گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت کوثر روشن

سال‌های حضور در کانون: دهم و دوازدهم و یک سال فارغ التحصیلی ،3 سال

گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت کوثر روشن

هیچ وقت ، هیچ آزمونی را بدون تحلیل رها نکردم


کوثر روشن در یک نگاه

شهر:زاهدان(سیستان و بلوچستان)

سال‌های حضور در کانون: دهم و دوازدهم و یک سال فارغ التحصیلی ،3 سال

رتبه‌ی کنکورسال 98: 8870 منطقه 2

رتبه‌ی کنکورسال 99: 753 منطقه 2

رشته قبولی : پزشکی دانشگاه علوم پزشکی رشت

تحصیلات و شغل پدر: دندانپزشک

تحصیلات و شغل مادر : لیسانس،خانه دار


نیم سال دوم تغییری در برنامه ایجاد کردی؟

نیم سال دوم نسبت به نیم سال اول مهم تر می باشد.اولین تصمیمی که گرفتم این بود که هم ساعت مطالعه را افزایش دهم و هم بر روی کیفیت مطالعه وقت بیشتری بگذارم .نیم سال دوم به کنکور نزدیک تر است و این باعث می شود که دانش آموزان استرس بلد نبودن درس های نیم سال اول را به همراه داشته باشند .دانش آموزان باید به برنامه نگاه کنند .در برنامه راهبردی درنیم سال دوم تکرارهای زیادی داریم و این تکرارها باعث می شود که شما بتوانید نقاط ضعف را برطرف کنید.این برطرف کردن ایرادات به شرطی که نیم سال دوم را جدی آغاز کنید امکان پذیر است .اگر در آزمونی ضعف شما باقی ماند مطمئن باشید در آزمون های بعد این مبحث اینقدر تکرار می شود که شما فرصت جبران آن را داشته باشید .من در صفحه شخصی خودم در کانون به این موضوع اشاره کرده ام که منابع من بسیار محدود بود. اعتقاد دارم که اگر یک تست را با کیفیت کار کنیم خیلی بهتر از آن است که تعدادی تست را فقط کار کنیم .در نیم سال دوم برای برخی از درس ها که منبع اول را تمام نکرده بودم منبع دوم نگرفتم ولی برای زیست منبع دوم تهیه کردم .من برای زیست سه بار منبع اول را کار کرده بودم برای همین منبع دوم تهیه کردم


به نظر شما چه میزان می شود در نیم سال دوم تغییر ایجاد کرد

من همیشه رتبه های برتر را در آزمون ها رصد می کردم مثلا افرادی بودند که همیشه بهتر از من بودند و در کنکور هم نتیجه بهتری از من گرفتند ولی برخی از دانش آموزان در نیم سال اول ترازی کمتر از من داشتند ولی مشاهده کردم که در نیم سال دوم تراز آن ها بهتر از من شد و رشته های خوبی هم قبول شدند. دانش آموزانی را دیدم که تراز 6500 داشتند ولی در پایان نیم سال دوم به 7100رسیدند و موفق شدند . این نشان می دهد که آن ها در نیم سال دوم تلاش زیادی کردند و توانستند تغییر ایجاد کنند .البته نیم سال دوم دانش آموزان می توانند همان طور که رشد کنند همان طور دچار افت شوند یکی از دلایل افت دانش آموزان می تواند این باشد که برنامه سنگینی را شروع می کنند ولی در ادامه مسیر دچار خستگی می شوند


چه عواملی باعث شد به این نتیجه برسی که یک سال دیگر هم تلاش کنی

سال اول هیچ تلاشی نکردم .حتی انتظار نداشتم که چنین رتبه ای را کسب کنم .بعد که نتایج  کنکور 98 مشخص شد با دیدن رتبه با خودم فکر کردم که من در آن سال خیلم کم کاری کرده ام .ساعت مطالعه پایینی داشتم و با برنامه کانون هم پیش نرفته بودم اگر تغییراتی در خودم به وجود بیاورم حتما می توانم نتیجه بهتری کسب کنم از طرفی این شرایط درست برای خواهران دوقلوی من پیش آمده بود و بعد از یک سال پشت کنکور ماندن نتیجه بهتری کسب کرده بودند.یکی از خواهرهای من در سال دوم دندانپزشکی زاهدان و خواهر دیگرم در سال دوم داروسازی زابل قبول شدند . مجموع این تفکرات باعث شد که دوباره تصمیم به شرکت در کنکور در سال 99 را بگیرم .فکر کنید اگر انتخاب رشته می کردم و به دنبال رشته ای می رفتم که که مورد علاقه ام نبود مدیون خودم میشدم .ارزش داشت برای رسیدن به رشته مورد علاقه ام یک سال دیگر تلاش کنم  .



در مسیر کنکور99 از تصمیم خودت برای شرکت مجدد در کنکور پشیمان نشدی

شک نداشتم که رتبه ام از سال اول بهتر خواهد شد .وقتی من در این سال تلاش می کنم چرا باید رتبه بدتری از سالی که تلاش نکرده ام بگیرم؟من در آزمون های اول سال 99 ترازهای خوبی کسب می کردم ولی وقتی در طول مسیر ترازهایم افت می کرد متوجه میشدم که این افت تراز به خاطر کم کاری خودم بوده است .کمی ترس و استرس طبیعی است و باعث می شود که به دنبال جبران کم کاری و افت خودتان بروید و حتی باعث می شود شما محبور باشید از تمام ظرفیت های خودتان استفاده کنید .خستگی با نا امیدی تفاوت دارد من هیچ وقت ناامید نشدم .برای رفع خستگی عصرهای جمعه را انتخاب کرده بودم جمعه های بین آزمون ها را تا ساعت 2 مطالعه می کردم و بعد به استراحت و تفریح می پرداختم و گاهی اوقات اگر احساس می کردم در هفته دوم خسته هستم بعد از آزمون استراحت کرده و تحلیل آزمون را به شنبه انتقال می دادم .گاهی اوقات در بین هفته هم خسته میشدم که به صفحه مقطع سایت کانون مراجعه می کردم و کامنت های دانشجویان پزشکی که در صفحه فعال بودند را می خواندم و انرژی می گرفتم 


درباره دانشگاه های سیستان و بلوچستان توضیح می دهی

اصلیت من برای شهر گنبد می باشد و به خاطر پدرم به شهر زاهدان نقل مکان کرده بودیم از طرفی به دلیل دانشجو بودن خواهرهایم در این استان ماندگار شدیم اگر قطعا می دانستم که قرار بر این است که در شهر زاهدان بمانیم حتما دانشگاه زاهدان را انتخاب می کردم .اکثر دوستان من در دانشگاه زاهدان درس می خوانند برخی اوقات بخاطر درس هایم فیلم های آموزشی اساتید دانشگاه زاهدان را می بینم متوجه شدم که هیچ تفاوتی با دانشگاه رشت ندارد .محیط دانشگاه بسیار بزرگ و زیبا می باشد و تازگی در حال ساختن ساختمانی مجزا برای دانشجویان رشته پزشکی هستند .من بزرگ شده زاهدان هستم و روی این شهر و استان عرق خاصی دارم . مردمی به شدت مهربان و خونگرمی هستند و هیچ وقت در همه این سال ها هیچ مشکلی برای من و خانواده ام در این شهرو استان پیش نیامده است .


تفاوت نمرات تو در سال 98 و 99 در آزمون ها به چه صورت بود

سال 98 با تراز 4800 شروع کردم و در پایان سال به میانگین 5800 رسیدم ولی در سال دوم در پایان سال  به میانگین 6890 رسیدم


فکر می کنی چرا سال اول نتیجه نگرفتی

سال اول با برنامه کانون پیش نمی رفتم .در مدرسه معلم های خوبی داشتم که هر کدام به صورت جدا از درس خودشان امتحان می گرفتند و من نمرات خوبی را کسب می کردم ولی برنامه درسی هر معلم با برنامه آزمون هماهنگ نبود همین باعث میشد که من توجهی به برنامه آزمون نداشته باشم .برای همین هر وقت در آزمون نمرات خوبی نمی آوردم این تصور را داشتم که من که برای کانون نخوانده ام و این نمرات نشان دهنده ضعف من نیست .حواسم به این موضوع هم نبود که در مدرسه فقط دوازدهم کار می شود و من برای کنکور باید پایه را هم کار می کردم .همیشه خواهرهایم به من تذکر می دادند که نسبت به تراز بی توجه نباشم ولی پیش خودم می گفتم وقتی در مدرسه نمرات خوبی کسب می کنم چه دلیلی دارد که در کنکور موفق نشوم .تمام این موارد باعث میشد که تصور بالاتری از خودم داشته باشم و مورد دیگری هم که قبلا اشاره کردم این بود که ساعت مطالعه ای متناسب با سال کنکور نداشتم .در سال اول حداکثر ساعت مطالعه من 4 ساعت در روز بود ولی در سال دوم میانگین مطالعه روزانه 11 ساعت تا پایان اسفند وتا نیمه دوم اردیبهشت به 12 ساعت رسید .بعد ازپیش آمدن تعویق برای جلوگیری از خستگی تا کنکور روزی 10 ساعت به طورمیانگین مطالعه داشتم


در زیست نمره 71 را در کنکور کسب کردی روش مطالعه تو در این درس چگونه بود

توصیه می کنم کتاب درسی زیست را دست کم نگیرید .من کتاب کمک آموزشی هم داشتم ولی هیچ وقت به سراغ درسنامه ی آن نرفتم .به نظرم درس نامه همان مطالب کتاب درسی را دارد وممکن است مطالبی اضافه داشته باشد که به درد کنکور نخواهد خورد .بیشتر وقت من در زیست خواندن تشریحی و تمرکز بر روی کتاب بود .حس می کردم هر بار که کتاب را می خوانم مطالب جدیدتری از آن را یاد می گیرم .وقتی تستی را نمی توانستم پاسخ دهم متوجه میشدم که آن بخش را درست مطالعه نکرده ام و دوباره به سراغ کتاب درسی می رفتم و بر روی آن تمرکز می کردم .در بخش تصاویر سوالات ریزتر می باشد که در این مواقع نکات را یادداشت می کردم .به نظرم اگر تستی استاندارد باشد حتما با مطالعه کتاب می توان به آن پاسخ داد


سال اول در ادبیات نمره 18 و در سال دوم نمره 60 را در کنکور به دست آوردی چه تغییری در روش مطالعه ایجاد کردی

سال اول به ادبیات کم توجهی کردم .همیشه فکر می کردم چون در سه درس عمومی دیگرقوی هستم می توانم کسری نمره در ادبیات را جبران کنم .پذیرفته بودم که ادبیات من خوب نیست و اینقدر این مورد را به خودم تلقین کرده بودم که اصلا به سراغ آن نرفتم .برای سال دوم برای ادبیات وقت بیشتری گذاشتم طوری که در آزمون اول به درصد 70 رسیدم و این باعث تعجب خودم هم شد .توصیه می کنم به دانش آموزان که از نقطعه ضعف خودتان نترسید و منتظر نباشید که حتما با کلاس و معلم ایراد را برطرف کنید اگر زمان به این نقاط ضعف اختصاص دهید قطعا نتیجه خواهید گرفت .برای لغت و املا هیچ کتاب کمک آموزشی نداشتم و از لغات انتهای کتاب درسی استفاده می کردم .متن ها و تاریخ ادبیات را هم فقط از روی کتاب مطالعه کردم اما به نظرم برای تسلط بر روی قرابت نیاز به کتاب کمک آموزشی هست .علاوه بر آن من هر شب تعدادی تست قرابت هم کار می کردم و این کار مستمر انجام میشد .کار دیگری که برای قرابت انجام دادم این بود که برای خودم کلید واژه درست می کردم مثلا دقت می کردم که مفهوم مورد نظر در هر بیت چیست و برای آن کلید واژه ای تعریف می کردم .


از چه مطالبی در سایت و مجله آزمون استفاده می کردی

همان طور که گفتم در سایت و صفحه مقطع برای خواندن کامنت ها و دیدن مشاوره دانشجویان حاضر میشدم .تا قبل از کرونا بخش مصاحبه با قهرمانان پیشرفت مطلب مورد علاقه من در مجله آزمون بود ولی بعد کرونا در سایت مصاحبه ها را پیگیری می کردم .امسال مطالب جالبی به سایت اضافه شده بود مثلا بخش کامنت های مثبت و موثر دانش آموزان یا بخش شوخی ها هم بخشی بود که آن ها را مطالعه می کردم .


چه شد که در آزمون های کانون ثبت نام کردی

خواهرهای دو قلوی من سال دوازدهم و یک سال پشت کنکور دانش آموز کانون بودند وقتی من سال دهم بودم پدر و مادر به دلیل تجربه ای که در مورد خواهرهای دو قلویم از شرکت در آزمون ها  داشتند، ثبت نام آزمون را برای من انجام دادند .سال دهم هیچ زمانی برای آزمون ها نگذاشتم و مطابق با برنامه جلو نمی رفتم صرفا در آزمون شرکت می کردم و هیچ توجهی به تحلیل و مقایسه نداشتم برای همین سال یازدهم در آزمون ها شرکت نکردم .در سال دوازدهم مدرسه ما حوزه امتحانی کانون بود و برای همین دوباره ثبت نام کردم و باز دوباره بی توجه به برنامه آزمون ها و تحلیل آن، صرفا فقط شرکت می کردم .بعد کنکور متوجه شدم که انگار با خودم لج کرده بودم و از آموزه های کانون در آن دوسال استفاده نمی کردم .در سال آخر ترازها برای من مهم شده بود .تعداد غلط ها و نزده ها را تحلیل می کردم بحث رقابت برایم اهمیت پیدا کرده بود .ضمنا از اول سال مطابق با برنامه راهبردی جلو رفتم. تکرارهای زیاد در برنامه برای من مهم ترین ویژگی بود که باعث پیشرفت من شد .من بابت این تکرارها بالاخره مجبور میشدم که ایراد خودم را برطرف کنم .از طرفی سوالات کانون سوالات هوشمندانه ای بود


در تحلیل آزمون به چه مواردی دقت می کردی

اکثر مواقع روز های آزمون تحلیل را انجام می دادم و مواقعی که خسته بودم این تحلیل را موکول به شنبه می کردم .ولی هیچ وقت ، هیچ آزمونی را بدون تحلیل رها نکردم .برای تحلیل به نتایج ازمون توجه می کردم .همیشه برای ادبیات و درک مطلب عربی زمان زیادی را صرف می کردم .من هم غلط ها و نزده ها را بررسی می کردم ولی به نظرم نزده ها مهم تر هستند وقتی به سوالی پاسخ نداده ام یعنی هیچ ایده ای نسبت به آن نداشته ام .چرا وقتی من همه مباحث را خوانده ام باید سوال نزده ای داشته باشم ؟پس این سوال برایم مهم میشد .


انتظار این رتبه را داشتی

تا قبل کنکور انتظار داشتم رتبه بهتری کسب کنم و فکر می کردم رتبه حدود 500 را کسب کنم .سر جلسه کنکور بعد از دیدن سوالات و پاسخگویی به آن ها فکر کردم که تنها من کنکور را خراب کرده ام و به این فکر نمی کردم که سوالات برای همه سخت بوده است .این تصور تا شب اعلام نتایج ادامه داشت و رتبه ای حدود 1000 برای خودم متصور شده بودم .ساعت سه و نیم صبح بعد از صدها بار رفرش سایت سنجش نتیجه خودم را دیدم باورم نمیشد که این رتبه را گرفته باشم از خوشحالی می لرزیدم و به اعداد کارنامه شک داشتم برای همین خواهرانم را بیدار کردم که آن ها هم رتبه من را ببینند تا مطمئن شوم که رتبه را درست دیده ام


برنامه ریزی را چگونه انجام می دادی

من طبق برنامه راهبردی برنامه ریزی را انجام می دادم و برنامه ای که تهیه می کردم مربوط به دو هفته بود .برنامه من به این صورت بود که هر روز 8 تایم داشتم .دو تایم مربوط به عمومی ها و 6 تایم مربوط به اختصاصی ها بود .معمولا یکی از این دوهفته به درس های دوازدهم و هفته دیگر مربوط به مطالعه پایه انتخابی من ،اختصاص داشت .مطالعه مباحث و درس ها تا سه شنبه هفته دوم ادامه داشت .روزهای چهارشنبه و پنج شنبه هم به مرور و جمع بندی و کار بر روی آزمون مشابه سال قبل کانون اختصاص می یافت 


مهم ترین ویژگی کتاب های سه سطحی از نظر شما چیست

من کتاب های سه سطحی ریاضی و فیزیک را داشتم .مهم ترین ویژگی این کتاب ها کم حجم بودن ،داشتن سطح بندی بود .مثلا من برای جمع بندی از سطح پایین شروع می کردم و تا سطح دشوار ادامه می دادم .در سایر کتاب ها این سطح بندی ها وجود ندارد .


توصیه ای برای دانش آموزان داری؟

در صفحه شخصی همیشه  به این موضوع اشاره می کنم که دانش آموزان خودشان را دست کم نگیرند .تعدادی از دانش آموزان در صفحه بیان می کنند که شاید بحث هوش باعث موفقیت می شود در جواب می گفتم که اگر منظور شما این است  هوش من باعث موفقیتم شده است پس چرا من در سال 98 نتیجه نگرفتم ؟هیچ وقت این تلقین را نداشته باشید که نمی توانید. من هم تلاش کردم که موفق شدم .با تلاش لایق بهترین ها خواهید شد .من این جمله را در دفترچه نوشته بودم و به آن ایمان داشتم اِنّ مَعَ العُسْرِ یسْراً ... همانا پس از سختی آسایشی است.