گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت محمدعلی جهان بین

سال‌های حضور در کانون: اول دبیرستان تا سال پیش دانشگاهی و از بهمن 99

گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت محمدعلی جهان بین

مهم ترین دلیل موفقیت من تلاش بیشتر نسبت به سال قبل بود


محمدعلی جهان بین در یک نگاه

شهر:قم

سال‌های حضور در کانون: اول دبیرستان تا پیش دانشگاهی و از بهمن 99

رتبه‌ی کنکورسال 98 تجربی نظام قدیم  : 3700

سال 98 : دانشجوی داروسازی آزاد تهران

رتبه‌ی کنکورسال 99 تجربی نظام جدید : 958

رشته قبولی : پزشکی دانشگاه قم

نام مدرسه : سمپاد شهید قدوسی

تحصیلات و شغل پدر: لیسانس ،دبیر

تحصیلات و شغل مادر : لیسانس،پرستار


فکر می کنی چرا در سال 98 نتیجه نگرفتی ؟

1-من در مطالعه درس ها در سال 98 به تست اهمیت کمی می دادم .روالم به این صورت بود که درس را می خواندم و چند تست آموزشی کار می کردم .در آن سال من اصلا تست زمان دار کار نکردم

2-ساعت مطالعه من کم بود .هیچ وقت مرور را در برنامه درسی خودم انجام نمی دادم و فکر می کردم همان یک بار خواندن کفایت می کند

3-کنکور را جدی نگرفته بودم و فکر می کردم با همین روالی که دارم می توانم موفق شوم شاید باید به اندازه خود کنکور به آن اهمیت می دادم .من کنکور را خیلی کوچک شمردم برای همین تلاشی در خور موفقیت در کنکور نداشتم

4- هدف واضح و شفافی برای قبولی در رشته خاصی نداشتم 


بعد اعلام نتایج در سال 98 به چه دلایلی تصمیم گرفتی که در دانشگاه ثبت نام کنی

به چند دلیل در سال 98 در دانشگاه ثبت نام کردم یک مورد این بود که خودم را دست کم گرفتم و گفتم اگر سال بعد قبول نشوم باید به خدمت سربازی بروم .مورد بعدی همان طور که اشاره کردم هدف مشخصی نداشتم و ترجیح می دادم در رشته ای نزدیک به محل سکونت تحصیل کنم شاید در همان سال من می توانستم در پردیس های دور پزشکی قبول شوم ولی داروسازی آزاد تهران را انتخاب کردم


برای ترم دوم مرخصی گرفتی که دوباره در کنکور شرکت کنی برای این تصمیم چه عواملی دخیل بود

تا قبل از ورود به دانشگاه ،تحصیل در رشته خاصی مد نظرم نبود ولی بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم تازه متوجه جو رشته پزشکی شدم از طرفی مادر من جز کادر درمان بود و من در نیم سال اول با فراغت بیشتری برای دیدن ایشان به بیمارستان مراجعه می کردم یکی از مسئولیت های مادرم هماهنگی بین استاد و دانشجویان پزشکی برای طی دوران انترنی بود و من این موارد را می دیدم و کم کم به رشته پزشکی علاقه مند شدم .این باعث شد که در اواخر بهمن تصمیم قطعی شرکت در کنکور با هدف قبولی در رشته پزشکی بگیرم .برای همین ترم دوم را مرخصی گرفتم  .


برای شروع با چه چالش هایی روبرو بودی

من تصمیم گرفتم که برای کنکور تغییر نظام دهم و با دانش آموزان تجربی نظام جدید رقابت کنم چالش اولم در انتخاب منابع بود .نمی دانستم که چقدر از منابع تغییر کرده اند و این من را سردرگم کرده بود .از طرفی ترسیده بودم ولی شاید این ترس باعث شده بود که قوی تر کار کنم همیشه حواسم بود که به این استرس و ترس به اندازه خودش اهمیت بدهم می دانستم اگر زیاد تر شوند باعث عدم تمرکز من خواهند شد .من برای شروع کار خیلی فکر کردم و تصمیم گرفتم که برای برطرف کردن ضعف هایم در برخی از درس ها به کلاس بروم .مهم ترین تصمیمی که گرفتم این بود که اشتباهات سال 98 را تکرار نکنم برای همین سعی کردم کار تستی را با حجم بالا به برنامه کاری خودم اضافه کنم .سعی می کردم درس معلم را خوب یاد بگیرم و بعد هم بدون فاصله برای تفهیم بیشتر کار تستی را انجام دهم .من بعد از ایام نوروز روزی حدود 300 تست کار می کردم سعی کردم حواشی در کار من تاثیر نگذارد سرم به کار خودم بود و درس می خواندم .من با توکل به خدا تلاش خودم را آغاز کردم و مهم ترین دلیل موفقیت من تلاش بیشتر نسبت به سال قبل بود


برخورد خانواده در تصمیماتی که گرفتی چگونه بود ؟

خانواده همیشه در همه تصمیمات پشتیبان من بودند وقتی تصمیم دوباره من را برای شرکت در دانشگاه دیدند از من حمایت کردند .در آن زمان متوجه شدم که خانواده تمایل بیشتری نسبت به تحصیل من در رشته پزشکی دارند ولی تا به حال این مورد را به من نگفته بودند .بعد قبولی در دانشگاه آزاد تهران هم پدر و هم مادرم انتقالی به تهران گرفتند که در کنار من باشند


از همان ابتدا پیشرفت درسی خودت را مشاهده کردی

من دو مورد را ذکر کنم .فکر می کنم اگر تعویق نداشتیم شاید نمی توانستم که چنین رتبه ای را کسب کنم این تعویق باعث شد که من زمان مطالعه بیشتری داشته باشم از طرفی من یک ماه و نیم قبل کنکور تازه نتیجه تلاش خودم را مشاهده کردم .یعنی دنبال این نباشیم که از لحظه اول نتیجه تلاش خودمان را مشاهده کنیم تلاش به همراه پیوستگی در چند ماه باعث موفقیت می شود.معنی درس خواندن و نتیجه درس خواندن را من تازه یک ماه و نیم قبل کنکور درک کردم و دیدم


نسبت به دانش آموزان زمان کمتری داشتی ساعت مطالعه تو در این ایام به چه صورت بود

من با میانگین 8 ساعت  روزانه مطالعه خودم را آغاز کردم ودر ماه های پایانی به حدود 13 ساعت در روز رسید .گاهی خسته میشدم ولی برای رفع خستگی پیاده روی می کردم .جالب است بدانید اولویت اصلی من در این چندماه فقط مطالعه درسی بود و شاید به سختی کسی می توانست من را از کتاب و درس جدا کند برای همین تحرکی هم نداشتم و در این ایام اضافه وزن عجیبی گرفتم .


دوستانی داشتی که در آزمون ها شرکت کنند؟

در سال اول دبیرستان کلاس ما 32 نفره بود و از این تعداد 18 نفر در آزمون های کانون شرکت می کردند .سال دوم دبیرستان تعداد هم کلاسی های من که در آزمون شرکت می کردند به 29 نفر رسید در چنین حالتی رقابت شکل می گیرد این رقابت هم در کلاس و هم در استان و کشور ادامه پیدا می کرد صبح های شنبه و در طول هفته بعد آزمون گفتگوی بچه ها در مورد سوالات و نحوه تحلیل آن بود .گاهی اوقات در مورد سوالی دچار مشکل میشدیم و از معلم می پرسیدیم و این موارد خیلی برای ما ایجاد انگیزه می کرد و باعث میشد که در فضای درسی باشیم .برنامه راهبردی کانون باعث میشد که پایبند به برنامه باشیم وسعی کنیم عقب ماندگی ها را جبران  کنیم. از طرفی به نظرم سطح سوالات کانون بسیار خوب بود


روش مطالعه شما در درس شیمی به چه صورت بود

کتاب درسی و جزوه معلم منبع اصلی من در مطالعه درس شیمی بود .سعی می کردم که قبل از شرکت در کلاس، پیش خوانی را انجام دهم این باعث میشد که در زمان تدریس معلم با تمرکز بیشتری درس را گوش داده و فقط نکته برداری کنم .بعد از تدریس معلم شروع به کار تستی می کردم .حین کار تستی وقتی به مشکلی بر می خوردم همان لحظه به کتاب و جزوه مراجعه می کردم . .من در هنگام کار بر روی کتاب در این مرحله دو نوع هایلایت برای خودم تعریف کرده بودم هایلایت زرد برای مشخص کردن نکته ها و هایلایت قرمز برای مشخص کردن سوالات چالشی و سخت .من در بین صفحات کتاب شیمی کاغذ اضافه کرده بودم و اهدافی که برای طراح  برای طرح آن سوال در نظر گرفته بود را یادداشت می کردم .این هایلایت کردن و نوشتن نکات در دوران جمع بندی خیلی در این درس به من کمک کرد .توصیه می کنم در زمان های محدود و حجم بالا  دانش آموزان به نکاتی که هایلایت کردند توجه ویژه ای داشته باشند .


در درس عربی از نمره منفی به 60% در کنکور رسیدی روش مطالعه تو در این درس چگونه بود

من برای هر شب یک باکس درسی تعریف کرده بودم که در آن باکس شبانه من به ادبیات و عربی و زبان توجه می کردم .من هر شب برای عربی 5 تست ترجمه و یک درک مطلب را در این برنامه ثابت شبانه در نظر گرفته بودم  .با توجه به زمان محدودی که داشتم با این روش توانستم درک مطلب ها را 2 بار و ترجمه ها را 3 بار تا کنکور مرورکنم .برای قواعد طبق برنامه راهبردی جلو رفتم .سعی کردم از برنامه راهبردی  در بخش قواعد ، از آزمون اول شروع به کار کنم با این روش دو ماه مانده به کنکور قواعد عربی را به صورت کامل یاد گرفتم .به نظرم در عربی اگر متوجه تیپ های سوالات بشویم در هنگام آزمون یا کنکور دچار مشکل نخواهیم شد  .زمانی که شروع به خواندن عربی کردم درصدهایم منفی بود ولی با این روش در کنکور نمره 60 را کسب کردم


تحلیل آزمون را در چه زمانی انجام می دادی

در آزمون ها درصدها بیشتر برای من مهم بود .مهم این بود که بدانم نسبت به خودم و قبل چه تغییری کرده ام .تحلیل آزمون را بعد از آزمون آغاز می کردم و این تحلیل را دقیقا با دفترچه سوالات آزمون انجام می دادم و درست شبیه کتاب نکات و سوالات  را هایلایت ها می کردم. این هایلایت ها شامل نکات مهم ، اشتباهات و...بود و به این صورت دفترچه آزمون  می توانست برای من  تبدیل به جزوه ای مثل خلاصه ی درس باشد . البته غیر از این دفترچه آزمون های کانون یکی از منابع مطالعاتی من در سال 99 به حساب می آمد .


برنامه ریزی درسی را چگونه انجام می دادی؟

من روزانه برنامه ریزی را انجام می دادم با این  شرط و تعهد  که مجبور باشم برنامه هر روز را به اتمام برسانم .من قبل از شروع هر درس پیش نیازهای قبلی آن درس ها را مطالعه می کردم مثلا قبل مطالعه مبحث تابع نمایی، حتما لگاریتم را مطالعه می کردم .با این روش من هر هفته در هنگام مطالعه هم مباحث قبلی را دوره می کردم و هم مباحث جدید را می خواندم .روال این بود که بعد بخش مطالعه تست های مربوط به آن بخش را کار می کردم این رویه تا پنج شنبه قبل آزمون ادامه داشت


انتظار داشتی که این رتبه را کسب کنی؟

با تلاشی که داشتم فکر می کردم که رتبه بهتری را کسب کنم .در روز کنکور در بخش عمومی ها ساده انگارانه پیش رفتم و بعد از اتمام زمان تازه متوجه شدم که عمومی ها را خراب کرده ام .فکر کنم نفر اولی که متوجه اعلام نتایج  در کشورشد من بودم ساعت دو و نیم صبح به سایت سنجش مراجعه کردم و متوجه شدم که نتایج نفرات برتر اعلام شده است با رفرش بعدی متوجه شدم که نتایج اولیه آمده است .مادر و پدر و برادرم خواب بودند و ترجیح می دادم که اگر رتبه خوبی نگرفته باشم آن ها را بیدار نکنم .با ترس و لرز اطلاعات را وارد کردم و رتبه خودم را دیدم به قدری ذوق کردن که وقتی خواستم پدر و مادرم را بیدار کنم، حواسم به برادرم که چهارم دبستان بود و در کنار من خوابیده بود، نبود حساب کنید با این وزن ناخودآگاه پایم به روی شکم برادرم گذاشتم و با صدای جیغ برادرم همه بیدار شده و متوجه رتبه من شدند.حال خیلی خوبی در آن زمان داشتم


بر اساس کدام نیاز از کتاب سه سطحی استفاده کردی

دو منبع مهم تست برای من دفترچه های آزمون های کانون و کتاب های سه سطحی بود .ویژگی مهم کتاب های سه سطحی داشتن حجم کم ، دارابودن سوالات کانون، و سطح بندی آن بود که بر اساس آن می توانستم بهتر خودم را بشناسم


توصیه ای برای دانش آموزان  داری؟

اگر تلاشی که در سال 99 داشتم را در سال 98 انجام می دادم در همان سال نتیجه می گرفتم  .اگر دانش آموزان هدف را تعیین کنند و تلاش خودشان را بر اساس هدف مشخص کنند نتیجه بهتری خواهند گرفت .تنها داشتن هدف مهم نیست بلکه باید تلاش هم داشت و خستگی این مسیر را پذیرفت . و توصیه آخر که خیلی مهم است این است که درس هر روز را همان روز بخوانند



دانش آموزان می توانند سوالات را در همین صفحه یا صفحه آقای جهان بین در سایت کانون مطرح کنند