پرونده هنر / روایت عاشورا در نقاشی قهوه‌خانه‌ای

نقاشی قهوه‌خانه‌ای اصطلاحی است برای توصیف نوعی نقاشی روایی رنگ روغنی با مضمون‌های رزمی....

پرونده هنر / روایت عاشورا  در نقاشی قهوه‌خانه‌ای

نقاشی قهوه‌خانه‌ای اصطلاحی است برای توصیف نوعی نقاشی روایی رنگ روغنی با مضمون‌های رزمی، مذهبی و بزمی که در دوران جنبش مشروطیت بر اساس سنت‌های هنر مردمی و دینی و با اثرپذیری از نقاشی طبیعت‌گرانه‌ی مرسوم آن زمان به دست هنرمندانی مکتب‌ندیده پدید شد.

شاید بتوان قهوه‌خانه را خاستگاه این نوع نقاشی دانست؛ زیرا نه فقط پیوندی نزدیک با نقالی داشت بلکه صاحبان قهوه‌خانه از نخستین سفارش‌دهندگان آن به شمار می‌آمدند.

موضوع پرده، محل نصب آن را معین می‌کرد مثلاً موضوع روز عاشورا برای تکایا.

نقاشی قهوه‌خانه با هنرمندانی چون محمد مدبر به اوج شکوفایی رسید و بر هنر معاصر نیز تأثیر گذاشت.

استاد محمد مدبر دومین بنیان‌گذار مکتب نقاشی به شیوه‌ی قهوه‌خانه‌ای بود. قلمی پرتوان و شکوهنده در هنر تصویرسازی در زمینه‌ی وقایع کربلا و حماسه‌های مذهبی بر پرده‌ی درویشی و بوم نقاشی داشت. او در ساخت و پرداخت چهره‌ی خاندان پیامبر و اولیا و اهل حق و معصومیت شهیدان کربلا و آشکار کردن شقاوت و خشونت و سنگدلی اشقیا و دشمنان اهل بیت رسالت، هنری والا و بی‌همتا نشان داده است.

محمد مدبر کار نقاشی روی بوم و پرده را در قهوه‌خانه و به تشویق و سفارش حسین قوللر، دوست دوران کودکی و یار همراه قلم نقاشی‌اش آغاز کرد. در قهوه‌خانه‌های سر پل دربند، قهوه‌خانه‌ی مش صفر در میدان سیداسماعیل و قهوه‌‌خانه‌ی عباس تکیه، به سفارش قهوه‌چیان تابلو و پرده می‌کشید و از این راه زندگی را می‌گذراند.

محمد در هفت‌سالگی یتیم شد. در خردسالی در تعزیه‌خوانی‌های تکیه‌ی دولت به نقش یکی از طفلان مسلم درمی‌آمد. ده- دوازده ساله بود که به شاگردی نزد استاد علی‌رضا قوللر رفت. در کارگاه کاشی‌سازی استاد علی‌رضا با پسر او، حسین، آشنا شد. هر دو در این کارگاه به آموختن راز و رمز نقاشی و رنگ‌آمیزی روی کاشی پرداختند و با یکدیگر در هنر نقش‌پردازی رقابت می‌کردند.

هادی سیف در کتاب نقاشی قهوه‌خانه می‌نویسد:

وقتی استاد محمد عاشورا و روز محشر را نقاشی می‌کرد، در یک دستش قلم‌موی نقاشی بود و در دست دیگرش دستمالی خیس از اشکی که می‌ریخت. در این اوقات، غالباً با صدای خوشی که داشت، نوحه‌ای می‌خواند. آدم قبول می‌کرد آن‌چه را می‌خواند دارد نقاشی می‌کند. به سبب همین شیفتگی و اخلاص بود که او را نقاش عاشورا می‌خواندند.

استاد محمد مدبر وقتی در هنر نقاشی خیالی به قله رسید، از سنت معمول در هنر نقاشی قهوه‌خانه‌ای که خود از بنیان‌گذاران آن بود، کمی دوری جست و با نوآوری در هنر سنتی به طبیعت‌سازی پرداخت. نقاشی بعضی از تابلوهایش، مانند «مصیبت کربلا»، ذوق و گرایش او را به طبیعت‌سازی نشان می‌دهد. مدبر سبب این بدعت‌گذاری را به شاگردانش چنین بیان می‌کرده است:

«به من می‌گویند تو طبیعت‌سازی می‌کنی. می‌گویم اگر همه‌اش خیال‌سازی باشد، این خیال‌سازی که عاقبت، کار دست نقاشی ما می‌دهد. یک وقت کفگیرمان به ته دیگ می‌خورد. یک جوری هم باید قواعد را رعایت کرد.»پرونده هنر / روایت عاشورا  در نقاشی قهوه‌خانه‌ای

منبع :

پاسخ تلفنی به سوالات شما
پاسخ تلفنی به سوالات مشاوره ای و آموزشی شما

باسخ به سوالات شما در زمینه مشاوره کارنامه و هدف گذاری برای آزمون ها ، شروع مطالعه برای کنکور 97 ، روش درس خواندن ، مدیریت منابع و تکمیل ظرفیت کنکور 96 و ...

از طریق تلفن ثابت در سراسر کشور بدون پیش شماره
با شماره 9099071219 تماس بگیرید
ساعت پاسخگویی از 8 صبح تا 12 شب