الهام وطنخواه، دوازدهم تجربی از تبریز
درس خواندن در شرایط کرونا چگونه است؟
در تعطیلات کرونایی هر روز 11 ساعت درس میخوانم
الهام وطنخواه در یک نگاه
شهر: تبریز (استان آذربایجان شرقی)
مدرسه: فرزانگان ۱
سالهای حضور در کانون: از هفتم تا دوازدهم بهمدت ۶ سال
میانگینتراز: ۷۷۰۰
شغل پدر: دبیر ادبیات فارسی و عربی
شغل مادر: مهندس بهداشت محیط
از پدر و مادر و خانوادهات میگویی؟
پدرم دبیر ادبیات فارسی و عربی و مادرم مهندس بهداشت محیط است. تکفرزند هستم و خواهر و برادر ندارم.
قبل از شیوع کرونا، از خودت چه ارزیابیای داری؟
وقتی دهم بودم، هدفم برترشدن در آزمونهای کانون در سطح شهرم بود. وقتی به سال یازدهم رفتم، هدفم را رتبه در سطح کشور قرار دادم. از همان زمان کنکور برایم جدیتر شد. من قبلاً زیاد اهل رقابت و مقایسهی خودم با دیگران نبودم. سال دوازدهم این سنجش کمی بیشتر شد و این مقایسهکردن به من صدمه زد. بهجای اینکه به تلاش خودم فکر کنم به فکر رقیبانم بودم که آنها چهکار میکنند. بعد از مدتی تصمیم گرفتم دیگر خودم را با دیگران مقایسه نکنم. وقتی بیماری کرونا جدی شد و آزمونهای بهصورت آنلاین برگزار شد، رتبهها دیگر در کانون توجه نبود و باعث شد خودم را کمتر با دیگران مقایسه کنم.
ناامیدی یا خستگی به سراغت نیامد؟
از آزمون ۲۵بهمن به بعد، گاهی ناامید شدهام؛ اما سعی میکنم این احساس را بهنوعی مدیریت کنم. قبل از تعطیلی مدرسه، درسها را تمام کرده بودیم و وقتی مدارس بهطور رسمی تعطیل شد، مشکلی برایم پیش نیامد.
اتفاقاتی که بهدلیل شیوع کرونا افتاد، صدمهای به برنامهات نزد؟
از بعضی جهات این تعطیلیها خوب نبود. وقتی در مدرسه با همکلاسیهایم رقابت میکردم، باعث میشد سرعتم در حل مسائل بیشتر شود یا وقتی مشکلی برایم پیش میآمد با دبیرها و دوستانم مطرح میکردم. بیشترْ از لحاظ روحی تأثیرگذار بود.
چطور با این وضعیت کنار آمدهای؟
هر وقت احساس سستی میکنم و از رسیدن به هدفم ناامید میشوم، با خودم و خدا خلوت میکنم. خیلی به هدفم فکر میکنم و به این فکر میکنم که دیگر چیزی به رسیدن نمانده است و حیف است که با ناامیدی خرابش کنم. این دوران البته فوایدی هم داشت و باعث میشد بچهها از استرس فاصله بگیرند. در این دوران خانواده سهم مهمی دارد. من هم خیلی مدیون خانوادهام هستم. دبیرانم هم وقتی احساس میکردند خسته شدهام، با من حرف میزدند. یکی از آنها آقای خادم، دبیر زیست، است. در این دوران حرفهای انگیزشی ایشان خیلی کمکم کرد.
وقتی آزمونها غیرحضوری و برخط شد، تأثیر منفی رویت نگذاشت؟
از لحاظ زمانبندی تأثیر بدی رویم گذاشت. مجبور بودم آزمون را خیلی دیرتر شروع کنم. مجبور بودم صبر کنم تا مغازهها کارشان را شروع کنند تا بتوانم برگههای دفترچهی سؤالات را پرینت بگیرم. در واقع آزمون را بهجای ساعت ۸، ساعت ۱۱ شروع میکردم. این موضوع، زمانبندی کل هفتهام را به هم میریخت. با خودم فکر میکردم که رقیبهایم در خانه کاملاً شبیهسازیشده آزمون میدهند و من نمیتوانم مثل آنها شبیهسازی کنم این فکرها استرسم را زیاد میکرد.

این احساس در همهی آزمونهای آنلاین برایت پیش آمد یا احساست بهمرور تغییر کرد؟
برای آزمون اول کمتر به زمانبندی توجه میکردم و بین درسها به خودم استراحت میدادم. بعد که دیدم دارم از هدفم دور میشوم، تصمیم گرفتم که جدیتر بگیرم. آزمونهای بعدی که زمانبندی را بهتر رعایت کردم، نمرههای اختصاصیام بهتر شد. در یکی از آزمونهای آنلاین مشکلی برایم پیش آمد. دو درس را به دلیل زمان کم پاسخ ندادم و روی ترازم خیلی تأثیر گذاشت و وقتی نتیجهام را گرفتم شوکه شدم. وقتی دیدم نمرههایم خوب بوده و فقط بهدلیل آن دو درسی که صفر شده بود، آنقدر افت کرده بودم. وقتی در خانه به آنها جواب داده بودم، در یکی نمرهام ۱۰۰ و در دیگری ۸۷ شد. یکی از آزمونها را هم نتوانستم پرینت بگیرم و این هم یکی دیگری از مشکلات آنلاینبودن آزمونها برایم بود.
چه عوامل بازدارندهی دیگری کار را برایت سخت میکرد؟
در تابستان که قرار بود به سال دوازدهم بروم، دچار اختلال در خواب شدم و به پزشک مراجعه کردم. شبهایم با ناامیدی همراه بود و از شبها میترسیدم. نمیتوانستم درس بخوانم و ساعت مطالعهام کم شد. سعی کردم علاوه بر عمل به تجویز پزشک، خودم راه درمانم را پیدا کنم. کمتر به رتبه فکر کردم و فهمیدم منشأ مشکلم، نگرانیهایم بابت رتبه است. دو ماه درگیر این مشکل بودم و در نهایت، توانستم این مشکل را پشت سر بگذارم. در آزمون ۲۵ بهمن نمرههایم در بعضی از درسها خیلی کمتر شد و وقتی به کلاسها رفتم با بازخوردهای منفی روبهرو شدم و روحیهام را خیلی تحت تأثیر قرار داد. مدت یک هفته خیلی ناامید بودم؛ اما توانستم خودم را کنترل کنم. اوایل که بیماری کرونا شایع شده بود، از اینکه دیگر خودم را با کسی مقایسه نمیکردم و کاری به رتبه نداشتم، نگرانی نداشتم؛ ولی وقتی در آزمونهای آنلاین شرکت کردم و دوباره موضوع رتبه و تراز به میان آمد، اوایل بهدلیل مقایسهکردن روحیهام بد شده بود. از طرفی چون با آزمونهای آنلاین آشنا نبودم، نمیتوانستم بهدرستی صورت سؤال را بخوانم. گاهی چون بعضی از سؤالات را نمیدیدم، پاسخ هم نمیدادم و باعث میشد نمرههایم خیلی کم شود. وقتی اسم خودم را پایینتر از رقبایم میدیدم، هفتهبههفته ناامیدیام بیشتر میشد. بررسی کردم که اشتباه کارم کجاست. فهمیدم صورت سؤال را خوب نمیخوانم و برای این کار تمرین کردم. همچنین مشکل زمانبندی داشتم و زمانبندیام را کندتر کردم تا دقیقتر سؤالها را بخوانم و به آنها جواب بدهم.
ساعت مطالعهات چگونه بود؟
وقتی به مدرسه میرفتم، روزی حدود ۶ ساعت و در روزهای تعطیل حدود ۱۱ ساعت میخواندم. الان هم همان ۱۱ ساعت را حفظ کردهام. وقتی مدرسهها تعطیل شد، ساعت خوابم کمی بههمریخته شد و ساعت ۹ صبح بیدار میشدم. این موضوع نگرانم میکرد. وقتی در آزمون غیرحضوری شرکت کردم، چون باید ۸ صبح در آزمون شرکت میکردم، ساعت خوابم کمی تنظیم شد. ساعت مطالعهام اوایل افت کرد. این احساس را داشتم که کنکور خیلی به تعویق میافتد و وقت دارم. بعداً متوجه شدم حتی اگر خیلی عقب بیفتد، رقیبهایم ممکن است مثل من فکر نکنند و همچنان با قدرت ادامه دهند. من هم سعی کردم مثل آنها باشم.
در خانه در اوقات فراغت چهکار میکنی؟
خیلی فیلم دوست دارم و فیلم تماشا میکنم.
همراهی کانون را چگونه ارزیابی میکنی؟
سؤالات آزمونها نسبت به آزمونهای دیگر، استاندارد است و وقتی کارنامه میدهد انگیزهام را برای تلاش بیشتر میکند. کانون باعث میشود زمانبندیها را هم رعایت کنیم.
سایر گفتوگوهای داوود اکبری را در لینک زیر بخوانید:
