مبانی هنرهای تجسمی
فصل10: كنتراست رنگ
كنتراست رنگ:
منظور از كنتراست رنگها، وجود روابط و تأثيراتي است كه هم تمايز بين رنگها و هم تأثيرات متقابل ميان آنها را، از نظر بصري مورد بررسي و مقايسه قرار ميدهد و بدون درك اين رابطه قادر به مقايسه آنها نخواهيم بود.
انواع کنتراست رنگ:
1) كنتراست ته رنگ
كنتراست ته رنگ، از سادهترين كنتراستهاي هفتگانه رنگ است. كنتراست ته رنگ، بين رنگهاي خالص وجود دارد.
رنگ خالص، فقط سه رنگ اصلي نيست، بلكه شامل همه رنگها بهجز رنگهايي است كه با سفيد، سياه، خاكستري و رنگ مكمل خودش، تركيب شدهاند.
شديدترين كنتراست ته رنگ، ميان سه رنگ اصلي بهوجود ميآيد. كنتراست ته رنگ ميان رنگهاي درجهي دوم، بهمراتب كمتر وجود دارد.
نکته: رنگهايي كه از نظر رنگين بودن به يكديگر نزديك هستند، شدت كنتراست ته رنگ كمتري، ايجاد ميكنند. وقتي رنگها با سياه و سفيد مخلوط شوند، از ميزان كنتراست ته رنگ آنها، كاسته ميشود. هرگاه رنگهاي سياه و سفيد در كنار رنگهاي خالص استفاده شوند، به ايجاد كنتراست ته رنگ، كمك زيادي ميكنند.
رنگ سياه در كنار رنگها، بر شدت روشنايي و درخشش آنها ميافزايد. در حاليكه سفيد، رنگها را به صورت تيرهتري جلوهگر ميسازد.
- در آثار نقاشي مدرن به ويژه آثار نقاشان انتزاعگرا، اين كنتراست مورد توجه قرارگرفته است.
2) كنتراست تيرگي- روشني رنگ:
تيرگي و روشني يكي از وجوه متمايز كنندهي رنگها و شكلها از يكديگر است. ميزان تيرگي هر رنگ را ميتوان به طور مناسب با يك درجه از خاكستري بيفام (خاكستري حاصل از تركيب سياه و سفيد)، نشان داد.
روشنترين رنگ در دايرهي رنگي، زرد و تيرهترين رنگ آن، بنفش است.اين دو شديدترين درجه از كنتراست تيرگي – روشني رنگ هستند.
ارزشهاي تيره- روشن رنگها، معمولاً بستگي به شدت و نوع نوري دارد كه بر آنها تابيده ميشود.
وقتي از شدت نور كاسته شود، رنگهاي گرم (قرمز، نارنجي و زرد) تيره و خاموش ميشوند و بالعكس رنگهاي سرد (سبز و آبي) روشنتر ديده ميشوند.
در آثار نقاشي، بخشي از پلانبندي و نمايش عمق فضايي، بهكمك تيرگي و روشني رنگها انجام ميشود.
در پلان اول، رنگها روشنتر، در حالي كه در پلانهاي دوم و سوم از رنگهاي خاموشتري استفاده ميشود.
در بسياري از آثار چاپ دستي، از شدت كنتراست تيرگي- روشني استفاده ميشود.
در آثار نقاشي چيني، خوشنويسي چيني و خوشنويسي ايراني، از اين تضاد استفاده ميشود.
3) كنتراست رنگهاي سرد و گرم:
كنتراست سرد و گرم بر پايهي احساس دروني، از ديدن رنگها بهوجود ميآيند.
رنگهاي گرم مانند قرمز، زرد و نارنجي و رنگهاي سرد مانند سبز و آبي ميباشند.
نکته: معمولاً احساس سردي و گرمي رنگها، مربوط به دريافت و تجربهي ما، از عناصر موجود در طبيعت است.
ميتوان رنگهاي قرمزنارنجي را بهعنوان پرحرارتترين رنگ و سبزآبي را سردترين رنگ، احساس كرد.
رنگهاي گرم، معمولاً نزديكتر به نظر ميرسند، در حاليكه رنگهاي سرد عقبتر و در فاصلهاي دورتر ديده ميشوند. بدين ترتيب رنگهاي سرد و گرم در ايجاد دوري و نزديكي، نقش مهمي دارند و در نمايش پرسپكتيو جوي، به هنرمندان كمك ميكنند.
نکته: نقاشان امپرسيونيست عموماً از كنتراست سرد و گرم در آثارشان استفاده ميكنند.
4) كنتراست رنگهاي مكمل:
وقتي دو رنگ مكمل در كنار هم قرار ميگيرند، درخشش و قدرت فام آنها، به شديدترين درجه ميرسند. اما اگر با هم تركيب شوند، تركيب كاهشي اتفاق ميافتد و يكديگر را خنثي ميكنند.
از تركيب دو رنگ مكمل، خاكستري تيرهاي بهدست ميآيد، در حاليكه از تركيب افزايشي دو دسته از پرتوهاي رنگي مثل قرمز و آبي فيروزهاي (سايان)، مجدداً نور سفيد بهدست ميآيد.
در آثار نقاشي قديم ايراني، استفاده از رنگهاي مكمل، ديده ميشود.
در آثار نقاشان پست امپرسيونيسم (سورا، سينياك، ونگوگ، گوگن و سزان)، استفاده از رنگهاي مكمل بسيار ديده ميشوند.
5) كنتراست همزمان (همپايه، سيمولتانه):
كنتراست همزمان ناشي از تأثير عمومي رنگها بر روي احساس بينايي است و با رابطه، ميان رنگهاي مكمل ايجاد ميشود.
تأثير كنتراست همزمان بهروي رنگهايي كه در مجاورت يكديگر نيز قرار گرفتهاند، وجود دارد.
تأثير كنتراست همزمان بر يك خاكستري كه برزمينهاي رنگي قرار گرفته است، بهگونهاي است كه آن را به رنگ مكمل
رنگ زمينه سوق ميدهد.
تأثير كنتراست همزمان نه تنها در مجاورت رنگها، بلكه در ميان خاكستريهاي بيفام (تركيب دو رنگ سياه و سفيد) نيز با يكديگر بهوجود ميآيد.
تصوير جانشين:
تصوير جانشين، يك پديدهي «پستصوير» است و گاهي ممكن است با كنتراست همزمان، اشتباه شود، در حالي كه با آن فرق دارد و اين پديده جزء مبحث كنتراست محسوب نميشود. ميتوان با يك مثال ساده آن را عنوان نمود.
«وقتي به چيزي نگاه ميكنيم، به طور معمول تصوير آن به روي شبكيهي چشم ثبت ميشود. يعني تصويرش در شبكيه نقش ميبندد. اگر چنان چه بلافاصله جهت نگاه تغيير كند يا تصوير ديگري در مقابل چشم قرارگيرد، تصوير قبلي با تصوير جديد در ميآميزد. اين ويژگي را تصوير جانشين يا «پس تصوير» ميگويند. در سينما و انيميشن از همين ويژگي، استفاده شده است.
6) كنتراست كيفيت (خلوص و اشباع رنگ):
وقتي يك رنگ خالص در كنار رنگهاي ناخالص (رنگهايي كه با سياه، سفيد و يا مكمل خود مخلوط شدهاند) قرار ميگيرد كنتراست كيفيت رنگ ايجاد ميشود. در هنرهاي بصري با بهره گرفتن از كنتراست كيفيت، اوج درخشش رنگها به نمايش گذاشته ميشود.
بهمحض اينكه يك رنگ با سياه تيره و با سفيد روشن شود و يا با خاكستري يا رنگ مكمل خود، مخلوط شود از حالت خلوص خارج شده، درخشش رنگين خود را از دست ميدهد و مايه رنگهاي كدري، بهوجود ميآيد.
7) كنتراست كميت (وسعت سطوح):
در ايجاد كنتراست كميت، دو عامل نقش اساسي دارند:
1) ميزان درخشش و خلوص رنگ 2) ميزان بزرگي سطح يا لكهي رنگي.
گوته (شاعر، فيلسوف و رنگ شناس سدهي نوزدهم) براي ميزان روشني رنگها، اعدادي را پيشنهاد كرده است:
زرد9/ نارنجي 8/ قرمز 6/ سبز6/ آبي 4/ بنفش 3
بنابراين ارزشهاي عددي رنگهاي مكمل نسبت به يكديگر، به شرح ذيل است.
زرد به بنفش = 9: 3
يعني وسعت سطح رنگ بنفش، بايستي 3 برابر وسعت سطح رنگ زرد باشد تا از نظر تأثير بصري با آن هماهنگ باشد. بنابراين نسبت زرد به بنفش 1 به 3 است.
نارنجي به آبي = 8: 4
يعني وسعت سطح رنگ آبي، بايستي 2 برابر وسعت سطح رنگ نارنجي باشد تا از نظر تأثير بصري با آن هماهنگ باشد. بنابراين نسبت نارنجي به آبي 1 به 2 است.
قرمز به سبز= 6: 6
يعني وسعت سطح رنگ قرمز و سبز با هم برابرند. بنابراين نسبت قرمز به سبز 1 به 1 است.
