویم بهترین کار بود که میتوانستم انجام دهم به تجربیاتم رجوع کردم و بعد از چند ثانیه دوباره پر قدرت شروع کردم.