درس 9 و 10 جامعه شناسی: درسنامه با 5 مثال چالشی- محمدحسین شکری

فایل ضمیمه شامل درسنامه با 5 سوال از کتاب سه سطحی جامعه شناسی، درس 9 و 10 دوازدهم، مطابق با برنامه راهبردی آزمون 17 اردیبهشت می‌باشد.

درس 9 و 10 جامعه شناسی: درسنامه با 5 مثال چالشی- محمدحسین شکری

فایل ضمیمه شامل درسنامه با 5 سوال از کتاب سه سطحی جامعه شناسی، درس 9 و 10 دوازدهم، مطابق با برنامه راهبردی آزمون 17 اردیبهشت می باشد.

این مطلب توسط محمدحسین شکری، تهیه شده است.

* گروه پشتیبانان ویژه کانون *


* نکات:

شناخت متقابل افراد و جوامع از يک ديگر، هم به آنها کمک می کند که تفاوت های هم دیگر را درک کنند و به این تفاوت ها احترام بگذارند و هم اشتراکاتی را ایجاد می کند که به بهتر شدن روابطشان منجر می شود./ در اواخر قرن بیستم، هویت به جاي قشربندي و كشمكش طبقاتي، محور اصلی مباحثات فکری و سیاسی شد./ رشد و شکوفایی جهان اسلام از قرن سوم و چهارم هجری نیز به دلیل پیروی از این الگو و احترامی بود که اقوام مختلف در جهان اسلام برای یکدیگر قائل بودند./ با ظهور جهان متجدد، دولت هایی شکل گرفتند که دیگر خود را با هویت دینی مسیحی نمی شناختند بلکه هویت خود را با توجه به تاریخ، جغرافیا، قومیت یا نژادشان تعریف می کردند. تأکید بر این عوامل، به پیدایش نوع جدیدی از هویت منجر شد که ملی گرایی و وطن دوستی مشخصۀ اصلی آن بود. با شکل گیری دولت  ملتّ ها، ناسیونالیسم پیدا شد و هویت از منظر دولت ملتّ‌ها و توسط آنها تعریف شد امّا بيشتر کشورها داراي تنوع قومی، نژادی، زبانی و مذهبی و... بودند.


* نکات:

همانند سازی به معنای پذیرش ارزش ها و سبک زندگی یک گروه توسط سایر گروه های جامعه بود؛ به گونه اي که همۀ گروه ها همسان شوند. به عبارت دیگر، همانندسازی سیاستی بود که دولت ها برای از بین بردن تفاوت های هویتی گروه های مختلف و یکسان سازی آنها در پیش گرفتند./ شناخت متقابل افراد و جوامع از يکديگر، هم به آنها کمک می کند که تفاوت‌های هم دیگر را درک کنند و به این تفاوت ها احترام بگذارند و هم اشتراکاتی را ایجاد می کند که به بهتر شدن روابطشان منجر می شود./ در دورۀ پسامدرن، همۀ آنچه در دورۀ مدرن پدید آمده بود  از جمله سیاست همانندسازی هویت مورد نقد قرار گرفت و به جای آن، هویت های خرد، محلی و فردی مورد تأکید و توجه قرار گرفت. در اين دوره، تکثر، تنوع و حتی بی ثباتی و تغییرات مداوم هویت ها، مطلوب دانسته شد و هویت ملّی و وحدت و ثبات و استمرار همراه با آن، نامطلوب پنداشته شد.


* نکات:

علوم ابزاری که نیازهای روزمرۀ جامعۀ اسلامی را برطرف می کنند، مانند علم پزشکی، علوم فنی و مهندسی و علوم پایه که به نوعی مادر این علوم به شمار می آیند، از جملة علوم نافع اند.اما علوم نافع در جهان اسلام به این علوم محدود نمی شود. علومی که دربارۀ چگونگی استفاده از علوم ابزاری و اهداف، ارزش ها و آرمان های انسان صحبت می کنند نیز علم نافع هستند.علاوه بر این، علومی که دربارۀ حقیقت انسان و آغاز و انجام او سخن می گویند نیز علم نافع محسوب می شوند. این دسته از علوم یعنی علم به نفس، علم توحید و علم به مبدأ و معاد، ازنافع ترین علوم شمرده شده اند.علم به جامعه و تاریخ (علوم اجتماعی)نیز از دیگر علومی هستند که اگر به قصد درس آموختن از رفتار گذشتگان و شناخت قوانین اجتماعی برای استفاده از آن قوانین در حال و آینده آموخته شوند، علم نافع هستند./ قرآن بارها دربارة جامعۀ آرمانی سخن می گوید و آن را جامعه ای معرفی می کند که در آن به عدالت و قسط رفتار می شود. جامعۀ آرمانی قرآن، فرهنگ حق دارد و در آن به کسی ظلم نمی شود و در برابر ظلم دیگران مقاومت می شود. این جامعه، قصد ظلم به دیگر جوامع راندارد امّا ظلم دیگران را هم نمی پذیرد، به علاوه، تا آنجاکه بتواند به ستم دیدگان و مستضعفان جهان یاری می دهد./ قرآن کریم انسان ها را به مشاهدۀ آثار و رفتار جوامع مختلف و تعقل دربارۀ آنها تشویق کرده است. بنابراین، قرآن هم حس و تجربه را از ابزارهای علم اجتماعی می داند و هم از عقل و وحی به عنوان دو ابزار علمی دیگر یاد می کند و از همگان می خواهد که از این ابزارها برای علم آموزی و شناخت حقایق و وقایع اجتماعی و تاریخی استفاده کنند.در عین حال، کسانی را که شناخت علمی را به شناخت حسی و تجربی محدود می کنند، مورد نکوهش قرار می دهد.


* نکات:

- جامعه شناسان انتقادی همانند جامعه شناسان تفهمی-تفسیری بر توانایی وخلّاقیت افراد در ساختن جهان اجتماعی تأکید می کنند امّا کم توجهی رویکردتفهمی به ساختارهای اجتماعی و تأثیر این ساختارها بر زندگی افراد را درست نمی دانند. جامعه شناسان انتقادی معتقدند، گاهی جهان اجتماعی وساختارهای آن که به دست خود انسانها ایجاد شده اند، انسانها را زیر سلطۀ خود درمی آورند. بی توجهی به ساختارهای اجتماعی و نادیده گرفتن آنها، به معنای چشم پوشی از آثار و پیامدهای مخرب آنهاست؛ زیرا انتقاد از ساختارهای اجتماعی و در نتیجه، کنترل آثار مخرب آنها را ناممکن می سازد./ طرفداران عدالت اجتماعی معتقدند هیچکدام از دو رویکرد قبل، عادلانه نیستند.رویکرد لیبرال عادلانه نیست چون این واقعیت را نادیده میگیرد که افرادی که در طبقۀ اجتماعی پایین متولد می شوند، حتّی با داشتن شایستگی و تلاش برابر با افرادی که در طبقۀ اجتماعی بالا متولد می شوند، به سادگی امکان رقابت با آنها را ندارند. رویکرد کمونیست نیز عادلانه نیست، زیرا در آن افراد توانمند و کوشا، به اندازة استحقاقی که دارند، از مزایای اجتماعی برخوردار نمی گردند.


* نکات:

علوم اجتماعی جهان اسلام در مقایسه با علوم اجتماعی جهان متجدد دارای ویژگی های زیر خواهد بود:

این دانش متناسب با معنای علم در جهان اسلام است.علوم اجتماعی جهان اسلام از منابع و ابزارهای تجربی برای توصیف و تبیین مسائل اجتماعی استفاده خواهد کرد، ولی تبیین های علمی جهان اسلام به شناخت تجربی محدود نمی شود واز منابع عقلانی و وحیانی نیز استفاده می کند.عقلانیت مورد استفاده در جهان اسلام علاوه بر آنکه با داده های حسی و تجربی و هم چنین با هنجارها و ارزش ها و آرمان های فرهنگی، اجتماعی و تاریخی پیرامون خود تعامل فعّال داردآنها را مورد ارزیابی انتقادی قرار می دهد.عقلانیت در جهان اسلام با وجود تعامل با فرهنگ و سنت های تاریخی محیط خود، ارزش ها و اعتبار روشنگرانه خود را از متن فرهنگ و کنش های عاملان نمی گیرد بلکه عاملان با استفاده از این عقلانیت به گونه ای مستقل به ارزیابی فرهنگ و تاریخ مربوط به خود می پردازند.عقلانیت جهان اسلام در تولید دانش علمی دربارۀ محیط فرهنگی و اجتماعی نقش محوری دارد ولی همه عرصه های علمی را به تنهایی سامان نمی دهد. بخشی از آن را به کمک حس و تجربه زیسته و بخشی دیگر را با استفاده از وحی سامان می بخشد.علم اجتماعی جهان اسلام، علاوه بر تبیین وضعیت موجود جهان اسلام، دربارة وضعیت مطلوب و آرمانی جامعه اسلامی و همچنین جامعه جهانی نیز داوری خواهد کرد و راه های برون رفت از وضعیت موجود به سوی وضعیت مطلوب را شناسایی می کند.