گفت و گوی حمید آقالویی با احمدرضا پوزش رتبه 7 تجربی

استراتژی تو برای آزمون‌های جمع بندی چه بود؟ آیا تغییری در برنامه نیم سال دوم نسبت به قبل داشتی ؟

گفت و گوی حمید آقالویی با احمدرضا پوزش رتبه 7 تجربی


گفت‌وگو با احمدرضا پوزش، رتبه‌ی7 تجربی سال 99 از یاسوج

در هیچ آزمونی غیبت نکردم


احمدرضا پوزش در یک نگاه

شهر:یاسوج (استان کهکیلویه و بویراحمد)

مدرسه: دهخدا

سال‌های حضور در کانون: نهم تا دوازدهم به‌مدت 4 سال

رتبه‌ی کنکور: رتبه‌ی 7 تجربی منطقه‌ی 3

رشته‌ی قبولی: پزشکی دانشگاه تهران

تحصیلات و شغل پدر: کارشناسی، کارمند بازنشسته‌ی منابع طبیعی

تحصیلات و شغل مادر: دیپلم، خانه‌دار


استراتژی تو برای آزمون های جمع بندی چه بود؟ آیا تغییری در برنامه نیم سال دوم نسبت به قبل داشتی ؟

من هر دو آزمون را جدی گرفتم .تا آن زمان من از منابع به خوبی استفاده کرده بودم برای همین سعی کردم به دلیل محدودیت زمان فقط به سراغ تست های نشانداری که کرده بودم بروم و در کنار آن یک برنامه ثابت هم  برای حفظیات داشتم .برای زیست هر روز سه گفتارکار می کردم که در فاصله این دو آزمون بتوانم زیست را تمام کنم .این برنامه شامل مطالعه کتاب و حاشیه نویسی هایی که کرده بودم بود.تغییر اصلی که من در شروع نیم سال دوم نسبت به قبل داشتم این بود که مهندسی منابع را انجام دادم .دلیل آن هم این بود که احساس کردم به کنکور نزدیک تر شده ام .سعی کردم به سراغ منابعی بروم که تست های سخت ترو چالشی تر دارند


مهم‌ترین عاملی که باعث موفقیت تو شد چه بود؟

1-مهم‌ترین عامل ثباتم در طی این سال‌ها بود. در این سال‌ها همیشه ساعت مطالعه‌ی منظمی داشتم. در سال دهم و یازدهم خودم را موظف کرده بودم که روزانه حتماً 5 ساعت درس بخوانم. هر روز درگیر مطالعه بودم. در سال دوازدهم هم روزانه 10 ساعت مطالعه می‌کردم و این پیوستگی و ثبات را حفظ کردم.

2- سعی کردم بر اساس نیاز خودم منابع مناسب را انتخاب کنم. منابع مختلف باعث شد با دید طراح‌های مختلف آشنا شوم. من مخالف این هستم که حتماًدر درسی چند منبع استفاده شود. فقط زمانی توصیه می‌کنم که به سراغ منبع دیگری بروید که در منابع اولیه به تسلط باشید. از منبعی که داشتم استفاده می‌کردم و آن رانشان‌دار می‌کردم. بعد از مدتی وقتی در تست‌های نشان‌دار هم به تسلط می‌رسیدم، به سراغ منبع بعدی می‌رفتم.

3-در کنار دو عامل قبلی، در هیچ آزمونی غیبت نکردم و سعی می‌کردم آزمون‌ها را جدی بگیرم.


اگر به عقب برگردی، کدام کارها را تکرار نمی‌کنی؟

1-اوایل دوران کرونا به‌شدت به خودم سخت گرفتم و بعد از مدتی متوجه شدم که خسته شده‌ام و این خستگی باعث شد ساعت مطالعه‌ام کم شود. اگر همان ثبات و پیوستگی قبلی‌ام را حفظ می‌کردم،نتیجه‌ی بهتری می‌گرفتم.این روال در ماه‌های آخر مانده به کنکور باعث شد به‌سختی درس بخوانم.

2-عامل دیگری که به من لطمه زد، یک ماه تعویق کنکور بود. من آماده بودم؛ ولی این یک ماه تعویق خسته‌ام کرد‌ و باعث شد رتبه‌ی بهتری کسب نکنم.

تأثیر خانواده بر روند تحصیلی‌ات چگونه بود؟

من فرزند آخر خانواده هستم. یک برادرم استاد دانشگاه، یکی از برادرهایم دانشجوی دکتری حسابداری اصفهان و یکی از خواهرهایم دانشجوی داروسازی شیراز است. در محیط خانواده به درس و علم اهمیت می‌دهند. از لحاظ علمی خودکار بودم؛ ولی خانواده در این دوران همیشه در کنارم بودند. امکانات مناسب تحصیل را برایم فراهم کرده بودند. اگر در آزمونی نتیجه‌ی خوبی نمی‌گرفتم، سعی می‌کردند به من روحیه بدهند و فشاری را از لحاظ روحی به‌خاطر این نتایج به من وارد نکنند.


چه اتفاقی افتاد که سال یازدهم به ریاضی تغییر رشته دادی و دوباره درسال دوازدهم به رشته‌ی تجربی آمدی؟

سال دهم رشته‌ی تجربی را انتخاب کردم. این انتخاب بیشتر به‌خاطر این بود که در کلاس ما همه‌ی بچه‌ها رشته‌ی تجربی را انتخاب کردند و این باعث شد به‌خاطر جدانشدن از دوستانم رشته‌ی تجربی را انتخاب کنم.البته آن سال کمتر درس می‌خواندم و به رشته‌ی خاصی علاقه نداشتم. در سال دهم متوجه شدم به درس ریاضی و فیزیک علاقه‌مندم. برای همین، در سال یازدهم رشته‌ی ریاضی را انتخاب کردم. در سال یازدهم اتفاقاتی برایم افتاد که تصمیم گرفتم در سال دوازدهم دوباره به تجربی تغییر رشته بدهم.


سال یازدهم زیست نخواندی. با چه برنامه‌ای این ضعف را جبران کردی؟

خرداد 98 تصمیم گرفتم در رشته‌ی تجربی ادامه‌تحصیل بدهم. از خرداد تا تیر تمام تمرکزم را بر روی زیست 2 قرار دادم. کتاب زیست 2 و کتاب کمک‌آموزشی تهیه کردم. ابتدا کتاب را روزنامه‌وار مطالعه می‌کردم و برای بار دوم این درس رابه‌صورت عمیق‌تر و با حاشیه‌نویسی می‌خواندم. بعد ازبیست‌وچهارساعت به سراغ کار تستی می‌رفتم. برنامه‌ام برای مرور به این صورت بود که ابتدا تست کار می‌کردم و سپس دوباره به سراغ کتاب و حاشیه‌نویسی‌های آن می‌رفتم. با این برنامه توانستم در 19تیر، زیست 2 راتمام کنم. در این زمان نزدیک به 50درصدبر این درس تسلط کامل پیدا کرده بودم. در زیست سال دهم تسلط نسبی داشتم. خیالم راحت بود که برای تسلط کامل بر زیست 1 و 2 می‌توانم طبق برنامه‌ی آزمون در تابستان پیشروی کنم. این اتفاق افتاد و در پایان تابستان، در این دو کتاب به تسلط کامل رسیدم.


زمانی که خسته می‌شدی، چه کار می‌کردی؟ تفریح خاصی داشتی؟

حیاط منزل ما نسبتاً بزرگ است. در زمان خستگی در حیاط معمولاً کمتر از یک ساعت فوتبال بازی می‌کردم.جمعه‌هابعد از آزمون به‌همراه دوستانم به گشت‌وگذار در شهر می‌رفتم.


از فضای مجازی استفاده می‌کردی؟

موبایل نداشتم و به‌تازگی تهیه کرده‌ام. تنها استفاده‌ی من از فضای مجازی مراجعه‌ام به سایت کانون بود که از موبایل پدر یا مادرم استفاده می‌کردم.


براساس چه نیازی در آزمون‌ها شرکت کردی؟

از زمانی که در سال نهم در آزمون‌ها ثبت‌نام کردم، سعی کردم غیبت نکنم. در سال دهم هم تنها یک غیبت داشتم. سال نهم در مدرسه‌ی تیزهوشان درس می‌خواندم و به ما اعلام کردند که باید برای سال دهم در امتحان ورودی این مدرسه شرکت کنیم. برای آمادگی بیشتر برای این آزمون ورودی، من و اکثر دوستانم در کانون ثبت‌نام کردیم.شروع کار من در آزمون از همین زمان بود. از سال دهم، آزمون‌ها را به دید آمادگی در کنکور نگاه می‌کردم. به‌نظرم استفاده از برنامه‌ی راهبردی، مهم‌ترین تأثیر را در آزمون داشت. اگر کسی بخواهد در چهارچوب درس بخواند، یعنی بداند که باید چه مقدار درس بخواند، چه مقدار پیشروی کند، چه زمانی مرور کند، بهترین برنامه، برنامه‌ی راهبردی کانون است.


سؤالات شیمی کنکور امسال سخت بود و نمره‌ات 78 شد. روش مطالعه‌ات در این درس چگونه بود؟

ابتدا کتاب درسی را می‌خواندم. البته در کنار کتاب درسی،از درس‌نامه هم استفاده می‌کردم. بخش‌هایی از کتاب برایم گنگ بود یا متوجه مفهوم درسی نمی‌شدم.به همین دلیل، کتاب درسی و درس‌نامه را با هم می‌خواندم. بعد از 24 ساعت تست‌زدن را شروع می‌کردم. بعد از تست‌زدن، دوباره به کتاب درسی مراجعه می‌کردم. در این درس حاشیه‌نویسی را هم در کتاب درسی انجام می‌دادم. محاسبات استیوکیومتری برای اکثر دانش‌آموزان مشکل‌سازاست. برای حل این مشکل، روزانه 10 تست و مسئله از این بخش کار می‌کردم. این بخش ثابت کارم، تا کنکور ادامه داشت. در این درس برای بخش حفظی، قبل از کنکور یک بخش ثابت تعریف کردم و روزانه آن را مطالعه می‌کردم.


برای مطالعه‌ی ادبیات چه روشی را در پیش گرفتی؟

در این درس، هم موضوعی و هم درس‌به‌درس کار می‌کردم. برای بخش موضوعی، هر روز تست قرابت‌معنایی و آرایه کار می‌کردم. برای دستور هم هر سه روز تعدادی تست معین کرده بودم تا به تسلط برسم. اگر فردی از دوره‌ی متوسطه‌ی اول برای دستورزبان کار کند،در سال کنکور به تست‌های کمتری نیاز خواهد داشت. برای روش درس‌به‌درس طبق برنامه‌ی راهبردی جلو می‌رفتم. مثلاً در برنامه چهار درس تعیین شده بود و سعی می‌کردم هم لغات و هم املا را کار کنم. برای املا کلمات را می‌خواندم و آن‌ها را رنگی می‌کردم و درنهایت برای این بخش تست کار می‌کردم.


هنگام تحلیل آزمون به چه چیزهایی دقت می‌کردی؟

طبق برنامه، روزهای آزمون را برای استراحت و تفریح گذاشته بودم. این استراحت از لحاظ روحی خیلی به من کمک می‌کرد. تحلیل آزمون را در هفته‌ی اول انجام می‌دادم و هر درسی را جداگانه تحلیل می‌کردم. مثلاً شنبه مدت‌زمانی را برای تحلیل ریاضی در نظر می‌‌گرفتم. اگر در آن زمان نمی‌توانستم تحلیل را کامل کنم، دوباره مدت‌زمان جداگانه‌ای در روزهای بعد برای آن در نظرمی‌گرفتم. تمرکز اصلی‌ام در تحلیل آزمون، روی درس زیست بود. روال هم به این صورت بود که بر اساس تعداد سؤالات کل زیست آن آزمون برنامه‌ریزی می‌کردم. زمان‌بندی به این صورت بود که تحلیل 20 سؤال برای امروز، 20 سؤال برای فردا و 10 سؤال هم برای روزهای بعد بود. این کار باعث می‌شد بتوانم به همه‌ی نکات توجه کنم و آن‌ها را بنویسم. برای تحلیل سؤالات محاسباتی ریاضی و فیزیک و شیمی سعی می‌کردم روند رسیدن به جواب را تحلیل کنم. دفترچه‌ای به اسم دفترچه‌ی بی‌دقتی داشتم. اگر سؤالی را به‌دلیل بی‌دقتی اشتباه پاسخ می‌دادم، در این دفتر یادداشت می‌کردم و روزهای قبل از هر آزمون، آن را مرور می‌کردم. برای کنکور هم این دفترچه را هر سه روز یک بار مرور می‌کردم. روند اشتباهاتم به این صورت بود که در تابستان دلیل علمی داشت؛ ولی با شروع سال دوازدهم بیشتر اشتباهاتم به‌شکل بی‌دقتی بود.


ویژگی کدام کتاب کانون نیازهای درسی‌ات را رفع می‌کرد؟

از کتاب‌های آبی کانون استفاده می‌کردم. این منبع به‌دلیل داشتن سؤالات کنکورهای گذشته و سؤالات آزمون‌های کانون، برای رسیدن به تسلط به من کمک کرد.


چگونه برنامه‌ریزی درسی را برای آزمون بعد انجام می‌دادی؟

هفتگی برنامه‌ریزی می‌کردم.در همان روز جمعه بر اساس برنامه‌ی راهبردی، حجم درس و تعداد تست را از روی پیمانه‌هامشخص می‌کردم. در کنار این، تعداد تست‌هایی را که می‌بایست از هر منبع کار می‌کردم،می‌نوشتم. در تنظیم برنامه، به سختی و آسانی مباحث هم دقت می‌کردم تا بتوانم بازه‌های زمانی دقیق‌تری برای مطالعه‌ی هر درس تعیین کنم. جدول زمان‌بندی داشتم. در این جدول مشخص می‌کردم که هر روز چه کار کنم. مثلاً شنبه 7 تا 8 صبح برای فیزیک درس بخوانم یا تست کار کنم. 8 تا 9 برای شیمی تست کار کنم و به همین صورت جدول زمان‌بندی هفتگی را تکمیل می‌کردم. مهم‌ترین چیزی که باید در برنامه‌ریزی به آن توجه کرد، شناخت هر فرد از خودش است. صبح‌ها اصلاً در مطالعه‌ی زیست بازدهی نداشتم. برای همین ساعت مطالعه‌ی زیست را ظهر به بعد گذاشته بودم. به فیزیک و ریاضی علاقه داشتم و مشکلی بابت زمان تعیین‌شده برای این دو درس نداشتم. شیمی را ابتدای صبح می‌خواندم. فرد باید کشف کند که بهترین کار برای تفهیم هر درس چه زمان یا چه کاری است. هفته‌ی اول تلاش می‌کردم که درس‌نامه و تست‌های فرد را برای همه‌ی کتاب‌ها و منابع تمام کنم و درهفته‌ی دوم تست‌های زوج به‌همراه آزمون‌های آزمایشی را کار می‌کردم.


کدام مطالب سایت کانون و مجله‌ی آزمون برایت جالب‌تر بود؟

قبل از کرونا فقط برای دریافت کارنامه به سایت کانون مراجعه می‌کردم؛ ولی بعد از این بیماری، به سراغ مصاحبه‌های ترازبالاهای آزمون که مثل من کنکور داشتند می‌رفتم. این مصاحبه‌ها را با دقت مطالعه می‌کردم. متوجه شدم که همه‌ی بچه‌ها مشکلاتی شبیه به مشکلات من دارند و این باعث شد که برای ادامه‌ی راه انگیزه بگیرم.در مجله‌ی آزمون هم مصاحبه با دانش‌آموزان برتر را می‌خواندم.


هنگام آزمون‌دادن از روش‌های مدیریت زمان هم استفاده می‌کردی؟

از روش ضربدر و منها استفاده می‌کردم؛ ولی الان متوجه شده‌ام که در این روش به تسلط خوبی نرسیده بودم و اگر این تسلط را در کنکور داشتم،رتبه‌ی بهتری کسب می‌کردم. اینکه به این روش کمتر توجه کردم،به این دلیل بود که آزمون‌هایی را که کار می‌کردم، شبیه کنکور 98 بود و این کنکور همان طور که می‌دانیم، ساده‌تر از کنکورهای دیگر بود و من همیشه در این آزمون‌ها وقت اضافه هم می‌آوردم. زمان اضافه باعث شد غرور کاذب پیدا کنم و نتیجه‌ی آن را در کنکور 99 دیدم.


انتظار این رتبه را داشتی؟

قبل از کنکور در اکثر آزمون‌ها رتبه‌ی یک‌رقمی کشوری کسب می‌کردم و انتظار داشتم رتبه‌ی یک‌رقمی کشوری شوم؛ ولی در روز کنکور بعد از دیدن سؤالات متوجه شدم که این اتفاق نخواهد افتاد.


پیشنهادی برای دانش‌آموزان داری؟

پیشنهاد می‌کنم برای یادگیری به دنبال منابع عجیب‌وغریب نروند. با یک منبع هم می‌توانند به موفقیت برسند.باید هر منبع را چندبار مرور کنند، تست‌ها را نشان‌دار کنندو دوباره تست‌های نشان‌دار آن منبع را کار کنند. اگر زمان داشتند به سراغ منبع دیگر بروند. پیشنهاد بعدی‌ام داشتن ثبات است. باید بر اساس توانایی خودشان پیشرفت کنند. برخی از بچه‌ها یک روز 14 ساعت درس می‌خوانند و روز دوم از شدت خستگی دیگر نمی‌توانند درس بخوانند. سعی کنند برای هر روز بر اساس توانایی خودشان برنامه‌ی متعادلی داشته باشند.