این دنیای آرایههای ادبی، عجب جهان شگفتانگیزی است. این بار با گشتوگذار در کوچه پسکوچههای آرایه، به این موضوع رسیدم که شاعران ما همه کاشفان بزرگی بودهاند؛ زیرا شنیدهام که کشف یعنی دیدن چیزی که همگان ندیدهاند و فکر به چیزی که هیچ کس فکرش را نکرده است.
شاعران با این طرز فکر و زاویهی دید، زیباییهای فراوان را در پردهی شعر، به تصویر کشیدهاند. دو آرایهی موازنه و ترصیع نیز ابزاری بودهاند تا شاعران، کشفیات خود را به شکل موزونتری به رخ دیگران بکشند و البته کاربرد این آرایهها نیز طراحان سؤال کنکور را بر آن داشته تا میزان آشنایی ما را با آرایههای ادبی بسنجند.
در بیت زیر:
این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
وین تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید
به جز واژههای تکراری، کلمات دو مصراع، با هم سجع متوازی ایجاد کردهاند و آهنگ دلنشین بیت تا حدی مدیون این سجعهاست.
چرخ ارچه رفیع، خاک پایت
¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯ ¯
عقل ار چه بزرگ، طفل راهت
روبهرویی سجعهای متوازن، آرایهی موازنه را پدید میآورد که از عوامل آفرینش موسیقی در یک بیت است.
حال مثال زیر را بخوانید:
ما برون را ننگریم و قال را ما درون را بنگریم و حال را
این بیت، موازنه دارد؛ اما جز واژههای تکراری، سجعهای موجود در آن یعنی: «برون/ درون» و «قال/ حال» متوازیاند؛ که علاوه بر هموزنی، واجهای پایانی آنها نیز یکسان است. موازنهای که همهی سجعهای آن متوازی باشد، ترصیع نام دارد.
بشر ماورای جلالش نیافت بصر منتهای جمالش نیافت
نکتهی 1: در ابیات و جملههایی که سجعهای متوازی و متوازن در مقابل هم قرار میگیرند، آرایهی موازنه موجود است؛ زیرا ترصیع، زمانی پدید میآید که همهی سجعها متوازی باشند. مثلاً در بیت زیر:
گه به نوای عَلمش برکشند گه به نگار قلمش درکشند
دو واژهی «نوا و نگار» سجع متوازن و باقی کلمات، سجع متوازی ایجاد میکنند؛ پس در این بیت آرایهی موازنه برقرار است نه ترصیع.
نکتهی 2: همهی ترصیعها موازنه هم هستند، ولی هر موازنهای ترصیع نیست.
حال شما خود را بیازمایید و ترصیعها و موازنهها را در ابیات زیر مشخص کنید:
گر از سلطان طمع کردم، خطا بود ور از دلبر وفا جستم، جفا کرد1
زبانش توان ستایش نداشت
روانش گمان نیایش نداشت2
گردون چه خواهد از منِ بیچارهی ضعیف گیتی چه خواهد از منِ درماندهی گدا3
زشت باید دید و انگارید خوب زهر باید خورد و انگارید قند4
ای منوّر به تو نجوم جمال وی مقرّر به تو رسوم کمال5
