گنبد سلطانيه، شاهکاري از معماري ايراني + عکس
گنبد سلطانيه به عنوان شاهکاري از معماري دوره اسلامي، به عنوان بلندترين گنبد آجري جهان در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيدهاست.
اين بنا آرامگاهي متعلق به الجايتو، حاکم مغول در قرن ششم هجري قمري است که آن را وسط دشتي زيبا،شبيه دشتهاي مغولستان بنا کردهاست.
گنبد سلطانيه بين سالهاي 702 يا 703 تا 712 هجري قمري ساخته شدهاست. اين بنا به دستور الجايتو يا هما سلطان محمد خدابنده ساخته شد و خواجه رشيدالدين فضلالله همداني در ساخت آن نظارت داشت.
گنبد سلطانيه در حدود 300 کيلومتري تهران و در شهر سلطانيه، در نزديکي زنجان واقع شده و از دور در ميان دشتي سرسبز چونان نگيني آبي ميدرخشد.
زماني که ساخت اين بنا آغاز شد، الجايتو هنوز مسلمان نشده بود، اما سالهاي آخرين ساخت گنبد سلطانيه او پس از مشرف شدن به زيارت حضرت علي (ع) و فرزندش امام حسين (ع) مذهب شيعه را پذيرفت و قصد کرد تا قبر حضرت علي (ع) را از نجف به سلطانيه بياورد. پس گنبد سلطانيه را به امام اول شيعيان اختصاص داد.
اما ديري نپاييد که عالمان شيعه در آن زمان، او را با مخالفتهاي خود از انجام اينکار منصرف کردند و اين شد که ساخت گنبد سلطانيه دوباره به ايده اوليه خود، يعني آرامگاه الجايتو بازگشت.
سلطانيه پايتخت مغولان در زمان الجايتو يا همان سلطان محمد خدابنده بود. پيش از آن شهري به اين نام وجود نداشت و بر اساس آنچه که در نوشتههاي آشوري ديده ميشود، حدود سده هشتم قبل از ميلاد، اقوام ساکاراتيها در دشت سلطانيه ساکن شدند. همچنين در زمان فرمانروايي مادها، اريباد خوانده شده و از سوي ديگر زمان پارتها به ارساس شهرت پيدا کردهاست. حمدالله مستوفي در کتاب نزهه القلوب مينويسد که پيش از سلطنت سلطان محمد خدابنده، اين شهر را شريزا يا شهرياز ميخواندند.
گفته ميشود مغولان آن هنگام در تبريز را پايتخت کرده بودند، براي گذراندن وقت و انجام امور شکار به سلطانيه ميآمدند پس به دستور ارغونخان، آقاخان، فرزند هولاکوخان، چهارمين سلطان مغول، عمليات ساخت شهر سلطانيه در سال 1270 ميلادي در مکان فعلي آغاز ميشود.
هرچند اين شهر پس از مرگ الجايتو از رونق افتاد و ديگر پايتخت ايلخانان نماند اما گنبد سلطانيه به دليل شگفتيهاي معماري، همچنان نام اين شهر را زنده نگه داشت.
گنبد عظيم سلطانيه به صورت يک هشت ضلعي بنا شده که گنبد آن به صورت نيمکردهاي به ارتفاع 54 و قطر 25 متر روي اين هشت ضلعي روي قرار گرفتهاست. گنبد به دليل استفاده از کاشيهاي آبي رنگ، به مانند نگيني فيروزهاي درآمدهاست.
هر کدام از اضلاع اين هشت ضلعي را منارهاي به اتمام ميرساند. در وصف اين منارهها بسيار گفته شدهاست. برخي معتقدند که اين منارهها براي پخش اذان در تمام سمتهاي گنبد است و برخي ديگر ميگويند اين منارهها، فدايي هستند و به محض وقوع زلزله فرو ميريزند تا بنا آسيب نبيند.
بستر اين بنا از طبقات فشرده شن و ماسه به عمق تقريبي 8 تا 10 متر تشکيل شده و از مقاومت بسيار خوبي برخوردار است. گفته ميشود طي اين سالها (حدود 700 سال) اين بناي 1600 تني تنها حدود 8 سانتيمتر نشست داشتهاست.
طبقه فوقاني و جدا از دهليزهاي داخلي گنبد سلطانيه، يکي از شاخصترين بخشهاي آرمگاه است. اين بخش بالکنهايي هشتگانه هستند که از ايوانها رو به بيرون شکل گرفتهاند و تزئينات زيبايي از کاشيکاري، مقرنس، تسمهکشي، گچکاري و تلفيقهايي از آجر و کاشي به همراه کتيبههاي متعدد تشکيل شدهاند. اين بالکنها چشماندازهاي بينظيري دارند.
نورگيرهاي خارقالعاده گنبد سلطانيه هر بينندهاي را مبهوت ميکند. برخي نورگيرهاي اين بنا را به ساعت آفتابي براي انجام امور مذهبي تشبيه کردهاند.
گفته ميشود که اگر نور از سوراخ گنبد اصلي بتابد زمان اذان ظهر است. نوري که از پنجرههاي بزرگ ميتابد ساعت را نشان ميدهد و نور پنجرههاي کوچک، حدود دقيقه را به نمايش ميگذارد. بر همين اساس گفته ميشود که هشت ضلعي بودند بنا هم به همين علت است.
بنا به روايتي گفته ميشود که گنبد سلطانيه بر اساس طرحي از آرمگاه غازانخان که آن نيز از بناي آرمگاه سلطان سنجر الهام گرفته شده، ساختهشده است. با اينحال پلان آن آرامگاهها مربع اما گنبد سلطانيه هشتضلعي است. از سوي ديگر جنبههاي ابتکاري در اين بنا آن را به يکي از شاخصترين بناهاي دوره اسلامي در جهان بدل کردهاست.
همچنين گفته ميشود که گنبد کليساي سانتاماريا دلفيوره با تقليد از گنبد سلطانيه حدود صد سال پس از آن ساخته شدهاست.
آرتور پوپ پژوهشگر بزرگ تاريخ ايران ميگويد که گنبد سلطانيه به رغم حجم بزرگش سبک و با روح به نظر ميرسد و مانند طاق آسمان مستحکم است. بارها و فشارها به درستي در نقاط نسبتاً معدودي تمرکز يافتهاند و هيچ مانعي براي آنکه حرکت هماهنگ و رو به عروج بنا را کند يا مخدوش کند وجود ندارد؛ از اين رو بنا از لحاظ ساختار يک شاهکار است.






