گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت پریا بهرامی

سال‌های حضور در کانون: از پنجم تا دوازدهم و یک سال هم پشت کنکور ،به مدت 9 سال

گفت وگوی حمید آقالویی با قهرمان پیشرفت پریا بهرامی

تا روز آخر ناامید نشدم و به تلاشم ادامه دادم


پریا بهرامی در یک نگاه

شهر:صحنه (کرمانشاه)

سال‌های حضور در کانون: از پنجم تا دوازدهم و یک سال هم پشت کنکور ،به مدت 9 سال

رتبه‌ی کنکورسال 98 : 15000

رتبه‌ی کنکورسال 99 : 1387

رشته قبولی : پزشکی دانشگاه ایلام

تحصیلات و شغل پدر: بدون تحصیلات ، کارگر  

تحصیلات و شغل مادر : بدون تحصیلات، خانه دار


چه شد که تصمیم گرفتی برای سال دوم کنکور شرکت کنی؟

چندماه قبل کنکور متوجه شدم که هیچ درسی را بلد نیستم .متوجه شدم از کنکوری بودن فقط اسم آن را یدک می کشم .برای همین همان مقدار کم مطالعه را هم رها کردم .هیچ انگیزه ای نداشتم و به زور روزی دو ساعت مطالعه کردم .در آن زمان  تصمیم گرفتم برای سال بعد بمانم .بعد مشخص شدن رتبه معلمم توصیه کرد که در انتخاب رشته، فرهنگیان را انتخاب کنم .شهر صحنه 2 نفر سهمیه داشت و دو برابر ظرفیت را دعوت به مصاحبه کرده بودند دیگر برایم قطعیت پیدا کرده بود که معلم شوم .پیش خودم فکر می کردم که هر چقدر هم برای سال بعد تلاش کنم نمی توانم رتبه خوبی بیاورم .در مصاحبه اگر نفر جلویی من قبول نمیشد من پذیرفته میشدم .ولی با قبولی نفر جلویی من ، شانس فرهنگیان را از دست دادم .در آن لحظه نمی دانستم که این شانس مجددی که برای من ایجاد شده خوب یا بد است شاید هم خدا فرصت مجددی برای من در نظر گرفته است برای همین  تصمیم گرفتم برای سال بعد بخوانم  .


چه تغییراتی نسبت به سال اول در برنامه کاری خودت انجام دادی ؟

1- برای سال اول می دانستم که کنکور دارم ولی فقط می دانستم ! بدون برنامه جلو می رفتم مثلا صبح یک کتاب به دلخواه انتخاب می کردم و شروع به مطالعه می کردم یادم هست برخی از روزها از صبح تا شب فقط زیست می خواندم ولی برای سال دوم از روز اول با برنامه جلو رفتم

2-سال اول زمان زیادی را با دوستانم می گذراندم تا حدی که شاید روزی 5 بار به هر کدام از دوستان زنگ می زدم .برای سال دوم سخت ترین کار را انجام دادم  3 ماه سیم تلفن خانه را کشیدم و با هیچ کس صحبت نکردم

3-سال اول هیچ آزمونی را تحلیل نمی کردم ولی برای سال دوم به صورت اصولی تحلیل را انجام می دادم .برایم ساعت مطالعه مهم نبود و کارهایم را تا زمانی که طول می کشید انجام می دادم و به کیفیت توجه ویژه ای کردم

4- از سال یازدهم عادت کرده بودم که خیلی بخوابم و بیشتر اوقات با تاخیر در مدرسه حاضر میشدم .همیشه هم مادرم برای بیدار شدن من تلاش می کرد .موضوعی که در سال دوم تغییرش دادم ساعت و میزان خوابم بود در این سال به صورت اتوماتیک همیشه ساعت 12 می خوابیدم و  7.30 بیدار شده و شروع به کار می کردم  


عکس العمل خانواده با تصمیم ماندن شما برای یک سال دیگرچه بود ؟

سال اول حمایت همه جانبه خانواده را در فراهم کردن شرایط درسی را داشتم وقتی خانواده از تصمیم من برای دوباره درس خواندن مطلع شد استقبالی از این موضوع نشد .پیش خودم فکر می کردم که شاید خانواده فکر می کنند که تلاش من بی ثمر خواهد بود و این طرز فکر انگیزه من را برای تلاش دو چندان می کرد . تراز من در سال 98 نوسان زیادی داشت در این سال از تراز 4300 تا 5900 هم در کارنامه داشتم .در اولین آزمون سال 99 تراز من 6200 شد ..مادرم بعد از کنکور سال 99 این موضوع را به روی من آورد که فکر کرده بود که شاید من تقلب کرده باشم ولی یک سال این حرف را به من نگفته بود .مادرم من سواد نداشت و رنج ترازها را نمی دانست ولی همیشه بعد از آمدن نتایج آزمون از من می پرسید که بهتر شده ام یا نه .وقتی پیگیری مادرم را می دیدم ثابت قدم تر در این مسیر جلو می رفتم .شاید اینجا فرصتی باشد که از عزیزانم تشکر کنم از خانواده خوبم مخصوصا مادر مهربانم ، از آقای عزیزی از آشنایانم که در مسیر موفقیت من خیلی کمک کردند همین طور از پشتیبانم سرکار خانم حقی که خیلی برای من زحمت کشیدندو در نهایت از دوستم مائده فتاحی که شرایط سال 99 را برایم سهل تر کرد


برای سال دوم چه برنامه ای برای رفع خستگی داشتی ؟

من خسته میشدم و  ساعت مطالعه ام افت می کرد.از طرفی  خستگی و کلافگی سال اولی که  کنکور دادم هم به این سال اضافه شده بود ولی هیچ وقت کنار نکشیدم .به خودم می گفتم باید تلاش کنم .وقتی خسته میشدم درس را به کنار می گذاشتم و پیش خانواده می رفتم یا با دوستان صمیمی ام صحبت می کردم و دوباره به سراغ درس خواندن بر می گشتم


مهم ترین فاکتور موفقیت خودت را در سال 99 چه می دانی ؟

همان طور که گفتم سال اول که کنکور داشتم  نا امید شدم و 3 ماه قبل از کنکور درس را کنار گذاشتم ولی در سال 99 تا روز آخر ناامید نشدم و به تلاشم ادامه دادم


آیا اتفاق افتاد که بخواهی روش مطالعه درسی را نسبت به سال قبل تغییر دهی؟

تنها تفاوت کار من نسبت به سال قبل این بود که سال 98 درس نخواندم ولی در سال 99 درس خواندم .مهم ترین اتفاق برای هر کسی این است که متوجه شود  با تلاش می تواند موفق شود


بچه ها چگونه درسی مثل زیست را مطالعه کنند ؟

به دلیل اینکه سال اول زیاد تمرکزی بر روی زیست نداشتم برای سال دوم پایه و اساس کار را کتاب درسی قرار داده بودم .ابتدا کتاب را روزنامه وار مطالعه می کردم .برای بار دوم سعی می کردم تمرکز بیشتری بروی مطالب داشته باشم اگردر این مرحله  در مفهوم دچار مشکل میشدم به سراغ درس نامه می رفتم .بعد به سراغ کار تستی می رفتم .در هنگام تست زدن چه درست جواب می دادم چه غلط به پاسخنامه مراجعه می کردم .شاید به جرات بگویم که من پاسخنامه زیست را بیشتر از کتاب زیست مطالعه کردم ..در سال اول وقتی سوالی را بلد نبودم و غلط میزدم  در کنار آن کلمه بی دقتی را یادداشت کرده و از آن رد میشدم .ولی در سال دوم وقتی در کنار سوال غلطم  کلمه بی دقتی را می نوشتم متوجه میشدم که ممکن است بازدر آزمون دیگری این سوال را غلط بزنم برای همین به سراغ پاسخنامه می رفتم تا از هدف و منظور طراح آگاه شوم . همه این مراحل را یک وعده در نظر می گرفتم و تا روز آزمون دوبار دیگر این مراحل را طی می کردم .از طرفی در آزمون های دیگر قبل از شروع به مطالعه مبحث جدید دوباره مبحث قبلی را مرور می کردم .شاید بتوان گفت من هر صفحه یا مبحث زیست را برای کنکور ده بار به صورت عمقی کار کرده بودم


برای اینکه در درس ادبیات تسلط پیدا کنی چه کارهایی می کردی؟

ادبیات را به چهار بخش تقسیم کرده بودم لغات، دستور، آرایه ، قرابت  و این چهاربخش را به صورت مبحثی می خواندم .غیر از آن روش های مختلفی برای مرور و تکرار هم در نظر گرفته بودم .من به قرابت علاقه داشتم وقتی تصمیم به یک ربع استراحت می گرفتم در این زمان چند تست قرابت کار می کردم .برای دستور نکته ها و خلاصه ها را یادداشت می کردم یا وقتی تست کار می کردم نکات اضافه را به آن  خلاصه نویسی اضافه می کردم شاید تا کنکور این خلاصه  نکات دستور را ده بار دوره کرده بودم .غیراز این یک برنامه ثابت برای ادبیات داشتم مثلا روزهای زوج قرابت و دستور و روزهای فرد آرایه و لغت و املا کار می کردم .البته زمان ثابت برای انجام این کار در نظر نمی گرفتم و در ساعت استراحت درسی به این امور می پرداختم


چه شد که از سال پنجم در آزمون ها ثبت نام کردی ؟ مهم ترین ویژگی آزمون از نظر تو چیست؟

در ابتدایی مدرسه ما یک مدرسه معمولی بود .در آزمون های پیشرفت تحصیلی همیشه رتبه های خوبی کسب می کردم و اهل رقابت بودم ولی فضای رقابتی خاصی نداشتم .دو برادر دارم که هر دو معلم هستند .یکی از برادرهایم عضو کانون بود و از طریق ایشان با کانون آشنا شدم و در آزمون ها ثبت نام کردم .در آزمون با بچه های بیشتری آشنا شدم و رقابت با بچه های مدارس برتر را آغاز کردم .یادم است در اولین آزمون سال پنجم رتبه دوم صحنه را بدست آوردم و این مشوق خوبی برایم شد و باعث شد تا سال آخر در آزمون ها شرکت کنم . اگر آزمون ها نبود من اصلا درس نمی خواندم همین آزمون ها بود که باعث شد من مجبور به برنامه ریزی برای مطالعه درس هایم شود .من مشاوره تحصیلی نداشتم برنامه راهبردی مثل یک مشاور به من کمک کرد که بدانم برای هر هفته و آزمون چه چیزهایی را باید کارکنم .البته در سال دومی که کنکور دادم ارزش برنامه برای من هویداتر شد


تراز شما در سال پنجم بالا بود چرا این رویه را تا کنکور حفظ نکردید

بزرگترین اشتباهی که باعث شد من در سال های آخر افت کنم این بود که من همیشه روی هوش خودم در درس ها حساب می کردم و مطالعه کمی داشتم .تا هفتم با این رویه جلو می رفتم یعنی مطالعه کم و باغرور کاذب از هوش به هر حال کمک می کرد که تراز بالایی بگیرم ولی وقتم به دهم رسیدم این مطالعه کم کار دستم داد .به گذشته که نگاه می کنم می بینم که هوش به تنهایی نمی تواند باعث موفقیت شود از سال دهم تا پایان سال دوازدهم دیگر هیچ وقت تراز من به 6000 نرسید .من متوجه این شدم که تلاش زیاد در کنار هوش می تواند باعث موفقیت باشد


در تحلیل آزمون به چه مواردی دقت می کردی؟

همان طور که می دانید من در سایت فعالیت زیادی دارم به خاطر همین می دانستم که اکثر بچه ها تحلیل آزمون را جمعه بعد از ظهر انجام می دهند .من باید تحلیل را انجام دهم ولی به توانایی خودم هم نگاه می کردم در برنامه ای که برای خودم داشتم ساعت بعد آزمون را به استراحت اختصاص داده بودم و احساس می کردم تحلیل در این زمان برای من راندمان نخواهد داشت .برای همین تحلیل را شنبه ها انجام می دادم من گوشی نداشتم و پدر و مادرم هم گوشی هوشمند نداشتند برای همین از دفترچه تحلیل را انجام می دادم ولی بعد از کرونا که دسترسی به دفترچه محدود شده بود از گوشی برادرم که به دلیل کرونا غیرحضوری شده بودند استفاده می کردم  .از صبح شنبه شروع به تحلیل می کردم در این تحلیل به تمام سوالات دقت می کردم و جلو می رفتم .لازم به ذکر است که من در طول سال چندبار تحلیل هر آزمون را انجام می دادم .یکی از جاهایی که همه آزمون ها را از ابتدا تحلیل کردم دوران آزمون های جمع بندی ها بود


انتظار کسب این رتبه را داشتی؟

6236 میانگین تراز من در سال 99 بود و واقعیت انتظار قبول شدن در این رشته را نداشتم .روز کنکور با دیدن سوالات متوجه شدم که شاید به هدفم نرسم .بعد کنکور یکی از دوستانم از کنکور پرسید و من گفتم که شاید نمره قبولی پرستاری را هم نیاورم .صبحی که نتایج آمد من بیدار بودم ولی در جریان اعلام نتایج نبودم .زمانی که خواستم گوشی را به شارژ بزنم تصادفی به سایت سنجش مراجعه کردم .و متوجه آمدن نتایج شدم ابتدا فکر کردم که رتبه ام 13870 شده است ولی وقتی دقت کردم متوجه رتبه خودم شدم .هیچ کس باور نمی کرد همه را از خواب بیدار کردم .مادرم باورش نمیشد و فکر می کرد دروغ می گویم حس و حال مادرم در آن لحظه قابل وصف نبود


استراتژی تو برای آزمون های جمع بندی نیم سال اول چه بود ؟

زمانی که به دی ماه رسیدم احساس کردم که آزمون ها را به درستی تحلیل نکرده ام برای همین دوباره گزینه هایی که علامت زده بودم در تمام دفترچه ها پاک کردم و برنامه خودم را بر اساس تحلیل همه آزمون ها از مهر تا دی قرار دادم.هر آزمون که کار می کردم نکات آن را  یاداشت می کردم شاید تحلیل هر آزمون دو روز یا سه روز طول می کشید .اگر متوجه میشدم که سوالی را قبلا غلط زده ام و غلط آن دوباره تکرار شده است در دفتر جداگانه ای آن را یادداشت می کردم و آن ها را تا کنکور چند بار دوره کردم


چگونه برای هر آزمون برنامه ریزی می کردی؟

من برنامه ریزی برای آزمون بعد را جمعه یا شنبه ها انجام می دادم .روال به این صورت بود که حجم درس ها را بین دو هفته تقسیم می کردم .البته زمانی را در هفته اول برای جبران در نظر می گرفتم که اگر به برنامه نرسم بتوان در آن روز جبران کنم .روال برنامه ریزی هم به این صورت بود که با توجه به برنامه راهبردی حجم درس و صفحات و تعداد تست را محاسبه می کردم و روزی را در هفته برای مطالعه آن ها در نظر می گرفتم .البته در پایان هر روز برای برنامه روز بعد ساعت کاری را تنظیم می کردم که مشخص شود از چه ساعت تا چه ساعتی باید چه کاری را انجام دهم


تا جایی که به خاطر دارم فعالیت تو در سایت زیاد بود چه مواردی در سایت برای تو جالب تر بود ؟کدام بخش از مجله را حتما مطالعه می کردی؟

مراجعه من به سایت برای سال دوم نسبت به سال اول که کنکور دادم برنامه ریزی شده تر بود .مثلا زمانی را که برای استراحت در نظر گرفته بودم به سایت مراجعه می کردم در سایت علاوه بر اینکه کامنت می گذاشتم کامنت ها را هم می خواندم به نظرم بهترین بخش سایت مصاحبه با قهرمانان پیشرفت بود .شرایط این بچه ها بیشتر شبیه شرایط من بود و به من انگیزه می داد .یکی از این مصاحبه ها  ، مصاحبه با آقای یوسف متحدی بود که از رتبه 24000 به 660 رسیده بودند . این مصاحبه را از مجله جدا کرده بودم و در اتاقم و بر روی دیوار نصب کرده بودم جمله جالبی در مصاحبه ایشان بود که گفته بودند : من یک روز قهرمان پیشرفت می شوم ابن جمله برای من انگیزه مضاعف ایجاد می کرد


کدام ویژگی کتاب های سه سطحی برای تو کاربردی تر بود

کتاب سه سطحی زیست برای من مفید بود مهم ترین ویژگی آن این بود که اولا سطح بندی داشت و این کمک می کرد که من به تدریج از سطح پایین سوالات هم سطح خودم را کار کنم و با افزایش تراز سوالات سطح بالاتری برای به چالش کشیدن در آن وجود داشت .ضمنا این کتاب ها حجم مناسبی هم دارند  .


توصیه ای برای بچه ها داری؟

اگر در هر شرایطی هستید می توانید نتیجه بگیرید شما می توانید در هر شرایطی قهرمان باشید و این قهرمانی بسیار لذت بخش است .به جایی برسید که وقتی به گذشته خودتان نگاه می کنید و به خودتان افتخار کنید که با چنین شرایطی توانستید موفق شوید .هیچ وقت در هیچ زمانی نا امید نشده و کنار نکشید .وضعیت خودتان را با کسی مقایسه نکنید و سعی کنید پیوستگی را در تمام طول سال حفظ کنید.من 2 ماه قبل کنکور در یک آزمون 40% زیست را آوردم شاید هر کسی بود نا امید میشد ولی من نا امید نشدم و به تلاش خودم ادامه دادم